دعانویس شبستر
دعانویس شبستر میکرد، چیزی نمیگفت، حتی به والدین خودش. مادرش یک بار به من گفته بود: «او آنقدر ارادهی قویای دارد که مشکلساز است.» علاوه جفر بر این، او نسبت به کارمندان بسیار طعنهآمیز بود، بنابراین کیچیا هر وقت او را میدید، عصبانی میشد. کیچیا اغلب شیطانی از این موضوع به من شکایت میکرد. با […]
دعانویس دیزج حسینبیگ
دعانویس دیزج حسینبیگ نداشت سالم برگردد، بنابراین اعلام کرد که همسرش را طلاق خواهد داد و اگر او با حرفهایش موافقت نکند، با او مثل یک روس رفتار فرشتگان خواهد کرد و حمام خون راه خواهد انداخت، فرشتگان و شمشیرش را کشید و به دنبالش دوید.دخترملایم انجام شدمیتواند با گفتن این حرف، دوستم نگاهش را […]
دعانویس زنوز
دعانویس زنوز یا ۱۳ ژانویه سال بعد، پس از تسلیم پورت آرتور. آنها در ۱۲ یا ۱۳ ژانویه جمعآوری شدند و در آن زمان بود که کسانی که سرنوشتشان بررسیهای کتاب شناسی در حوزه علوم خفیه نشان میدهد که نامعلوم بود رسماً به عنوان کشته شده در جنگ شناخته شدند. بقایای همه مردان حدود ۱۵ […]
دعانویس خمارلو
دعانویس خمارلو درخشش لحظهای را بسیار شدیدتر از یک فرد عادی جذب فرشتگان میکند . دگرگونی صداقت و وقار، قدرت نامیده میشود . قدرت در فردی ساکن است که آن را در لحظه برقرار میکند. یک ملت، مانند یک دین، صرفاً پوسته یک جیرجیرک است که قدرت یک فرد بزرگ از آن سلب شده است […]
دعانویس صوفیان
دعانویس صوفیان فایدهای دارد که با چنین کسی باشد؟» «بهتر از این است که مثل تو بدهکار باشی.» «مسخره نشو!» «من او را از بچگی میشناسم و همیشه میگفت که میخواهد با من ازدواج کند – با اینکه حقوق ماهیانهاش چهل ین است، خانوادهی تو خوب هستند -» «خانواده ممکن است خوب باشند، اما شرط […]
دعانویس زرنق
دعانویس زرنق نمیآوردند، کسانی که صف کشیده بودند از دید ناپدید میشدند و کسانی که جلوتر میرفتند، میافتادند. هر نفر تنها بود و کسی نبود که از او محافظت کند. «در آن لحظه، چیزی است که حتی نمیتوانیم تصورش را بکنیم.» «در واقع، دوست من. » همسرش که دوباره با یک فلاسک ساکی بیرون آمد […]
دعانویس ایلخچی
دعانویس ایلخچی این لذت ناشی شود، باید آن را خوشبینی تراژیک نامید . به نظر من، برای انسانهای فانی، غم و اندوه مانند سرنوشت در اعماق قلب نهفته است، بنابراین خوشبین بودن در مورد آن مانند پوشاندن آن با نوعی ابراز وجود است شیاطین – مردی مانند امرسون ارادهای قوی داشت، حتی بیماری ریوی خود […]
دعانویس خداجو
دعانویس خداجو است. در آن آمده است: “وقتی آن را جلوی فرعون و اتباعش انداخت، به مار تبدیل شد” و خردمندان و جادوگران مصری هر کدام توانستند عصای خود را به مار تبدیل کنند، اما عصای هارون همه آنها را بلعید. همچنین میتوان آن را به عنوان یک اثر ماندگار از غم و اندوه دانست […]
دعانویس عاشقلو
دعانویس عاشقلو برسم، اما نمیخواستم اینطور به نظر برسد که من سومین نفری هستم که به گروهی از دو مرد هرزه پیوستهام، بنابراین وانمود کردم که هیچ مشکلی وجود ندارد. مادرم به من گفت: «مگر وظیفهی یک گیشا نیست که از وقوع چنین اتفاقی جلوگیری کند؟» «فکر کنم .» جواب دادم، اما در دلم داشتم […]
دعانویس سیهرود
دعانویس سیهرود میکنی؟» «میخواهم به توکیو برگردم.» «اگر میخواهی برگردی، چرا همین الان برنمیگردی؟» «به مادرم گفتم اگر نیاید دنبالم، میمیرم.» « این وحشتناک است. اما فکر نمیکنم مادرت از چنین چیزی بترسد. » «مادرم خیلی خیلی من را دوست دارد .» « تو خیلی مغروری. چه کسی عاشق کسی مثل تو میشود؟ اصلاً چه […]