دعا برای ضعیفی بدن
دعا برای ضعیفی بدن | شروع گرفتن صفر تا صد 100% دعا و طلسم توسط بهترین استاد و 100% تضمینی , لطفا میزان اهمیت دعا برای ضعیفی بدن را با ۵ ستاره مشخص کنید تا ما سریع تر مطلع شده و موضوعات مرتبط با دعا برای ضعیفی بدن را برای شما فراهم کنیم.۲۰ اسفند ۱۴۰۳
دعا برای ضعیفی بدن : عصر گذشته، برادری غسل تعمید داده شد، که در اولین روز لرد امسال با همسرش به کلیسای بتسدا آمد. هر دو در حالت تبدیل نشده بودند. فقط از اول آوریل، چهل و یک نفر نزد ما آمده اند تا در مورد روح خود صحبت کنند. چهار مؤمن در خانه من اقامت دارند و امروز فقط چند شیلینگ از پول خودمان باقی مانده بود.
دعا بنابراین، خود را به دعا برای یافتن وسیله ای برای مخارج شخصی خود سپردم. در پاسخ به درخواستم، امروز صبح پنج پوند دریافت کردم. امروز پنج نفر از یتیمان غسل تعمید گرفتند. در حال حاضر چهارده نفر از آنها در انجمن هستند. هیچ چیز وارد نشده بود. نامزدی من را از رفتن به خانه های یتیم باز داشت تا ساعت هفت شب، زمانی که کارگران برای نماز دور هم جمع شدند. وقتی همدیگر را دیدیم دیدم یکی از آنها هفده شیلینگ داده بود که بین سه خانه تقسیم شده بود.
دعا برای ضعیفی بدن
دعا برای ضعیفی بدن : و چند زیورآلات فرستادند که اهداکننده نمیخواهد نام آنها معلوم شود. بنابراین ما در این روز کمک شدیم. در اینجا مشاهده کنید که چگونه خداوند اجازه داد تا پنج روز بگذرد بدون اینکه بر قلب کسی تأثیر بگذارد تا برای ما تدارکات بفرستد. اما لحظه ای که نیاز واقعی وجود دارد، جریان دوباره اجرا می شود.
این، با اندکی که دیروز باقی مانده بود، همه اقلام مورد نیاز را تهیه کرده بود. ما الان خیلی امروز ساعت یازده صبح برای نماز همدیگر را دیدیم. پولی وارد نشده بود، اما در همه خانه ها برای شام کافی بود. امروز صبح آخرین زغالها در خانه یتیمهای شیرخوار استفاده شد و در خانه یتیم پسران فقط برای امروز کافی بود و پولی برای خرید بیشتر در دست نبود. در این نیاز ما یک بار زغال فرستاد. قصد داریم ساعت چهار بعدازظهر دوباره همدیگر را ببینیم. باشد که خداوند با مهربانی خشنود باشد که در این مدت کمک بفرستد! عصر خداوند رحم کرده است!
شخصی چند روز از چند کالا خرید که به نفع یتیمان داده شده بود و شش لیره پانزده شیلینگ بدهکار بود. امروز صبح از خداوند خواستم که دلش را متمایل کند که پول یا بخشی از آن را بیاورد، زیرا ما چنین نیازی داشتیم.امروز بعدازظهر که قرار بود برای نماز با همکارهایم ملاقات کنم، آمد و چهار پوند آورد. اما پدر مهربان ما امروز بیشتر به ما نشان داد که فقط برای آزمایش ایمان ما برای یک فصل از تدارکات خودداری کرده است. زیرا امروز عصر با اکلس داده شد.
پنج پوند همچنین نه شیلینگ برای کالاهایی که به دست خواهری سپرده شده بود، دریافت کرد و او خدمات دفع اشیایی که برای فروش داده می شد را بر عهده گرفت. بدین ترتیب روزی که با دعا آغاز شده بود با حمد به پایان رسید. اما یک چیز بیشتر در مورد احترام به این روز وجود دارد که باید ثبت شود، به عنوان ارزشمند یا بیشتر از آنچه گفته شد: امروز به من اطلاع دادند که خداوند شروع به تحریک چند نفر از پسران کرده است تا به روح آنها اهمیت دهند. از چند روز گذشته من در نیازهای زمانی خود و همچنین در مورد یتیمان بسیار فقیر بودم. امروز ما به خصوص از هر دو جنبه فقیر بودیم. اما پدر مهربان ما نه تنها نیاز یتیمان عزیز را به یاد آورد، بلکه برای مخارج شخصی خودم نیز به من پول داد.
دعا برای ضعیفی بدن : همان خواهری که به آن اشاره شد، که پنج پوند ده شیلینگ شش پنس برای یتیمان آورد، برای من نیز هفت پوند برای خودم آورد. به خواست خداوند، با همسرم قصد دارم سه برادر آلمانی و پنج خواهر آلمانی را تا لیورپول همراهی کنیم، که قصد دارند از آنجا حرکت کنند. در این شرایط مطلوب است که حداقل مقدار کمی پول پشت سر بگذاریم. خداوند این آرزوی قلبی من را برآورده کرده است. برای امروز صبح دی سی به من پنج پوند داد و با فروش اجناس ده شیلینگ پنج پنی وارد شد. عصر، خواهری که امروز بریستول را ترک کرده، توسط مادرش پنج پوند برای من فرستاد. در زمان غیبت آقای م، مایحتاج یتیمان به طرز شگفت انگیزی تامین می شد.
فقط یک مورد را ذکر می کنم، در زمانی که نیاز شدید وجود داشت، یک مبلغ فقیر آلمانی که به تازگی به سرزمینی بت پرست می رفت، شش پوند ده شیلینگ داد که همه چیز او بود. اتفاق زیر در طول سفرش متوجه او شد من تعدادی انجیل و چهل و شش نسخه از روایت خود را برای برادری در کانادای علیا فرستادم، که در اتکاء به خداوند برای تدارکات موقت، مشغول به کار است.
یک مبلغ در آن کشور حدود هجده ماه بعد شنیدم که این جعبه نیامده است. دلیلی داشتم که فکر کنم کارگزار هرگز جعبه را ارسال نکرده بود اما آرامش من این بود که اگرچه این گناهکار بیچاره چنین عمل کرده بود، اما خداوند در مکان و روش خود از کتاب مقدس و روایات من استفاده خواهد کرد. اکنون، تقریباً بلافاصله پس از ورودم به لیورپول، برادری به من گفت که چند نفر که روایت من را خوانده بودند.
آرزو داشتند موعظه من را بشنوند. و اینکه او میدانست که تعداد قابل توجهی توسط برادری کتابفروش از رهنفروشان خریداری شده و دوباره فروخته شده است. و اینکه برخی از آنها نیز از لندن سفارش داده شده بودند، در حالی که دیگر چیز دیگری وجود نداشت. بنابراین آشکار بود که دلال کشتی این روایات را قبل از فرار به گرو گذاشت. اما خداوند از آنها همانطور که من امیدوار بودم استفاده کرد.
دعا برای ضعیفی بدن : چند روزی که برادری پیش من می ماند و در راه رفتن به نزد پدرش بود که بیش از دو سال بود او را ندیده بود و به دلیل اقدامات تصمیم گیری پسرش به شدت با او مخالف بود. برای خداوند گرفته شده است. قبل از رفتن این برادر، این وعده گرانبهای پروردگارمان به ذهنم آمد اگر دو نفر از شما در زمین توافق کنند که هر چیزی را بخواهند.
از طرف پدر من که در آسمان است برای آنها انجام خواهد شد. بر این اساس، به اتاق برادر رفتم و با پذیرفتن دعا برای پذیرایی مهربانانه از پدرش و تغییر دین پدر و مادر، با هم دعا کردیم.