دعانویس خورسند | شروع گرفتن صفر تا صد دعا و طلسم توسط بهترین استاد و 100% تضمینی , لطفا میزان اهمیت دعانویس خورسند را با ۵ ستاره مشخص کنید تا ما سریع تر مطلع شده و موضوعات مرتبط با دعانویس خورسند را برای شما فراهم کنیم.
🔄 آخرین بروزرسانی:(سهشنبه) 23 / تیر / 1405توسطمحقق علوم کهن 📅 انتشار اولیه: تیر 22, 1405
زندگی میکرد. او پسری آرام، خوشبرخورد و روستایی بود که در خیابانهای اصلی شهر بزرگ، حدود کلیسا دو یا سه مایل پایینتر، با او تعویذ آشنا بودند؛ دعانویس خورسند یکی دعانویس از آن پسرهایی که به نظر میرسید هرگز به خانه برنمیگردند، با وجود اینکه به هیچ وجه ماجراجو یا سرکش نبود. او از آن دسته پسرهایی بود دعا (و از این دست زیادند) که خود را به جایی که مورد تردید است، میچسبانند و آن را به عنوان مقر همیشگی خود انتخاب میکنند. هر از گاهی، پسری پیدا میشود که دوست دارد در یک گاراژ یا شاید در یک ایستگاه آتشنشانی پرسه بزند و خود را با آن مکان مانند یک گربه یکی بداند.
دعانویس : او معمولاً بدون هیچ دلیل حرز قابل فهمی، خدمات رایگان زیادی ارائه میدهد. میتوان گفت چنین پسرهایی عادت محلی دارند. توبی رالستون یکی از آن پسرها بود. اینکه چرا او هرگز به پیشاهنگان نپیوسته بود، سوال جالبی است. صحنهی لم دادن کاملاً معصومانهی او، طلسم نویس واگن ناهار هامبورگر مایک بود. هامبورگر مایک هرگز تعطیل نمیشد. قطارها ممکن سنتهای فرهنگی، آداب و رسوم آیینی را حفظ کردند شیاطین بود بیایند و قطارها ممکن بود بروند، مغازهها ممکن بود بسته شوند، روستاییان به رختخواب بروند، محلهی ایستگاه به بیابانی متروک تبدیل شود؛ اما جفت روحی نور همیشه در شیشههای کثیف و رنگآمیزی شدهی واگن ناهار هامبورگر مایک میسوخت. مطمئناً، در روز قیامت، هامبورگر مایک آخرین کسی بود که چراغهایش را خاموش میکرد.
دعانویس خورسند
هیچ مدرکی وجود ندارد ابجد که مایک هرگز به توبی رالستون برای کمک به شستن ظرفها و بیرون آوردن قهوه از سیلندرهای نیکلیاش، یا قرار دادن کارتهای منوی جدید در فرشتگان قاب چرب کارتهای منو، یک فرشته سنت هم داده باشد. اما توبی این کارها را هر روز و معمولاً تا نیمهشب انجام میداد. و در حالی که او به این کارها مشغول اعمال مربوط به جادو بود، شریک مذهب زندگیاش، رابین هود، صبورانه منتظر او بود. دعانویس خورسند رابین هود یک سگ پلیس باشکوه بود. حالت نجیبانهاش هنگام نشستن در آن مکان کثیف، باعث میشد که واگن ناهار اجنه غیر مسلمان به اندازه کافی کثیف و پیش پا افتاده به نظر برسد.
رابین هود از آن مکان با بیاعتنایی یک اشرافزاده واقعی متنفر بود. کاملاً مشخص بود که او از دلبستگی ارباب جوانش به این بازار چرب، دودی و خفه خوشش نمیآید. ساعتها، او دعانویس صبورانه منتظر میماند و وقتی اربابش بیرون میرفت، او به آرامی بلند میشد، پاهایش را دراز میکرد و او نیز میرفت. کافران موهای خاکستری گرگی و چشمان دعانویس وحشی نماز خواندن و گوشهای ایستادهی رابین هود در خیابانهای بریجبورو آشنا بودند و تحسین خیرهای که او برمیانگیزد، به هیچ وجه برایش مهم نبود. او به جز توبی، به هیچ کس توجهی نداشت. دیگران طوری نوازشش میکردند که انگار حوصلهاش را سر میبرد؛ و گاهی اوقات، وقتی این نوازش بیش از حد میشد، ابراز نارضایتی میکرد.
او کوچکترین توجهی به این پیشاهنگان که وارد شدند و روی ردیف صندلیهای چرخان جلوی پیشخوان چرب و چیلی صف کشیدند، فرشتگان نکرد. کانی بنت گفت: «توبی، این فرصتی است که به پیشاهنگان بپیوندی. یک جای خالی در گشت حیوانات دعانویس قلعهگنج وجود دارد.» توبی پرسید: «چه خبر؟» طلسم و بشقاب پای را روی پیشخوان نسخ خطی سر داد تا درست جلوی کانی بایستد. «قهوه میخوای… رفقا؟» مایکِ همبرگرفروش خودش به بقیه خدمت کرد، سپس به گوشهی خودش برگشت و خواندن روزنامه را از سر گرفت. کانی تکرار کرد: «این شانس توست. میدانی چه چیزی ما را اینقدر دیر به اینجا کشانده است؟ مارگی گریسون را که میشناسی، نه؟ مو قرمز؟ از ساعت چهار بعد از ظهر تا حالا دیده نشده – گم شده.
دعانویس محمدآباد ما جنگل را دنبالش گشتهایم. هیچ کاری نکردهایم. دعانویس خورسند تو همیشه میگویی که میخواهی به ما بپیوندی همزاد و هرگز این کار را نمیکنی – وای، ویلیگر ، این قهوه داغ است. او امروز بعد از ظهر در مزرعه وستاور دیده شد و بعد از آن هیچکس او را ندید. شیطان رابین هود را بیاور و ما او را تعقیب خواهیم کرد؛ چه میگویی؟ بگو که به پیشاهنگان میپیوندی و ما شغل را در خانواده نگه میداریم. اگر جادو او را پیدا کنیم، آیا این یک جنجال بزرگ نخواهد بود؟» روی در حالی که قهوه مینوشید گفت: «رابین هود هیچوقت نمیتواند ردش را بگیرد.» روی گفت: «رابین هود هیچوقت نمیتونه دنبالش بیاد!» توبی با پوزخند گفت: «اوه، واقعاً همینطوره؟» وستی مارتین گفت: «بله، همینطور است.» توبی رو به پی وی کرد و گفت: «حالا، تو یکی رو بگو.» نیم دقیقه طول کشید تا پی وی به اندازه کافی بر کیکی که
میخورد مسلط شود و بتواند با نظم و ترتیب صحبت کند. اما در همین حال توانست فکر کند. و ناگهان نوری عظیم بر مشرکان او تابید. چه دستاورد باشکوهی برای گروه گشتیاش، توبی، و این سگ باشکوه، دعا میتوانست باشد. او درباره سگهایی که فراریان را ردیابی میکردند شنیده بود. او دیده بود که آنها به این شکل در کلبه عمو تام به کار گرفته میشوند . او آنها را در فیلمها دیده بود. اما ایده سگی که به گروه گشتی خودش متصل باشد و در دل شب راه را طلسم به سمت یک دختر کوچک و فقیر گمشده هدایت کند، چیزی فراتر از رویاهای شیرین او بود.
در اینجا ماجراجویی و شکوه وجود خواهد داشت. دعانویس خورسند او فکر کرد که این الهامی از کانی است. وقتی توانست صحبت کند، روی بود که کنارش نشسته بود و با او صحبت میکرد. شاید وجدانش کمی او را آزار میداد، چون آهسته صحبت میکرد. روی، با وجود عادتش به آزار دادن پیوی با شوخیهای زننده، بالاخره دوست او بود – نزدیکترین دوستش. «منظورت – واقعاً فکر میکنی که این کار را نخواهد کرد – این است که وقتی کار به اینجا بکشد، ابطال کردن جادو ملحق نخواهد شد؟» «کی، آرابلا؟» «واقعاً منظورت همینه؟» « جادو شب بخیر ، پسر، روز تولدت یه کم عاقل باش.
اگه میخواست یکی از ما باشه، چرا با ما نیومد؟ چیکار کرد؟ برگشت و به سمت خونه جادو رفت. بفرمایید؛ دیگه چی حاجت گرفتن میخوای؟» پی وی متفکر بود. از آنجایی که نمیتوانست تصمیم بگیرد چه میخواهد بکند یا چه بگوید، دعانویس چترود به کاری که کاملاً مطمئن بود میخواهد انجام دهد، روی آورد. او دو طلسم عدد خردکن شکر سفارش داد تا قهوهاش را با آنها تمام کند. و در همین حال، گفتگو ادامه یافت. فصل بیست و پنجم عضو جدید وستی پرسید: «توبی، بیا جلو؛ بالاخره، چرا الان نه؟» دُری بنتون با تمسخر گفت: « جادو سیاه بالاخره ، شبیه آرابلا شد.» کانی گفت: «نگران او نباش، او الان در خانه و در رختخواب است.» اما پی وی، به شخصه، نگران او بود.
نمیتوانست او را از افکارش بیرون کند. به یاد آورد که امرسون چقدر آماده بود تا با او رفتار کند، و او چقدر به روش ارواح خودش مهربان بود. با این حال، حالا، در میان رفقای خودش، خشن و آماده و شوخ، پی وی واقعاً بیشتر احساس راحتی میکرد. و او امرسون را پسری میدید که در چنین جمعی کاملاً غیرممکن بود. آنها از چپ و راست، نقشهها و ایدههای او را در مورد امرسون بیچاره مسخره میکردند. دعانویس خورسند و بعد رابین هود هم بود… همین که کارش تمام شد، از روی چهارپایه پایین لغزید و به سمت رابین هود رفت و او را نوازش کرد.
خورسند آن حیوان باشکوه کوچکترین توجهی به او نکرد. مایکِ همبرگرفروش نگاهی از بالای روزنامهاش انداخت. به پیوی گفت: «او سگهای ولگرد را وحشیتر نمیکند. این سگهای ولگرد هیچ فایدهای برای هیچکس ندارند جز صاحبانشان.» توبی گفت: «اگر کار بزرگی انجام بدهی، او به تو فرشتگان توجه خواهد توسل کرد. در جنگ، باب به سراغ هر کسی که خدمت برجستهای داشت میرفت، مگر نه، بابی – هی، بابی؟» رابین هود به آرامی نگاهی به ارباب جوانش انداخت و سپس ذکر دوباره نگاهش را برگرداند. به نظر نمیرسید که به کس دیگری توجه زیادی نشان دهد. جادو سیاه پی-وی نمیتوانست صاحب این سگ باشد، اما ممکن بود او را در گشت خود داشته باشد.
خورسند
و احتمالاً پیشاهنگان فرشتگان در مورد امرسون درست میگفتند… او رادیویش را فراموش کرد، امرسون را فراموش کرد، همه چیز را در نقشه جدید پیشاهنگی که الهام کانی پیشنهاد کرده بود، فراموش کرد. شنید که دُری پیشینه تاریخی گفت: «دوست دارم یکی هم روی پلیس بگذارم.» او شنید که وستی گفت: «پسران پیشاهنگ در جستجوی سگ پلیس موفق بودند.» که احتمالاً به تیتر روزنامهی بریجبورو دیلی کیمیاگری بنگل اشاره داشت . انرژی مثبت پی وی در حالی که وجدانش هنوز باعث میشد با لکنت زبان صحبت کند، گفت: «اگر… اگر واقعاً میخواهی بپیوندی، خدای من، خیلی خوشحال میشوم، دعانویس و فکر میکنم آرتی هم همین کار را خواهد کرد؛ مگر نه، آرتی؟» آرتی ون آرلن، رئیس اسمی گروه کلاغها، گفت: «مطمئنم.» مثل خیلی از روسای اسمی، او هم تابع یک رئیس بود.
و این رئیس بود که حرف میزد. توبی با لحنی شرطی گفت: «اگر امشب با تو بیایم دعا نویسی و بگذارم باب کمک کند، یعنی من هم در این کار شریک هستم؟» روی تشویق کرد: «خودت طلسم گفتی. مثل پیوی؛ عضوی با جایگاه خوب، فقط دعا جایگاه خیلی بالایی ندارد.» کانی با تشویق طلسم گفت: «میخوای؟ بگو.» پی وی فریاد زد: «و تفاسیر مختلفی از مفاهیم طلسم در روایتهای تاریخی وجود دارد میتوانی دعا نویسی به اردوگاه و همه چیز بروی.» وجدانش بالاخره آرام گرفت یا به اعمال صالح آن مواد مخدر معتاد شد. «امشب – همین الان – ما – بهت میگم چیکار میکنیم – باب رو میبریم – ما – گوش کن – ما بابین هود رو میبریم – منظورم رابین هوده – و میریم پادگان، هی، و از اونجا شروع میکنیم.
بهش بو میدیم، و اوه، پسر، شرط میبندم دعانویس خورسند قبل از صبح نجاتش میدیم و تو روزنامههای نیویورک طلسمات و همه چیز چاپ میشه – و بهت میگم چی کار میکنیم.
خاطره گفت:
۸۲۲***۰۹۱۹-۴
در ساعت ۱۲:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۵/۰۳/۰۷
من که روانی شدم بخاطر قطع بودن اینترنت من چند روزه منتظرم واتساپ وصل بشه میخوام دعا محبت بگیرم منم اما همچنان منتظر اینترنتم که امروز نت وصل شده چند دقیقه پیش بهشون واتساپ پیام دادم منتظرم ج بدن دوستم خودش از اینجا هم محبت گرفته بوده هم گشایش پول و رزق هم رفته سر کار و شغل خوب گیرش اومده هم همسرش رفته با گل سراغش که برگردن سر خونشون دعواشون جدی بود که اوکی شدن من اینجا نظر گذاشتم که لطفا واتساپ آنلاین بشن تا پول بزنم براشون چند روز منتظر نت بودم چون
نیما گفت:
۶۰۱***۰۹۰۵-۷
در ساعت ۱۰:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۱۴
این جنگ کوفتی پس کی تموم میشه ؟ الان من چطوری خوب به واتساپ پیام بدم وقتی قطعه همه چی آخه
ترانه گفت:
۵۹۸***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۹:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۸
وای من امروز واقعنی خوشحاللللللللم امروز اخهههههه نامزد مغروره لجبازم برگشت اووونم چه برگشتنی برام گل گرفت اومده بود محل کارم جلو همه گل داد خخخخ خواستم از دعا محبت تون تشکر کنم برا منم ج داده اونم با دسته گل
معصومه گفت:
۸۲۵***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۰۸:۰۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
آره منم. دعا محب انجام. دادم و هفته پیش. دوست پسرم اوکی. شد راضیم ازشون الن اومدم برای دختر خالم گشایش بخت بگیرم که اوکی بشه اینم
نیلوفر گفت:
۲۰۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۲۰:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۲۹
آره منم براشون واریز کردم دعا محبت خواستم برای بازگشت معشوق من با همسرم دعوای شدیدی شد بینمون هم محبت واریز کردم برای بازگشت معشوق و هم هدیه ای که گره گشا و رفع سیاهی بود هدیه دادن بهم که بعد از انجام کارایی که گفته بودن بعدش حس سبکی بهم داده شد که ازشون پرسیدم گفتن بخاطر گره گشا و رفع سیاهیه هست که داره یواش یواش سنگینی از روم برمیداره برا دعا محبت هم رفتار همسرم یکم نرم شده و داریم با هم صحبت میکنیم البته خخخخ خخخخخ من دارم حسابی خودم دست بالا میگیرم اینسری براش حالا که داره رفتارش بهتر میشه با خودم گفتم بزار یکم توقعی پیش ببرم اوضاعشو خوبه خوشم اومده
الهام گفت:
۷۳۳***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۰:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۳
آره من هم گشایش بخت خواستم هم شرایط پولم خیلی داغون بود که گشایش بخت گفت برای اینکه جفت روحی بیاد تو زندگیم و شنیده بودم جفت روحی خیلی خفنه برای شرایط پولممم هم گشایش در رزق روزی که آره مثل بقیه که نظر دادن به منم هدیه گره گشا و رفع سیاهی داد گفت خیلی بدرد میخوره باعث میشه هم زندگیم ساده بشه خودشون میگفت هموار میشه و مثل آدمای عادی میشه و سنگینی هم میره چند روز که گذشته از کارایی که گفتن بخوام بگم حس حالم خیلی بهتر از قبل شده سرحال ترم در روز سبک ترم توی کارمم دیروز ارتقا شغلی بهم داد ریسمون برای بخت اقبالمم فعلا دو سه با دوستم رفتیم این تور مسافرتی دوستم خیلی اسرار کرد بیا بریم خوش میگزره که آره جمع خوبیه داره اوضعم یواش یواش مثل آدمیزاد میشه و کم کم داره پولو این چیزا سر کلش پیدا میشه
بله من خیلی خیلی خیلی راضیم نامزدم برگشتتتتتتتت من ازشون بازگشت معشوق خواستم که به منم دعا محبت گفتن من اومدم چند بار نظرات خوندم همه گفتن دعا محبت گرفتن برای برگشت معشوق که منم بهشون پیام دادم به منم همین دعا محبت پیشنهاد داد تو واتساپشون اره به منم گره گشا و رفع سیاهی هدیه دادن پرسیدم این چیه فایدش بچدردم میخوره گفت اگر جادویی چیزی روم باشه رفع میکنه کارما این چیزارو گفتن یواش یواش اوکی میکنه من برای بازگشت معشوق تو گوگل میگشتم که از اینجا گرفتم خیلی نظرات خوندم اینجا قابل اعتماد اومد به نظرم من راضیم دانیال نامزدم برگشت اخلاق مزخرفشم بهتر شده خیلی مغرور بود آخه
میرزایی گفت:
۹۷۹***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۳/۲۲
بله بنده گشایش در رزق و روزی گرفتم و اعمال را هم انجام دادم خداشکر راضیم دست بالمون داره باز میشه من بعد از گره گشا و رفع سیاهی که هدیه بود حس سبکی بهم دست داد که خداشکر خداشکر از اون روز تا حالا دارم شب راحت میخوابم
پرگل گفت:
۱۲۰***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۱:۴۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۱۸
آره من چندین سال بود مجرد بودم برای بخت میخواستم که گفتن گشایش در بخت باید بگیرم که پول زدم آره یکی وارد زندگیم شده خیلی خوبه خیلی همون که همیشه میخواستم
رضایی گفت:
۸۸۱***۰۹۱۹-۱
در ساعت ۲۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۱/۱۲
سلام من میخوام براشون پول واریز کنم میشه خواهشا اگر کسی نتیجه گرفته اینجا بگه که منم واریز کنم با خیال راحت لطفا ممنون
پریسا گفت:
۲۰۸***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۳:۲۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۱۵
آره لیلا منم از همین دعا محبت شون گرفتم برای بازگشت معشوق و راضیم البته ما با دعوا شدیدی باهم قهر بودیم که بعدش اومد حسابی نازم کشید و یه دستبند طلا هم گرفت برام الان اومدم گشایش در رزق و روزی بگیرم ازشون دوست دارم شاغل بشم و سرم گرم بشه
لیلا گفت:
۲۹۲***۰۹۰۵-۶
در ساعت ۰۹:۰۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۰۸
سلام من حدودا ۸ روز قبل دوست پسرم رفت و دنبال راهی بودم واقعا آخه دوستش داشتم و دعوا بینمون هم شوخی شوخی شد دختر داییم شما معرفی کرد گفت برای همسرش قبلا دعا محبت گرفته بوده گفت منم باید بازگشت معشوق درخواست بدم واتساپ پیام دادم گفتید همون دعا محبت بدردم میخوره خلاصه هم یکم تو شوکم هم یکم تازه از خواب بیدار شدم دیدم دوست پیسرم پیام داده که دلم برات تنگ شده بیا همدیگرو ببینیم ممنون ازتون بابت این دعا محبت تون ممنون
محدثه گفت:
۳۱۷***۰۹۱۲-۷
در ساعت ۱۴:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۸
نیلوفرجونم من هم ازشون دعا محبت شونو گرفته بودم برای من آخه اوضاع داغون بود من اصلا اعتقادی به این چیزا نداشتم گفتم دلمو بدم به دریا گفتن محبت باید بگیرم تا اون زن که اومده سراغ شوهرم بزاره برود و شوهرم فقط برای من و دوتا پسرم اهمیت بده و زندگیم کنیم بعد از اینکه دعا محبت شونو منم گرفتم یه مدتی یادم رفت و درگیر زندگی شده بودم تا هفته پیش یه دفعه به خودم اومدم و داشت گذشتمو مرور میکردم یادم اومد از این روشه دعا گرفته بودم خداروشکر شوهرم دیگه از آن زنه دست برداشت و آن زن هم گذاشت رفت خواستم از سایتشون تشکر کنم که پیامتو دیدم گفتم نظرم بزارم برات
نیلوفر گفت:
۸۵۱***۰۹۱۰-۱
در ساعت ۲۱:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۲
تشکککککککککککککککر از بابت دعا محبت دوست پسرم برگشت و اومد برای خواستگاریم یدونه دیگم برای رزق و درآمدمو پولام بیشتر بشن میخوام دیشب ساعت سه بهتون پیام دادم لطفا جواب بدید.
یعقوبی گفت:
۳۶۳***۰۹۱۹-۶
در ساعت ۱۰:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۰/۱۸
لطفا اون واتساپ جواب بدید !!!!!!!!!!!!! نمیخواید جواب بدید ؟ کی دیگه میخوااااااااااااید جواب بدید ؟؟؟؟؟؟؟ من قبلا بهتون واتساپ پم زدم گفتید برم تحقیق کنم حالا تحقیق کردم و پیام دادم دوررررررررررررررررز گذشته استتتتتتتت !!!!!!!! خواهشا واتساپ ج بدید به من من دعا محبت میخواستم توررررررررررو خدا شما دیگه اذیتم نکنید نامزدم گذاشته رفته کافیمه انقدر سختی خواهش میکنم واتسسسسسسسسسسسساپ جواب بدید-- منتظرتونم
شبنم گفت:
۱۸۰***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۱:۱۳
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۲۹
چندین روی هست که تصمیم دارم بیام نظرم بگم برای بقیه هی سرم شلوغ بود من ازتون دوتا درخواست داشتم یکی برای بختم باز بشه آخه سی سالمه ازدواج هنوز نکردم و یکیم برای درآمدم خیلی داغون شده بودم اوایلش درآمدم یکم یکم شروع کرد به قشنگ و بیشتر شدن مشتری بیشتر بهم زنگ میزد و خیلی جااااااالب ترش اینکه مشتریای قدیمم که بهشون لباس فروخته بودم بهم زنگگ میزدن سفارش میدادن دوباره که واقعا تعجب کرده بودم تا اینکه گذشت درگیر لباس فروختنم بودم تا اینکه با یه مشتری بیشتر اشنا شدم دیدم پشت هم سفارش میده کنجکاو شدم اخه گفتم شما مغازه چیزی دارید گفت بیا همدیگرو ببینیم رفتم دیدمشون با پسرشون اومده بودن و صحبت صحبت تا اینکه الان من با پسرشون تو رابطه جدی جدی ام و با خانوادم برای قرار خواستگاری صحبت کردم و اجازه دادند که بیان خیلی خیلی لطف کردید منم خیلی راضیم ازتون ممنونم ممنون
نفیسه گفت:
۶۷۰***۰۹۰۳-۱
در ساعت ۰۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۸
یک دنیا تشکر ---- دوست پسرم کیاوش برگشت متشکرم
رویا گفت:
۴۵۹***۰۹۳۵-۸
در ساعت ۱۵:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
سلام من برای دخترم الهه از شما برایش دعا گشایش بخت گرفتم بعدش سرگرم موضوعاتی شدیم و یادم رفت تا اینکه سه شب پیش دخترم با یک آقا پسر بسیار خانواده دار و اوضاع مالی خداروشکر بسیار خوب عقد شد و خیال من خیلی راحت شد ممنون که من از بار مسولیت دخترم نجات دادید خیلی خیلی ممنونتونم
رضایی گفت:
۲۷۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۶:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۶/۰۶
سلام ازتون تازگیا دعا گشایش برای رزق و روزی گرفتم راستیتش اولش زیاد باور نداشتم فقط چون پسر عموم شمارو معرفی کرده بود گفتم یه امتحانی کنم به طرز دیونه واری الان اوضاعم خوبه خداروشکر توی شرکت نفت که چندین بار برای مصاحبه رفته بودم و نا امید شده بودم بلاخره استخدام شدم راضیم خدا ازتون راضی باشه الهی
دربخش گفت:
۸۰۲***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۸/۱۶
سلام من از واتساپتون دعا محبت گرفته بودم چهار روز پیش متوجه شدم که رقیب عشقیم از شاهینم جدا شده و به رو خودم نیاوردم تا اینکه دیشب خودش زنگ زد شاهین بهم و به بهونه ی اینکه آخر هفته کجام باهم قرار گذاشتیم رفتیم کافه اخلاق انشم خیلی خوب شد خواستم از سایتتون و از دعا محبت کلی تشکر کنم ممنونم واقعنی ازتون
سعید گفت:
۱۳۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۷/۱۱
منم دعا محبت گرفتم زنم بعد از چهار ماه خورده ای از خونه مادرش برگشت خونه راضیم من هم خدا انشالله حفظتون کنه برای همه
املاک پاسارگاد گفت:
۶۷۱***۰۹۱۲-۵
در ساعت ۲۳:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۲۸
گشایش ولاا گرفته خواسته بودم از شمادر مدتی قبل و زنگ خور های مغازه بیشتر شده و پیج اینستاگرامی هم که ساختیم و استپ گرده بوده چند روزی افتاده روی دور فروش دمت گرم خیلی بزرگی کردی منو از اوضاع مالی نجات دادی
فاطمه ساعی گفت:
۱۰۲***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۲:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۸
درود خداوند بر شما خوشبختانه در رابطه من با فردی که به هم علاقه مند هستیم و دچار مساله و قطعی شده بود یک اتفاق مثبت و نوید بخش رخ داد بعد از دعا محبت که درخواست داده بودم برای بازگشت همسرم سپاس و آرزوی رستگاری و عاقبت بخیری براتون دارم
توفیقی گفت:
۴۱۵***۰۹۱۴-۵
در ساعت ۱۹:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۵
سلاام بچه ها من هم یه چیزی بگم دعا محبت که برادوس پسرم خواستم راستش دارم تاثیرشو میبینم اخلاقش باهام داره کم کم قشنگ تر میشه هر روز داره تغییراتشو میبینم و بعد از چند ماه که جوابم نداد اونم خودش پا پیشی گذاشت و برگشت
سمیه گفت:
۲۷۸***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۱۲:۰۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۳۰
سلام وقت بخیرچقدر بی نظیریدخیلی بهتر از روز اول شدن اون زن و شوهربا دعا محبت
پریا گفت:
۷۵۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۷
برگشتتتتتتتتتتتت عشقم برگشتتتتتتتتتتتتت وای از خوشحالی دلم میخواد جیغ بزنم چند سال بود بلاکم کرده بود بلاخره به لطف شما برگشت کنارم دستتتون درد نکنه واقعا واقعا واقعا منو خوشحال کردید ممنون
مم گفت:
۹۱۱***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۸:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۰
سلام... الان که دارم این نظرم اینجا مینویسم خیلی دارم سعی میکنم معدب و با ادب برخورد کنم... من تعریفتونننن خیلییی شنیدم... پدرم در اومد که اینجارو پیدا کردم... اولش فکر کردم اینستاگرام دارید... بعدشش فهمیدم که اصلا قبول ندارید اینستاگرامووو اره همشون چرت و پرت میگن معلومه هیچی بارشون نیست ... خواهشا لطفا اون واتساپ کوفتی لعنتی سریع جواب بدید من 2 ساعته پیام دادم... هیچکی هنوز جوابم نداده خوب عجب گیری کردیما لطفا در واتساپ سریعتر جواب بدید دمتونم گرم
شهلا گفت:
۵۹۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۰۶:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۱۰
الهی خیر ببینید اون ادم اشغالی که بهتون گفتم عکس هامو گرفته بود و تهدیدم میکرد هر شب باهاش رابطه جنسی باید میداشتم که نره به همسرم بگه با دعا جدایی که درخواست داده بودم ازتون هم دست از سرم برداشت و هم کلی گره بدبختی براش پیش اومد خدا خیلی خیرتون بده داشت زندگیمو از هم میپاشوند من شوهرم دوستدارم و نمیخواستم جدا بشم از این به بعد نمیزارم کسی حتی نگام بکنه و به زندگیم پایدار خواهم بود ممنون از شما زندگیمو نجات دادید بخدا
نیما گفت:
۱۰۱***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۷:۲۷
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۰۲
من ماه پیش ازتون برای رابطم راهی خواستم و از روشی برام انجام دادید واییییی الان خیلی خوشحالم خییییلی به معنای واقعییییییی خوشحالمو راضی هم طرف مقابلم ارتباطشو با دوستای بدش قطع کرد هم ازتون محبت ولا خواستم که واقعا عالی جواب داره میده روزی باورتون نمیشه روزی بالای ۸ بار طرفم بهم زنگ میزنه کلی محبت قوربون صدقم عجیب زندگیم باور نکردنی شده شاید باورت نشه اما هیچ مقاومتی در مقبل حرفام هیچ حرفی از من که بهش میگم مقاومت نمیکنه قبلا میگفتم زنگ بزن بگو مادرتینا نیان خونمون و همیشه سر رفت و اومد های زیاد خانوادش دعوا داشتیم اما بعد از اجرا دعا محبت تا همین الان که یک ماهم هست گذشته هر وقت میگم بگو خانوادت نیان سریع حرف گوش میکنه اخه خانوادش هر هفته میومدن خونه ما و من اینو دوست نداشتم
زهرا گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۲
در ساعت ۱۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۲۶
سلام.ممنونم.دعا محبت عالی بود.من شمارو به دوستام معرفی کردم.من نا امید بودم حسابی ولی بعد یک هفته عشقم برگشت.سپاااااس
عماد گفت:
۰۹۸***۰۹۱۲-۸
در ساعت ۲۳:۳۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۸
امروز نسترن زنگ زد و کلی معذرت خواهی کرد و گریه کرد ممنون ازتون کاملا پشیمون شده بود از کارش و مثل بچه ادم برگشت سر زندگیش البته منم یکم خودمو گرفتم براش که پرو نشه اولش محلش ندادم ولی قبول کردم برگرده ممنون از کاری که برام زدید که نسترنم برگرده من هم از دعا محبت خداییش راضیم
نیلوفر گفت:
۳۰۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۲:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۶
سلام یادتونه هفته پیش برام گشایش ولا برای رزق روزی انجام دادید ؟ کلی مشتری کاشت ناخن برام اومده خواستم ازتون تشکر کنم و به واتساپتون پیام دادم تا یه شیرینی براتون بزنم به کارتتون دلمو شاد کردید تشکر
ساحل گفت:
۶۰۸***۰۹۳۶-۷
در ساعت ۱۵:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۱
تشکر خیلی ویژه از سایت انتخاب رامینم برگشت ممنون ازتون ساعت هشت صبح زنگم زد و کلی قربون صدقم رفت گقت یهو دلش برام لرزید و نتونست جلو خودشو بگیره زنگم نزنه دعا محبت عالی عالی بود دمتون گرم خیلی خوشحالم خواهرم گفت بهتون بگم برای ازدواج هم انجام بدید که همینجور که عاشقم کردینش باهم ازدواجم کنیم
amir گفت:
۳۷۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۱۹:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۹
همسرم برگشت ممنون ازتون یک دنیا منواقعا هرکاری کردم نتونستم برگردونمش شما کاری کردین خودش زن زد گفت بیا دنبالم خیلی آروم تر شده بود نسبت به قبل ممنونم یک دنیا
راضیه گفت:
۱۹۴***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۶:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۴
من کلی گشتم همه میگن اینستاگرامیا کلاهبردارن امار این سایت انتخاب شما هم در آوردم هم قیمتاش خیلی مناسبه نبست به جاهای دیگه همه هم راضی بودن من الان پیام میدم
مینا گفت:
۵۹۵***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۹
من دعا محبت خواستم و واقعیت زیاد اعتماد نداشتم اما بعد چند ماهی شروع شد همونطوری که گفتند و خیلی الان ذوق زده شودم هول شدم سریع اومدم اینجا ممنونم ازتون چیزی که میخواستم دقیقا شد
خسروی گفت:
۸۹۱***۰۹۳۵-۶
در ساعت ۱۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۸
خدا خیرت بده اشالا دست به خاک بزنی طلا بشه من تا آخر با دو دل بودم و فکر میکردم جواب نمیده ولی الان واقعا به شما و کارتون ایمان آوردم خیلی خیلی خیلی خیلی لطف کردید من ازتون دعا گشایش خواستم و دیروز به طرز عجیبی و که فکرشم نمیکردم یکی از اطرافیانم ۳۰۰ میلیون بهم هدیه داد گفت برو برای خودت یه کسب کاری چیزی شروع کن
معصومه گفت:
۲۹۵***۰۹۱۲-۷
در ساعت ۱۲:۲۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۲۹
من تعریف اینجا خیلی شنیدم دوستم ماهه پیش ازتون گرفته و راضی بود.. این سایت انتخاب رو معرفی کرد منم از این دعا محبت میخوام برای یه کاری الان واتساپ پیام دادم بهتون
احمد لو گفت:
۱۱۱***۰۹۰۲-۲
در ساعت ۱۸:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۱۸
دقیقا بعد از اینکه کاملا رها سازی که گفتید که کردم دوست دخترم بهم زنگ زد و گفت خیلی پشیمونه و فردا ظهر میاد پیشم
داریوش گفت:
۱۴۶***۰۹۳۸-۶
در ساعت ۱۳:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۰۵
دمتون گرم تو این دنیای دروغ حداقل خوشحالم شمارو پیدا کردم حقیقی و راستید شیر مادرتون حلالتون که شیر حلال خوردید و کارتون واقعیه ممنون ازتون من راضی ام از این دعا محبت چند وقت بعد از اینکه به شما گفتم همه چی داره خیلی خوب پیش میره
عابدینی گفت:
۸۰۴***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۰۵:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۷
خواستم ازت تشکر کنم این چند وقت درگیر بودم نشد بیام ازت تشکر کنم فرداشب خواستگاریم هستش قرار دهم ماه پیش رو هم ازدواج کنم که چند ماه پیش خواستم طرفو برگردونی که گفتی دعا محبت بگیرم حال کردم عجیب کارارو درست کرد این دعا محبت
فاطمه گفت:
۰۷۸***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۲۳:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۲
من هیچ امیدی نداشتم که عشقم برگرده بخدا حتی یک درصد احتمال نمیدادم اما با دعا محبت برگشت حتی ازم گله کرد که چرا دیگه بهش زنگ نزدم چرا سراغشو نگرفتم بخدا من قبل شما پیش چند نفر دیگه گرفتم اما هیچی نشد فقط پولمو خوردن حتی دوتاشون بعد واریز بلاکم کردن من قربونتون برم شما تنها کسی هستین که پول براتون مهم نیست نمیدونم با چه زبونی ازتون تشکر کنم دیگه مشتری ثابتتون شدم به هم هم معرفیتون میکنم
هانیه گفت:
۶۸۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۹:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۰۳
من نتیجه گرفتم گرفتم میشه برای دوستمم انجام بدید مثل دقیقا مال من را باورتون نمیشه کلا جذبم به جنس مخالف خیلی بالا رفته همه کلی توجه میکنن بهم تو جمع دوستام که میرم یه جورایی سوگولیشون منم حتی دیروز رفتم پیش دوستام و یه پسر غریبه که دوست یکی از دوستامون بود اومد همین که منو دید جلو همه دوستام از لباسم و ابروهام خیلی تعریف کرد همه تعجب کردن و پرسیدن مگه شما قبلا همدیگرو دیدید که انقدر یک دفعه گرم گرفتید من خیلی راضیم به واتساپ پیام دادم که برای دوستمم همین کار کنید خداخیرتون بده
احمد گفت:
۳۷۵***۰۹۱۷-۸
در ساعت ۱۲:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۱۵
با احترام فراوان خدمت شما خواستارم نتیجه را بیان کنم تا شما هم متعجب شوید از دست آوردی که بنده بدست آورده ام بنده از شما یک دعا محبت درخواست دادم برای حذف رقیب عشقیم که به طرز باورنکردنی و لطف پروردگار به درستی برای بنده انجام شد از شما نهایت احترام و سپاس و اروزی عمری طولانی را از پروردگار خواستارم تشکر فروان از قوی که به بنده محبت کردید
نیکزاد گفت:
۲۶۱***۰۹۳۰-۶
در ساعت ۱۲:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۰۱
سلام روزتون بخیر تندرستی جهت قدر دانی از شما خواستم تشکری کرده باشم به خاطر دعا محبت که به بنده دادن و به درستی کاری که میخواستم انجام شد برای دیروز بنده در هیت مدیره جلسه ای داشتم مبنی بر عقد قرار دادی با کشور امارات که بنده یک مشتری داشتم و میخواستم دیگر اعضا هیت مدیره هم نظر با خواسته من باشند و تصمیم داشتم حمایت من کنند و فقط تایید به حرف های من رفتار کنند از دعا محبت رضایت کامل دارم - ممنون
زینب گفت:
۱۴۲***۰۹۳۵-۵
در ساعت ۲۳:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۱۶
اون مردک عوضی دیگه تهدیدم نکرد داشت زنگیم از هم میپاشید ممنون از شما با لطفی که در حقم کردید الان چند روزه دیگه ن کاری بهم داره ن تهدیدم میکنه کلا ازش خبری نیست ممنون خیلی زندگی ام آروم شده
گل گفت:
۳۸۱***۰۹۳۹-۷
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۰۱
سلام دستتون درد نکنه خواستم بگم بازگشت معشوق که درخواست داده بودم خداروشکر اومد دیدنم و قراره دیگه باهم دعوا نکنیم ممنون از سایت انتخاب انشالله هرچی از خدا میخواید بهتون بده که مشکل مردم حل میکنید مدیونم بهتون زندگیم نجات دادید
کیان گفت:
۹۰۸***۰۹۱۹-۲
در ساعت ۲۱:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۹
خدا بهتون سلامتی بده انشالله امسال واقعا دستم خالی شده بود امسال کلا برای من بد بود اما یک ماه پیش که دعا گشایش درخواستی دادم تا الان یه ماهی ممیشه که رزق روزیم خیلی بهتر شده
هنگامه گفت:
۴۰۴***۰۹۹۳-۵
در ساعت ۰۸:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۰
من سه ماه پیش ازتون دعا گشایش برای بختم باز بشه درخواست داده بودم اخه خیلی به مشکلات عجیبی تو رابطه هام بر میخوردم که بهم گفتید و جاتون خالی دیشب مراسم عقدمون بود الان خواستم برای پول و ثروت و خوش شانسی بهم بگید اما تو واتساپ دیر به دیر جواب میدید ممنون میشم ما که مشتری قدیم شما هستیم زودتر جواب بدید به ماها در واتساپ
آراد گفت:
۰۳۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۸:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۸/۱۳
امروز خیلی خیلی خوشحالم عشقم از اون ادم جدا شده یه دعوا خرکی باهم کردن الانم برگشته پیشم میخوام برم خاستگاریش واقعا خیلی خیلی مممممممنونننننن بابت دعا محبت
فربود گفت:
۲۳۳***۰۹۰۱-۸
در ساعت ۱۳:۵۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۲۱
خواستم تشکر کنم کاری که کردید رزق روزیم و برام مشتری خیلی میاد حتی خداوکیلی وقت نمیکنم تلفن مغازم جواب بدم خداروشکر کارم گرفت و ازتون نهایت تشکر بابت دعا گشایش
خاطره گفت:
۹۰۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۵:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۱۴
بچه هااااا دیشب برام خواستگار اومد بلاخره عشقید شما امروز داشتم فکر میکردم چیشد یه دفعه ورق زنگیم برگشت خداییش سختی زیاد دیدم تو زندگیم که یه دفعه یادم افتاد که ازتون دعا گشایش در بخت خواسته بودم
از بابت دعا محبت شما که انجام دادید قدر دان هستم همسر من چهار ماه بعدش برگشت قدر دان شما هستم. نیما حسنی
هراتی گفت:
۱۰۷***۰۹۹۰-۵
در ساعت ۱۴:۳۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۳
واقعا عالی هستید اون آقاهه که تهدیدمون میکرد رفت از شهر ما من شما به خالمم معرفی کردم البته با اجازتونا خالم میگه دیروز پیام دادن اما هنوز جواب ندادید میشه لطفا جوابشو بدید
ناشناس گفت:
۶۵۱***۰۹۳۰-۱
در ساعت ۲۳:۱۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۰
الان شما که این همه کار ملت راه میندازید الان من ۲ ساعته که پیام تو واتساپ دادم و کارم مهمه که پیام دادم دیگه چقدر باید صبر کنیم مسخره بازیه مگه خوب ؟
شیرین گفت:
۵۴۴***۰۹۳۶-۵
در ساعت ۲۰:۲۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۳/۰۵
سلام یادتون هست پارسال درخواست دعا گشایش برای بخت درخواست دادم که بختم باز شه ؟ هوووووراااااااااا ازدواج کردم همسرم هم خوبه هم درامد اوضاع مالیش خوبه هم خانوادش واقعا دوستم دارن همسرم تک فرزند پسر هست و پدر شوهر و مادر شوهرم منووووو مثل دختر واقعیشون دوست دارن ممنون
عباسی گفت:
۱۹۱***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۰۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۱۶
سلام اقا رزق روزی مغازم بیشتر شده هم به طرز عجیبی کاسبی خداروشکر خوب پیش میره و هم راهنمایی های کسب و کاری که گفتید انجام دادم خیلی بهتر شده ممنون بابت دعا گشایش برا رزق روزیم