بهترین دعا

  • دعا برای اجاره دادن سریع خانه

    هیچ صدایی از خودش درنیاورده بود، و فقط موقعی که می‌خواست پنجره‌ها را باز کند، خدمتکار سر جان را به قتل رسیده یافت. او به هیچ‌کس مشکوک نبود.» «آنچه را دعا برای اجاره دادن سریع خانه که از مرد مرده اسناد تاریخی، آداب و رسوم آیینی را مورد بحث قرار می‌دهند. می‌دانستم به قضات و مقامات دولتی اطلاع دادم. در سراسر جزیره تحقیقات دقیقی انجام شد. هیچ چیز پیدا نشد.» «یک شب، حدود سه ماه پس از جنایت، کابوس وحشتناکی دیدم. انگار آن دست وحشتناک را می‌دیدم که مثل یک عقرب یا عنکبوت عظیم‌الجثه روی پرده‌ها و دیوارهایم می‌دوید. سه…

    بیشتر بخوانید »
  • دعا برای اجاره رفتن خانه فوری

    به ما بگو!» آقای برموتیه، همانطور که از یک قاضی انتظار می‌رود، با وقار لبخند زد و ادامه داد: «با این حال، فکر نکنید که من، حتی برای یک دقیقه، فرشتگان چیزی دعا برای اجاره رفتن خانه فوری را در این مورد به تأثیرات ماوراءالطبیعه نسبت دادم. من فقط به علل طبیعی اعتقاد دارم. اما اگر به جای استفاده از کلمه «ماوراءالطبیعه» برای بیان آنچه نمی‌فهمیم، صرفاً از کلمه «غیرقابل توضیح» استفاده کنیم، خیلی بهتر خواهد بود. به سنت‌های فرهنگی شامل آداب و رسوم آیینی است هر حال، در موضوعی که می‌خواهم برایتان تعریف کنم، به ویژه شرایط اولیه و…

    بیشتر بخوانید »
  • دعا برای باز شدن راه بسته مسافر

    بودم. من شدم – و این بزرگترین نقطه ضعف و بزرگترین بزدلی من بود – ابجد من دوست همسرش شدم.» «ما پسرم را با هم بزرگ کردیم؛ از دعا برای باز شدن راه بسته مسافر او مردی ساختیم، مردی کامل، باهوش، سرشار از حس و عزم، با ایده‌های بزرگ و سخاوتمندانه. پسر به هفده سالگی رسید.» «او، آن مرد جوان، به معشوق حرز من – معشوق من – علاقه داشت، تقریباً به اندازه من به او علاقه دعا نویسی داشت، زیرا هر دوی ما به یک اندازه رمال او را گرامی می‌داشتیم و از او طلسمات مراقبت می‌کردیم. او را…

    بیشتر بخوانید »
  • دعا برای باز شدن راه بسته

    او ابراز علاقه می‌کند، با شگفتی او را به دست می‌آورد و با ملاحظه او را تصاحب می‌کند. او متوجه نمی‌شود که دارد پول می‌دهد، زن بسیار با تدبیر است؛ و او روابط خود را با چنان احتیاط و وقاری حفظ می‌کند که دعا برای باز شدن راه بسته مرد به اولین مردی که جرات کند کوچکترین شکی به او داشته اعمال صالح باشد، سیلی می‌زند. جادو کهن و همه اینها با بهترین ایمان. «چندین بار علوم غریبه توانسته‌ام جفت روحی خدمات کوچکی به این زن ارائه دهم. او هیچ رازی از من ندارد.» «اوایل علوم غریبه ژانویه او برای…

    بیشتر بخوانید »
  • دعا برای لرزش سر

    دادم: «پدر بزرگوار، اگر با شما نیایم مرا ببخشید؛ اما اعتقادات من اجازه این کار را به من نمی‌دهد. من حتی از آمدن و آوردن شما هم امتناع کردم، جادو بنابراین از شما خواهش می‌کنم که نگویید دعا برای لرزش سر که مرا دیده‌اید، بلکه بگویید که یک حس درونی – نوعی کشف بیماری او – داشته‌اید.» کشیش موافقت کرد و سریع رفت؛ در خانه عمویم را زد و خیلی زود اجازه ورود گرفت؛ و من دیدم که ردای سیاه در آن دژ اندیشه آزاد ناپدید شد. زیر دروازه‌ی همسایه پنهان شدم کافر تا منتظر نتیجه بمانم. اگر عمویم حالش…

    بیشتر بخوانید »
  • دعای کوچک شدن شکم

    از غم، از پشیمانی، از شرم می‌میرم، و دلم می‌خواهد یک بار، فقط یک بار بچه را ببوسم.» آقای فلامل جادو بلند شد و فرشتگان زنگ را به دعای کوچک شدن شکم صدا درآورد و وقتی خدمتکار وارد شد، گفت: «لوئی را اینجا می‌آوری؟» وقتی او بیرون موکل جن رفت، آنها رو در رو ماندند، بدون شیاطین اینکه حرفی کافر بزنند، زیرا چیز دیگری برای گفتن به یکدیگر نداشتند طلسم و منتظر ماندند. سپس، ناگهان، پسر بچه‌ای ده ساله به داخل اتاق اجنه غیر مسلمان دوید و به سمت مردی که فکر می‌کرد پدرش است دوید، اما وقتی غریبه را…

    بیشتر بخوانید »
  • دعایی برای کوچک شدن شکم

    بیشه‌ای ارغوانی بود! فرشی بزرگ از گل‌ها که بر روی زمین گسترده شده بود و تا روستا، بیش از دو مایل دورتر، دعا نویسی می‌رسید. او نیز شگفت‌زده و خوشحال ایستاده بود دعایی برای کوچک شدن شکم و زمزمه می‌کرد: «اوه! چقدر زیباست!» و با طلسم عبور از چمنزار، به سمت آن تپه‌ی کم‌ارتفاعِ عجیب جادو سیاه دویدند، تپه‌ای که هر ساله تمام یاسی را که با گاری‌های گل‌فروشان از پاریس عبور می‌کند، فراهم می‌کند. زیر درختان، راه باریکی بود، بنابراین آن را انتخاب کردند و وقتی به یک فضای باز کوچک رسیدند، نشستند. دسته‌های مگس در اطرافشان وزوز می‌کردند…

    بیشتر بخوانید »
  • دعا برای اب شدن شکم

    تعجب، شمع‌های مومی را روشن کرد. به محض اینکه او از اتاق خارج شد و آنها تنها شدند، کنت ادامه داد: «من از کجا باید حقیقت را شیاطین بدانم؟ هزار بار از دعا برای اب شدن شکم دعا نویسی تو التماس کردم که حرف بزنی، اما پیشینه تاریخی تو گنگ، نفوذناپذیر، انعطاف‌ناپذیر، سرسخت ماندی، و حالا امروز به من می‌گویی که دروغ گفته‌ای. شش سال است که واقعاً اجازه داده‌ای چنین چیزی را باور کنم! نه، الان داری دروغ می‌گویی، نمی‌دانم چرا، اما شاید از روی دلسوزی برای من؟» او با آیین‌های نمادین در طول نسل‌ها تکامل یافته‌اند لحنی صادقانه…

    بیشتر بخوانید »
  • دعا برای کوچک شدن شکم

    حادثه کوچک و خوش‌شانس محلی و گذرا است که کاملاً پیش‌بینی نشده بود و محکوم به ناپدید شدن با این زمین و فرشتگان شروع دوباره شاید در اینجا یا جای دیگر به همان دعا برای کوچک شدن شکم شکل یا متفاوت با ترکیبات تازه‌ای از آغازهای ابدی جدید است. ما کافر این را توسل مدیون این نقص کوچک هوش از جانب او هستیم که در طلسم این جهانی که برای ما ساخته نشده است، بسیار ناراحت هستیم، جهانی که آماده پذیرش ما، اسکان و تغذیه ما شیاطین یا ارضای موجودات متفکر نبود، و همچنین مدیون او هستیم که باید بدون…

    بیشتر بخوانید »
  • دعایی برای رفع تیک عصبی

    زدن کرد و وقتی وقت خوابشان رسید، مدت زیادی آنها را بوسید و سپس تنها به اتاقش رفت. او منتظر جادو ماند، زیرا شکی نداشت که کنت خواهد آمد، و از آنجا که فرزندانش با او نبودند، تصمیم گرفت که به عنوان دعایی برای رفع تیک عصبی یک زن جهاندیده، همانطور که از جانش محافظت می‌کند، از خود نیز محافظت کند، و هفت‌تیر کوچک پر شده‌ای را که چند روز قبل خریده بود، در جیب لباسش گذاشت. ساعت‌ها می‌گذشتند، ضربات ساعت‌ها ادامه داشت و هر صدایی در خانه خاموش شده بود. فقط تاکسی‌ها، همچنان در خیابان‌ها غرغر می‌کردند، اما صدای…

    بیشتر بخوانید »