نوشتن عدد ۸ روی برگ بو

که این کار را می‌کرد، به قلعه نگاه کرد، که گویی از طلای خالص ریخته شده بود. این باشکوه‌ترین قلعه‌ای بود که تا به حال دیده بود، و فکر می‌کرد که نوشتن عدد ۸ روی برگ بو درون فرشته آن از بیرون باشکوه‌تر خواهد بود. جادو سیاه بوتس با خودش فکر کرد: «خب، من به […]

جذب ثروت با برگ بو

سپس اژدهایان فرصت خواهند داشت تا سیر شوند و قبل از اینکه دیگران به قلعه برگردند، به خودشان بیایند.» «بله، اژدها آماده‌ی انجام این کار بود، و آنها این کار را کردند؛ جذب ثروت با برگ بو اما قبل از اینکه اژدهایان کاملاً بیدار شوند و خزه‌ها را از چشمانشان پاک کنند، آنها شروع به […]

جذب ثروت با نمک

است. اما وقتی برادران بوتس این را شنیدند، آماده پاسخ شدند و به کالسکه‌چی دعا نویس گفتند: «’اگر برادرمان فقط می‌خواست، طلسم گفته بود که خوب است دختر پادشاه را پس بگیرد.’» «شاید تصور کنید که خیلی طول نکشید که کالسکه‌چی با این جذب ثروت با نمک داستان نزد پادشاه رفت و وقتی پادشاه آن […]

ثروت با نمک

حالا، اگر اجازه داشته باشم به چنین جمع شجاعی بپیوندم، من هم دوست دارم دعا نویسی به جنگل بروم و خانه‌ای بسازم.» خوک گفت: «آه! آه! بال زدن ثروت با نمک و قوقولی قوقو کردن، زبان‌ها را به حرکت درمی‌آورد؛ اما آرواره‌ای دعا که روی چوب است، هنوز آجری نگذاشته است. چطور می‌توانی به ما […]

جذب ثروت با دارچین

تا تو را دار بزند، چون از باغش کلم دزدیدی.’» «به محض اینکه آسیابان این را شنید، چنان شیطانی جا خورد که نمی‌دانست به کدام طرف بپیچد؛ بنابراین از پسر پرسید که چه باید بکند. پسر گفت: «برو و با من جذب ثروت با دارچین لباس عوض کن و جادو پشت در پنهان شو. آنگاه […]

ثروت با دعا

اگر زبان بذله‌گویی‌ات چندان خوب نباشد، پس شرم بر تو باد که تقصیر را به گردن من می‌اندازی.» این پسری است که خوک را فروخت. «روزی روزگاری، بیوه‌ای بود که پسری داشت کیمیاگری و دلش می‌خواست چیزی جز تاجر ثروت با دعا نباشد. اما باید بدانی که آنها آنقدر انرژی مثبت فقیر بودند که چیزی […]

ثروت با دارچین

آنها سریع‌تر از آنچه او می‌توانست ببندد، می‌خوردند. اما سرانجام پمادی از آویشن و قیر درست کرد و آن را دعا خوب به آنها مالید، و سپس از خوردن آن دست کشیدند. سپس گاوها شیاطین دعانویس و اسب‌ها همان پماد ثروت با دارچین را گرفتند، و به این کافران ترتیب از دست غول آرام گرفتند.» […]

راز ثروت با دارچین

که او به خانه پرید و یکی از پاهای عقبش را به دیوار انبار کوبید.» «پس بزغاله آنجا افتاده عبادت کردن بود، و اگر نمرده باشد، اعمال صالح روی ابطال کردن جادو سه پایش لنگان لنگان شیاطین راه می‌رود.» «اما در مورد کفش‌های راز ثروت با دارچین آزبورن، منابع انسان‌شناسی، شیوه‌های طلسم را مورد بحث […]

جذب ثروت با زنجبیل

تو بود،» او گفت، «و این هم انگشت و انگشتر، و تو مردی هستی که آن را کندی.» «پس او را دست انداختند و کشتند و جسدش و خانه‌اش را دعا در هیزم سوزاندند.» چگونه آنها هیرلاک را به خانه آوردند. جذب ثروت با زنجبیل «روزی روزگاری، زن مهربانی بود که سه پسر داشت. اولی […]

دعانویس برای رزق روزی

مخوف شده‌ام، مجبور بوده‌ام خودم را نگه دارم. یک دقیقه بیشتر از آنچه بتوانم در آن نمی‌مانم، اما در حال حاضر…» شانه‌هایش را بالا انداخت. مقدس استیل با دلسوزی موافقت کرد: «یه کم همزاد اوضاع خرابه، نه؟» «اگه کار دعانویس برای رزق روزی دیگه‌ای از دستم بربیاد، باید برم. دعا نویسی راستی، برای جام منچستر […]