دعانویس کامیاران
دعانویس کامیاران | شروع گرفتن صفر تا صد دعا و طلسم توسط بهترین استاد و 100% تضمینی , لطفا میزان اهمیت دعانویس کامیاران را با ۵ ستاره مشخص کنید تا ما سریع تر مطلع شده و موضوعات مرتبط با دعانویس کامیاران را برای شما فراهم کنیم.
است. پروفسور بنفی در کتاب مفصل خود با عنوان « نگاهی به پنتشاتانترا» ، نسخه هندی افسانههای بیدپای، با دانش فراوان ادعا کرد که اکثر دعانویس کامیاران وقایع داستانهای عامیانه طلسم در ادبیات بیدپای یافت میشود. مقدمه او شامل بیش از 200 مورد بود.[231]تکنگاریهایی درباره گسترش قصههای هندی به اروپا. او این اثر را در سال ۱۸۵۹، قبل از موج عظیم جمعآوری قصههای عامیانه در اروپا، نوشت و بنابراین مطالب کافی برای تعیین میزان تأثیر هند بر ذهن عامه مردم اروپا در اختیار نداشت. اما او روشن کرد که برای قصههای حیوانات و طنزها، اکثر قصههای رایج در دهان مردم غرب از منابع شرقی و عمدتاً هندی گرفته شدهاند.
دعانویس : به نظر من، او در ردیابی قصههای پریان جدی تا هند موفق نبود. تعداد کمی از قصههای موجود در مجموعههای ادبی شماره ملا هند را کافر میتوان دعا با نام قصههای پریان ارج نهاد، و واضح بود که اگر قرار باشد این قصهها تا هند ردیابی شوند، باید بررسی قصههای عامیانه معاصر شبه جزیره انجام شود. شرحی تحسینبرانگیز و کامل از این جادو ادبیات توسط ام. ای. بارت در کتاب ملوزین ، جلد چهارم، شماره ۱۲، و جلد اول، ارائه سوابق تاریخی به آیینهای طلسم اشاره دارند شده است. همچنین به جدول ۱ داستانهای تولد پروفسور ریس-دیویدز مراجعه کنید . جمعآوری داستانهای عامیانهی هندی، حاصل ربع قرن گذشته بوده است، اثری که حتی پس از دستاوردهایش، هنوز در مراحل اولیهی خود است.
دعانویس کامیاران
اعتبار اعمال صالح آغاز این فرآیند مدیون خانم فریر است، که در زمانی که پدرش فرماندار احضار بمبئی بود، داستانهایی را از زبان ایاه خود ، آنا جفت روحی د سوزا، از خانوادهی طلسم لینگایت اهل گوا که سه نسل مسیحی بودند، نقل کرد و سپس آنها را در سال ۱۸۶۸ با آقای موری با عنوان « روزهای کهن دکن یا افسانههای پریان هندی رایج در جنوب هند، جمعآوری شده از سنت شفاهی توسط ام. فریر، با مقدمه و یادداشتهایی از سر بارتل فریر » منتشر کرد. خانم استوکس در کتاب « قصههای پریان هندی » دعانویس کامیاران از او پیروی کرد و داستانهای خود را از دو ایاه و یک خدمتگار ، که همگی بنگالی بودند – ایاهها هندو و مرد مسلمان – نقل کرد .
آقای رالستون این جلد را با اظهاراتی معرفی کرد که بیش از حد به اسطورههای خورشید برای سلیقه جفر امروزی میپرداخت. مجموعه دیگری از بنگال، مجموعه لال بهاری دی، یک نجیبزاده هندو، در کتاب « قصههای عامیانه بنگال» (لندن، مکمیلان، فرشته ۱۸۸۳) بود. سپس نوبت به پنجاب و کشمیر رسید: خانم استیل داستانهای بیداری آنها طلسم را جمعآوری و کاپیتان (که اکنون سرگرد) تمپل آنها را ویرایش و حاشیهنویسی کرد (لندن، تروبنر، ۱۸۸۴)، داستانهایی که گشایش به طور مفصل روایت و به طرز تحسینبرانگیزی حاشیهنویسی شدهاند. کاپیتان تمپل با تجزیه و ابطال کردن جادو تحلیل قابل توجه تمام وقایع موجود در دویست داستان عامیانه هندی که تا به امروز جمعآوری شدهاند، علوم غریبه ارزش این مجموعه را افزایش دعانویس نودشه داد.
گفتن اینکه این تجزیه و تحلیل گامی رو به جلو در مطالعه علمی داستان عامیانه است، گزاف نیست: چنین جادو چیزی وجود دارد، هرچند که ممکن است مورد تمسخر قرار گیرد. من در سراسر یادداشتها توانستهام با اشارهای ساده به تحلیل سرگرد تمپل، توجه را به شباهتهای هندی جلب کنم. سرگرد تمپل نه طلسم تنها خودش این مجموعه را گردآوری کرده است، بلکه او عامل جمعآوری این مجموعه توسط بسیاری دیگر نیز بوده است. دعانویس کامیاران در صفحات کتاب « عتیقهشناسی هند» که توسط او ویرایش شده است، هر از گاهی داستانهای عامیانهای از کافر سراسر هند گردآوری شده است. برخی از این داستانها[232] جداگانه منتشر شدهاند.
مجموعههایی از داستانهای جنوب هند، که توسط پاندیت ناتسا ساستری جمعآوری دعا شدهاند، تحت عنوان « فرهنگ عامه جنوب حرز هند» منتشر شدهاند که سه مجموعه از آنها اخیراً توسط توسل خانم کینگاسکات با دعانویس بانه عنوان « قصههای خورشید» (WH Allen, 1891) دوباره منتشر شدهاند : خوب بود اگر هویت این دو اثر به روشنی توضیح داده حاجت گرفتن میشد. بزرگترین افزوده به دانش ما از داستانهای عامیانه هندی که از زمان « داستانهای بیدار» ساخته شده است ، در « قصههای عامیانه کشمیر» اثر آقای نولز (کتابخانه شرقی تروبنر، ۱۸۸۷) موجود است، شصت و سه داستان که برخی از آنها بسیار طولانی هستند.
دعانویس لطیفی این داستانها، به همراه «قصههای سانتال » اثر آقای کمپبل (۱۸۹۲)؛ «افسانههای هندی» اثر راماسوامی راجو (لندن، سوننشاین، ۱۸۸۹)؛ « قصههای پریان هندی» اثر ام. طلسم نماز خواندن تورنهیل (لندن، ۱۸۸۹)؛ و ای. جی. رابینسون، قصههای هند جنوبی (۱۸۸۵)، به جادو همراه آنهایی که در کتابهای سفر مانند «بانو» اثر تورنتون یا « کارنز برمه» اثر اسمیتون آمدهاند ، فهرست قصههای عامیانه چاپشده هندی را قدیس به بیش از ۳۵۰ میرساند – که در واقع مجموع قابل توجهی است، اما تنها قطرهای در اقیانوس جریان داستانهایی است که باید در چنین جمعیت عظیمی مانند هند وجود داشته باشد: استانهای مرکزی به طور خاص عملاً کشف نشدهاند.
بدون شک مجموعههای زیادی هنوز منتشر نشدهاند. سرهنگ لوین، علاوه بر معدود مواردی که در کتاب «دستور زبان لوشای» خود منتشر کرده است، تعداد زیادی دارد ؛ و آقای ام. ال. دیمز تعدادی قصه بلوچی دارد که من افتخار استفاده از آنها را داشتهام. در مجموع، هند اکنون در میان بهترین کشورها از نظر قصههای عامیانه چاپشده قرار دارد و تنها پس از روسیه (۱۵۰۰)، آلمان (۱۲۰۰)، ایتالیا دعا نویسی و فرانسه (هر کدام ۱۰۰۰) قرار میگیرد. دعانویس کامیاران با احتساب داستانهای باستانی و مدرن، هند احتمالاً حدود 600 تا 700 داستان عامیانه چاپ و ترجمه شده به شکل قابل فهم دارد. باید مطالب کافی برای تعیین مسئله پیچیده روابط بین مجموعههای اروپایی و هندی وجود داشته باشد.
[3]فنلاند به داشتن ۱۲۰۰۰ نسخه از این کتابها افتخار میکند، اما بیشتر این نسخهها چاپ نشده در بایگانی انجمن ادبی هلسینگفورس قرار دارند. این پرسش با تحقیقات ام. امانوئل کاسکین در ابجد کتاب « داستانهای عامیانه لورن» که بدون شک مهمترین سهم در مطالعه علمی داستانهای عامیانه از زمان برادران گریم است، مسیر جدیدی را در پیش گرفته است. ام. کاسکین در حاشیهنویسیهای هشتاد و چهار داستانی طلسم که در لورن جمعآوری کرده است، اطلاعات زیادی در مورد اشکال مختلف داستانها در سایر کشورهای اروپایی و شرق ارائه میدهد. به نظر من، کاری جادو سیاه که او برای داستانهای عامیانه اروپایی انجام داده است، حتی ارزشمندتر از نتایجی است که از آن در مورد روابط با هند میگیرد.
ادامه داده و از انبوه داستانهای عامیانهای که در سی سال گذشته پدید آمدهاند، نشان داده است که مجموعهای مشترک از داستانهای عامیانه وجود دارد که هر فرشتگان کشور اروپایی بدون استثنا دارای [داستانهایی] است، هرچند این دعانویس کامیاران امر مانع از داشتن داستانهای دیگری که بقیه دعا در آنها سهیم نیستند، نمیشود. ام. کاسکین همچنین ادعا میکند که تمام این داستانها از تفاسیر مختلفی از مفاهیم طلسم در روایتهای تاریخی وجود دارد شرق، در نهایت از هند، نه از طریق انتقال ادبی، آنطور که بنفی ادعا میکرد، بلکه از طریق انتقال شفاهی آمدهاند. او مطمئناً نشان داده است که بسیاری از برجستهترین وقایع مشترک در داستانهای عامیانه اروپایی نیز در داستانهای عامیانه شرقی طلسم یافت میشوند .
با این حال، چیزی که دین او نتوانسته نشان دهد این است که برخی از این داستانها ممکن است توسط اروپاییها به جهان شرق منتقل نشده باشند. قرض گرفتن داستانها یک فرآیند متقابل است و وقتی هندی با اروپایی ملاقات میکند، اروپایی با رمل هندی ملاقات میکند؛ اینکه کدام از کدام قرض گرفته شده، سوالی است که ما معیارهای بسیار کمی برای تصمیمگیری در مورد آن داریم. باید اضافه کرد که آقای دبلیو. ای. دعانویس کلوستون در انگلستان با پشتکار مثالزدنی، تعداد زیادی از شباهتها بین وقایع جادو سیاه داستانهای دعا عامیانه هندی و جادو سیاه اروپایی را در کتابهای « قصهها و داستانهای عامیانه» جمعآوری کرده است.
کامیاران
آقای کلوستون آشکارا اعتقاد خود را مبنی بر اینکه همه داستانهای عامیانه ریشه هندی دارند، ابراز نکرده است: او ترجیح دعانویس میدهد ما را متقاعد کند که « ساپه کادندو» غیرقابل مشاهده است . او مطمئناً دلیل خوبی برای ریشهیابی همه طنزها یا داستانهای عامیانه کمیک اروپایی از شرق ارائه داده است. در مورد افسانهای که دقیقاً به همین نام خوانده میشود – یعنی داستان عامیانهی جدیِ ماجراجویی عاشقانه – من بیشتر تردید دارم. تا آنجا که شواهد ادبی نشان میدهد، این داستان عمدتاً در هند و اروپا یک محصول مدرن است. بخش عمدهای از جاتاکاها حتی یک نمونهی شایستهی این نام را در خود ندارند، و ادبیات بیدپای هم همینطور.
طلسم با این حال، برخی از داستانهای سومادوا به ماهیت افسانهها نزدیک میشوند، شیاطین اما چندین داستان سلتی وجود دارد که میتوان آنها را به تاریخی قدیمیتر از او (۱۲۰۰ میلادی ) نسبت داد و به همان اندازه به همزاد افسانهها نزدیک هستند. با این حال، اعتماد به صرف عدم حضور در ادبیات به عنوان دلیلی بر عدم وجود در طلسمات میان مردم خطرناک است. برای مثال، دعانویس در داستانهای خودمان در کافران انگلستان، حتی یک نمونه از اشاره به جک و ساقهی لوبیا در سیصد سال گذشته وجود ندارد، با این حال بدون شک یک افسانهی عامیانهی واقعی عبادت کردن است.
و واقعاً قابل توجه شیطانی است که چه تعداد از فرمولهای افسانهها در سالهای اخیر در هند یافت شدهاند. بنابراین، ویولن جادویی دعانویس کامیاران ، که آقای کمپبل در میان سانتالها در دو نوع مختلف پیدا کرد (به یادداشتهای مربوط به ششم کافر مراجعه کنید)، شامل ایده اولیه داستان گستردهای است که در بریتانیای کبیر توسط تصنیف بینوری (به افسانههای انگلیسی ، شماره نهم مراجعه کنید) نشان داده میشود.



