دعا برای آشفتگی ذهن | شروع گرفتن صفر تا صد دعا و طلسم توسط بهترین استاد و 100% تضمینی , لطفا میزان اهمیت دعا برای آشفتگی ذهن را با ۵ ستاره مشخص کنید تا ما سریع تر مطلع شده و موضوعات مرتبط با دعا برای آشفتگی ذهن را برای شما فراهم کنیم.
🔄 آخرین بروزرسانی:(سهشنبه) 30 / تیر / 1405توسطمحقق علوم کهن 📅 انتشار اولیه: اسفند 18, 1403
او را به سمت بالا میکشاند و احساس کرد که بالاخره اینجا همان کشوری است که به دنبالش بود. ناگهان به یاد میله طلایی افتاد که ملکه در حجاب مه به او دعا برای آشفتگی ذهن داده بود. با قلبی تپنده آن را به زمین انداخت، با تمام توان آرزو کرد که به پلی تبدیل شود و از این میترسید که بالاخره این کار فرشتگان فراتر از قدرتش باشد. اما نه، به جای میله، نردبانی طلایی ایستاده بود که مستقیماً به شهر هوا منتهی میشد. او میخواست وارد فرشتگان دروازههای کافران طلایی شود که ناگهان جانوری شگفتانگیز به سمت او پرید که طلسم مانندش را هرگز ندیده بود.
دعانویس : شاهزاده فریاد زد: «شمشیر را از غلاف بیرون بیاور.» و با فریادی به عقب پرید. و شمشیر از غلاف بیرون جهید و سر برخی از هیولاها را برید، اما سر برخی دیگر دوباره مستقیماً رشد کرد، به طوری که شاهزاده، با رنگ پریده از وحشت، در جایی که پیشینه تاریخی بود ایستاد و درخواست کمک کرد و شمشیرش را دوباره در غلاف گذاشت. ملکه شهر سر و صدا را شنید و از پنجرهاش نگاه کرد تا ببیند چه اتفاقی افتاده است. یکی از خدمتکارانش را صدا زد و به او دستور متون تاریخی درباره اعمال نمادین بحث میکنند. داد کافر که برود و غریبه را نجات دهد و او را نزد او بیاورد.
دعا برای آشفتگی ذهن
شاهزاده با تشکر از دستورات او اطاعت کرد و به حضورش آمد. به محض اینکه ملکه به او نگاه کرد، احساس کرد که او مرد معمولی نیست، و با مهربانی از او استقبال کرد و از او پرسید که چه چیزی او را به شهر آورده است. شاهزاده در پاسخ تمام داستان خود را تعریف کرد و گفت که چگونه در جستجوی سرزمین جاودانگی، سفرهای طولانی و دوردستی را پیموده است. او گفت: «آن را یافتهای، زیرا من ملکهی زندگی و مرگ هستم. اینجا میتوانی در میان جاودانگان ساکن شوی.» دعا برای آشفتگی ذهن هزار سال از ورود شاهزاده به شهر گذشته بود، شیطانی اما آنها آنقدر سریع پرواز کرده بودند که زمان بیش از شش ماه به نظر نمیرسید.
لحظهای از هزار سال نبود که شاهزاده خوشحال نباشد، تا اینکه شبی خواب پدر و مادرش را دید. سپس دلتنگی برای خانهاش با سرعت به سراغش آمد و صبح به ملکه جاودانگان گفت که باید برود و یک بار دعانویس دیگر پدر و مادرش کافران را ببیند. ملکه با تعجب به او خیره شد و فریاد زد: «چرا، شاهزاده، عقلت را از دست دادهای؟ بیش از هشتصد سال است که پدر و مادرت مردهاند! حتی گرد و غباری از آنها باقی نخواهد ماند.» گفت: «با این حال، من باید بروم.» ملکه با این فکر که مانع او نخواهد شد، ادامه داد: «خب، عجله نکن.
صبر کن تا مقدمات سفرت را فراهم کنم.» بنابراین، صندوقچه گنج بزرگش را باز کرد و دو قمقمه انرژی مثبت زیبا، یکی از طلا و یکی از نقره، بیرون آورد و به گردن او آویخت. سپس دریچه کوچکی را در گوشهای از اتاق به او نشان داد و گفت: مقدس «قمقمه نقرهای را با این رمال آب که زیر دریچه است پر کن. این آب طلسم شده است و هر کسی را که با آب کافران بپاشی، حتی دعانویس صمصامی شیطانی اگر هزار سال هم زندگی کرده باشد، فوراً مرده خواهد شد. باید قمقمه طلایی را اینجا با آب پر کنی.» دعا برای آشفتگی ذهن او در حالی که به چاهی در گوشهای دیگر اشاره میکرد، افزود: «این آب از سنگ ابدیت سرچشمه میگیرد.
فقط کافی است چند قطره روی جسد بپاشی تا دوباره زنده شود، اگر هزار دعا سال هم مرده باشد.» شاهزاده از ملکه به خاطر هدایایش تشکر کرد و با او خداحافظی کرد و به سفر خود جادو سیاه رفت. او فرشته خیلی زود به شهری رسید که ملکهی مهپوش در قصرش سلطنت میکرد، اما تمام دعا شهر تغییر کرده بود و او به سختی میتوانست راه خود را در خیابانها پیدا کند. در خود قصر همه چیز آرام بود و او در دعا برای حفظ آبروی خانواده اتاقها پرسه میزد، بدون اینکه کسی را ببیند که جلویش را بگیرد. سرانجام متون کهن وارد اتاق ملکه شد و ملکه در آنجا دراز کشیده بود، در حالی که گلدوزیهایش هنوز در دستانش بود فرشتگان و به خواب عمیقی فرو رفته بود.
او لباس ملکه را کشید، اما ملکه بیدار نشد. سپس فکری وحشتناک به ذهنش رسید و به سمت اتاقی که سوزنها در آن نگهداری میشدند دوید، اما دعا کاملاً خالی بود. ملکه آخرین سوزن را روی کاری که در دست داشت، شکسته بود و با آن طلسم نیز شکسته شد و او دعا مرده بود. شاهزاده به سرعت بطری طلایی را بیرون آورد و چند دعانویس سده لنجان قطره از آب کافر را روی ملکه پاشید. لحظهای بعد، ملکه به آرامی تکان خورد و سرش را فرشتگان بالا آورد و چشمانش را باز کرد. «آه، دوست عزیزم، خیلی طلسم نویس خوشحالم که بیدارم کردی؛ حتماً مدت زیادی خوابیده دعانویس بودم!» شاهزاده پاسخ داد: «اگر من اینجا نبودم تا بیدارت کنم، دعا برای آشفتگی ذهن تا ابد میخوابیدی.» با شنیدن این حرفها، ملکه ماجرای سوزنها را به یاد آورد.
حالا میدانست که مرده بوده دعا نویسی و شاهزاده او را به زندگی بازگردانده است. از صمیم قلب از شاهزاده به خاطر کاری که انجام داده بود تشکر کرد و قسم خورد که اگر فرصتی پیدا کند، جبران خواهد کرد. شاهزاده خداحافظی کرد و به سمت سرزمین پادشاه طاس راه افتاد. همین که به محل نزدیک شد، دید که تمام کوه کنده شده و پادشاه مرده روی زمین افتاده و بیل و سطلش در کنارش است. اما به محض اینکه آب قمقمه طلایی به او رسید، خمیازه کشید، کش و قوسی به بدنش داد و به آرامی شیاطین از جایش بلند شد.
فریاد زد: طلسم «اوه، دوست عزیزم، از دیدنت خیلی خوشحالم، حتماً مدت زیادی خوابیدهام!» شاهزاده پاسخ داد: «اگر من اینجا نبودم شیاطین تا بیدارت کنم، تا ابد میخوابیدی.» و پادشاه کوه و طلسم را به یاد آورد و قسم خورد جفر که اگر فرصتی داشته باشد، خدمتش را جبران کند. کمی جلوتر در امتداد جادهای که به خانه قدیمیاش منتهی میشد، شاهزاده درخت بزرگ را دید که از ریشه تعویذ دعانویس یانچشمه کنده شده بود و پادشاه عقابها، مرده روی زمین نشسته بود و بالهایش را طوری باز کرده بود که انگار میخواست پرواز کند. قطرات آب روی پرهای او میریختند و بال زدنی از میان آنها میگذشت.
عقاب نوکش را از زمین بلند کرد و گفت: «آه، چقدر خوابیده بودم! چطور میتوانم از تو به خاطر بیدار کردنم تشکر کنم، دوست عزیز و خوبم!» شاهزاده پاسخ داد: «اگر من اینجا نبودم تا دعا دعا برای آشفتگی ذهندعانویس مهرستان بیدارت کنم، تا ابد میخوابیدی.» سپس پادشاه ماجرای درخت را به یاد آورد و دانست که او مرده است و قول داد که اگر فرصتی جادو سیاه داشته باشد، کاری را که شاهزاده برایش انجام داده دعا نویسی بود، جبران کند. سرانجام به پایتخت پادشاهی پدرش رسید، اما با رسیدن به جایی که کاخ سلطنتی قرار داشت، به جای تالارهای مرمری که قبلاً در آنها بازی میکرد، دریاچهای بزرگ از گوگرد قرار داشت که شعلههای آبی آن به هوا میتابید.
اگر پدر و مادرش در ته آن آب وحشتناک افتاده بودند، چگونه میتوانست آنها را پیدا کند و به زندگی بازگرداند؟ او با ناراحتی رویش را برگرداند و به خیابانها برگشت، بدون اینکه بداند کجا میرود؛ که صدایی از پشت سرش فریاد زد: «ایست، شاهزاده، بالاخره تو را گرفتم! هزار سال از زمانی که برای اولین بار شروع به جستجوی تو اعمال صالح کردم میگذرد.» دعا برای آشفتگی ذهن و در کنارش، هیکل پیر و ریش سفید مرگ ایستاده بود. او به سرعت حلقه را از انگشتش بیرون کشید و پادشاه عقابها، پادشاه طاس و ملکه نقابدار مهآلود، به نجات او شتافتند. در یک لحظه آنها مرگ را گرفتند و او را محکم نگه داشتند، تا زمانی که شاهزاده فرصت کند به سرزمین جاودانگی دعانویس کوشک برسد.
آشفتگی ذهن
اما جادو آنها نمیدانستند که مرگ چقدر سریع میتواند پرواز کند، و شاهزاده فقط یک پایش را از مرز عبور داده بود که احساس کرد پای دیگرش از پشت گرفته شده است، و صدای مرگ فریاد زد: «ایست! حالا تو مال من هستی.» ملکهی جاودانگان از پنجرهاش نظارهگر بود و به دعانویس مرگ فریاد میزد که او موکل جن در قلمرو او هیچ قدرتی دعانویس خرمدره ندارد دعانویس و باید طعمهاش را در جای همزاد دیگری جستجو کند. مرگ پاسخ داد: «کاملاً درست است، جادو اما پایش در قلمرو من است و آن قلمرو متعلق به من است!» ملکه پاسخ داد: «به هر حال، نیمی از او مال من است، و نیم دیگر چه فایدهای میتواند برای تو داشته باشد؟ نیمی از یک مرد فایدهای ندارد، نه برای تو و نه برای من!
اما این بار به تو اجازه میدهم که وارد این محتوا، مروری کلی بر مضامین مرتبط با طلسم را نشان میدهد. جادو شدن قلمرو من شوی، و با یک شرطبندی تصمیم میگیریم که او کیست.» و بدین ترتیب توافق حاصل شد. مرگ از مرز باریکی که اعمال مربوط به جادو سرزمین جاودانگی را احاطه کرده بود، عبور کرد و ملکه شرطبندیای را پیشنهاد داد که قرار بود سرنوشت شاهزاده را تعیین کند. او گفت: «من او را به دعا آسمان پرتاب میکنم، درست پشت ستاره صبح، و اگر او به این شهر بیفتد، آنگاه او مال من است. اما اگر او بیرون دیوارها بیفتد، متعلق به تو خواهد بود.» دین گشایش در وسط شهر، میدان بزرگی بود و ملکه آرزو داشت شرطبندی در آنجا انجام شود.
وقتی همه چیز آماده شد، پایش را زیر پای شاهزاده گذاشت و او را به دعا برای آشفتگی ذهن هوا پرتاب کرد. شاهزاده دعا بالا، بالا، در میان ستارگان ذکر رفت و شیاطین چشم هیچ مردی نمیتوانست او را دنبال کند. آیا او را مستقیم به هوا پرتاب کرده بود؟ ملکه با نگرانی از خود پرسید، زیرا اگر نه، او به بیرون دیوارها سقوط میکرد و او را برای همیشه از دست میداد.
خاطره گفت:
۸۲۲***۰۹۱۹-۴
در ساعت ۱۲:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۵/۰۳/۰۷
من که روانی شدم بخاطر قطع بودن اینترنت من چند روزه منتظرم واتساپ وصل بشه میخوام دعا محبت بگیرم منم اما همچنان منتظر اینترنتم که امروز نت وصل شده چند دقیقه پیش بهشون واتساپ پیام دادم منتظرم ج بدن دوستم خودش از اینجا هم محبت گرفته بوده هم گشایش پول و رزق هم رفته سر کار و شغل خوب گیرش اومده هم همسرش رفته با گل سراغش که برگردن سر خونشون دعواشون جدی بود که اوکی شدن من اینجا نظر گذاشتم که لطفا واتساپ آنلاین بشن تا پول بزنم براشون چند روز منتظر نت بودم چون
نیما گفت:
۶۰۱***۰۹۰۵-۷
در ساعت ۱۰:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۱۴
این جنگ کوفتی پس کی تموم میشه ؟ الان من چطوری خوب به واتساپ پیام بدم وقتی قطعه همه چی آخه
ترانه گفت:
۵۹۸***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۹:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۸
وای من امروز واقعنی خوشحاللللللللم امروز اخهههههه نامزد مغروره لجبازم برگشت اووونم چه برگشتنی برام گل گرفت اومده بود محل کارم جلو همه گل داد خخخخ خواستم از دعا محبت تون تشکر کنم برا منم ج داده اونم با دسته گل
معصومه گفت:
۸۲۵***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۰۸:۰۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
آره منم. دعا محب انجام. دادم و هفته پیش. دوست پسرم اوکی. شد راضیم ازشون الن اومدم برای دختر خالم گشایش بخت بگیرم که اوکی بشه اینم
نیلوفر گفت:
۲۰۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۲۰:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۲۹
آره منم براشون واریز کردم دعا محبت خواستم برای بازگشت معشوق من با همسرم دعوای شدیدی شد بینمون هم محبت واریز کردم برای بازگشت معشوق و هم هدیه ای که گره گشا و رفع سیاهی بود هدیه دادن بهم که بعد از انجام کارایی که گفته بودن بعدش حس سبکی بهم داده شد که ازشون پرسیدم گفتن بخاطر گره گشا و رفع سیاهیه هست که داره یواش یواش سنگینی از روم برمیداره برا دعا محبت هم رفتار همسرم یکم نرم شده و داریم با هم صحبت میکنیم البته خخخخ خخخخخ من دارم حسابی خودم دست بالا میگیرم اینسری براش حالا که داره رفتارش بهتر میشه با خودم گفتم بزار یکم توقعی پیش ببرم اوضاعشو خوبه خوشم اومده
الهام گفت:
۷۳۳***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۰:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۳
آره من هم گشایش بخت خواستم هم شرایط پولم خیلی داغون بود که گشایش بخت گفت برای اینکه جفت روحی بیاد تو زندگیم و شنیده بودم جفت روحی خیلی خفنه برای شرایط پولممم هم گشایش در رزق روزی که آره مثل بقیه که نظر دادن به منم هدیه گره گشا و رفع سیاهی داد گفت خیلی بدرد میخوره باعث میشه هم زندگیم ساده بشه خودشون میگفت هموار میشه و مثل آدمای عادی میشه و سنگینی هم میره چند روز که گذشته از کارایی که گفتن بخوام بگم حس حالم خیلی بهتر از قبل شده سرحال ترم در روز سبک ترم توی کارمم دیروز ارتقا شغلی بهم داد ریسمون برای بخت اقبالمم فعلا دو سه با دوستم رفتیم این تور مسافرتی دوستم خیلی اسرار کرد بیا بریم خوش میگزره که آره جمع خوبیه داره اوضعم یواش یواش مثل آدمیزاد میشه و کم کم داره پولو این چیزا سر کلش پیدا میشه
بله من خیلی خیلی خیلی راضیم نامزدم برگشتتتتتتتت من ازشون بازگشت معشوق خواستم که به منم دعا محبت گفتن من اومدم چند بار نظرات خوندم همه گفتن دعا محبت گرفتن برای برگشت معشوق که منم بهشون پیام دادم به منم همین دعا محبت پیشنهاد داد تو واتساپشون اره به منم گره گشا و رفع سیاهی هدیه دادن پرسیدم این چیه فایدش بچدردم میخوره گفت اگر جادویی چیزی روم باشه رفع میکنه کارما این چیزارو گفتن یواش یواش اوکی میکنه من برای بازگشت معشوق تو گوگل میگشتم که از اینجا گرفتم خیلی نظرات خوندم اینجا قابل اعتماد اومد به نظرم من راضیم دانیال نامزدم برگشت اخلاق مزخرفشم بهتر شده خیلی مغرور بود آخه
میرزایی گفت:
۹۷۹***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۳/۲۲
بله بنده گشایش در رزق و روزی گرفتم و اعمال را هم انجام دادم خداشکر راضیم دست بالمون داره باز میشه من بعد از گره گشا و رفع سیاهی که هدیه بود حس سبکی بهم دست داد که خداشکر خداشکر از اون روز تا حالا دارم شب راحت میخوابم
پرگل گفت:
۱۲۰***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۱:۴۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۱۸
آره من چندین سال بود مجرد بودم برای بخت میخواستم که گفتن گشایش در بخت باید بگیرم که پول زدم آره یکی وارد زندگیم شده خیلی خوبه خیلی همون که همیشه میخواستم
رضایی گفت:
۸۸۱***۰۹۱۹-۱
در ساعت ۲۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۱/۱۲
سلام من میخوام براشون پول واریز کنم میشه خواهشا اگر کسی نتیجه گرفته اینجا بگه که منم واریز کنم با خیال راحت لطفا ممنون
پریسا گفت:
۲۰۸***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۳:۲۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۱۵
آره لیلا منم از همین دعا محبت شون گرفتم برای بازگشت معشوق و راضیم البته ما با دعوا شدیدی باهم قهر بودیم که بعدش اومد حسابی نازم کشید و یه دستبند طلا هم گرفت برام الان اومدم گشایش در رزق و روزی بگیرم ازشون دوست دارم شاغل بشم و سرم گرم بشه
لیلا گفت:
۲۹۲***۰۹۰۵-۶
در ساعت ۰۹:۰۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۰۸
سلام من حدودا ۸ روز قبل دوست پسرم رفت و دنبال راهی بودم واقعا آخه دوستش داشتم و دعوا بینمون هم شوخی شوخی شد دختر داییم شما معرفی کرد گفت برای همسرش قبلا دعا محبت گرفته بوده گفت منم باید بازگشت معشوق درخواست بدم واتساپ پیام دادم گفتید همون دعا محبت بدردم میخوره خلاصه هم یکم تو شوکم هم یکم تازه از خواب بیدار شدم دیدم دوست پیسرم پیام داده که دلم برات تنگ شده بیا همدیگرو ببینیم ممنون ازتون بابت این دعا محبت تون ممنون
محدثه گفت:
۳۱۷***۰۹۱۲-۷
در ساعت ۱۴:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۸
نیلوفرجونم من هم ازشون دعا محبت شونو گرفته بودم برای من آخه اوضاع داغون بود من اصلا اعتقادی به این چیزا نداشتم گفتم دلمو بدم به دریا گفتن محبت باید بگیرم تا اون زن که اومده سراغ شوهرم بزاره برود و شوهرم فقط برای من و دوتا پسرم اهمیت بده و زندگیم کنیم بعد از اینکه دعا محبت شونو منم گرفتم یه مدتی یادم رفت و درگیر زندگی شده بودم تا هفته پیش یه دفعه به خودم اومدم و داشت گذشتمو مرور میکردم یادم اومد از این روشه دعا گرفته بودم خداروشکر شوهرم دیگه از آن زنه دست برداشت و آن زن هم گذاشت رفت خواستم از سایتشون تشکر کنم که پیامتو دیدم گفتم نظرم بزارم برات
نیلوفر گفت:
۸۵۱***۰۹۱۰-۱
در ساعت ۲۱:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۲
تشکککککککککککککککر از بابت دعا محبت دوست پسرم برگشت و اومد برای خواستگاریم یدونه دیگم برای رزق و درآمدمو پولام بیشتر بشن میخوام دیشب ساعت سه بهتون پیام دادم لطفا جواب بدید.
یعقوبی گفت:
۳۶۳***۰۹۱۹-۶
در ساعت ۱۰:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۰/۱۸
لطفا اون واتساپ جواب بدید !!!!!!!!!!!!! نمیخواید جواب بدید ؟ کی دیگه میخوااااااااااااید جواب بدید ؟؟؟؟؟؟؟ من قبلا بهتون واتساپ پم زدم گفتید برم تحقیق کنم حالا تحقیق کردم و پیام دادم دوررررررررررررررررز گذشته استتتتتتتت !!!!!!!! خواهشا واتساپ ج بدید به من من دعا محبت میخواستم توررررررررررو خدا شما دیگه اذیتم نکنید نامزدم گذاشته رفته کافیمه انقدر سختی خواهش میکنم واتسسسسسسسسسسسساپ جواب بدید-- منتظرتونم
شبنم گفت:
۱۸۰***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۱:۱۳
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۲۹
چندین روی هست که تصمیم دارم بیام نظرم بگم برای بقیه هی سرم شلوغ بود من ازتون دوتا درخواست داشتم یکی برای بختم باز بشه آخه سی سالمه ازدواج هنوز نکردم و یکیم برای درآمدم خیلی داغون شده بودم اوایلش درآمدم یکم یکم شروع کرد به قشنگ و بیشتر شدن مشتری بیشتر بهم زنگ میزد و خیلی جااااااالب ترش اینکه مشتریای قدیمم که بهشون لباس فروخته بودم بهم زنگگ میزدن سفارش میدادن دوباره که واقعا تعجب کرده بودم تا اینکه گذشت درگیر لباس فروختنم بودم تا اینکه با یه مشتری بیشتر اشنا شدم دیدم پشت هم سفارش میده کنجکاو شدم اخه گفتم شما مغازه چیزی دارید گفت بیا همدیگرو ببینیم رفتم دیدمشون با پسرشون اومده بودن و صحبت صحبت تا اینکه الان من با پسرشون تو رابطه جدی جدی ام و با خانوادم برای قرار خواستگاری صحبت کردم و اجازه دادند که بیان خیلی خیلی لطف کردید منم خیلی راضیم ازتون ممنونم ممنون
نفیسه گفت:
۶۷۰***۰۹۰۳-۱
در ساعت ۰۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۸
یک دنیا تشکر ---- دوست پسرم کیاوش برگشت متشکرم
رویا گفت:
۴۵۹***۰۹۳۵-۸
در ساعت ۱۵:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
سلام من برای دخترم الهه از شما برایش دعا گشایش بخت گرفتم بعدش سرگرم موضوعاتی شدیم و یادم رفت تا اینکه سه شب پیش دخترم با یک آقا پسر بسیار خانواده دار و اوضاع مالی خداروشکر بسیار خوب عقد شد و خیال من خیلی راحت شد ممنون که من از بار مسولیت دخترم نجات دادید خیلی خیلی ممنونتونم
رضایی گفت:
۲۷۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۶:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۶/۰۶
سلام ازتون تازگیا دعا گشایش برای رزق و روزی گرفتم راستیتش اولش زیاد باور نداشتم فقط چون پسر عموم شمارو معرفی کرده بود گفتم یه امتحانی کنم به طرز دیونه واری الان اوضاعم خوبه خداروشکر توی شرکت نفت که چندین بار برای مصاحبه رفته بودم و نا امید شده بودم بلاخره استخدام شدم راضیم خدا ازتون راضی باشه الهی
دربخش گفت:
۸۰۲***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۸/۱۶
سلام من از واتساپتون دعا محبت گرفته بودم چهار روز پیش متوجه شدم که رقیب عشقیم از شاهینم جدا شده و به رو خودم نیاوردم تا اینکه دیشب خودش زنگ زد شاهین بهم و به بهونه ی اینکه آخر هفته کجام باهم قرار گذاشتیم رفتیم کافه اخلاق انشم خیلی خوب شد خواستم از سایتتون و از دعا محبت کلی تشکر کنم ممنونم واقعنی ازتون
سعید گفت:
۱۳۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۷/۱۱
منم دعا محبت گرفتم زنم بعد از چهار ماه خورده ای از خونه مادرش برگشت خونه راضیم من هم خدا انشالله حفظتون کنه برای همه
املاک پاسارگاد گفت:
۶۷۱***۰۹۱۲-۵
در ساعت ۲۳:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۲۸
گشایش ولاا گرفته خواسته بودم از شمادر مدتی قبل و زنگ خور های مغازه بیشتر شده و پیج اینستاگرامی هم که ساختیم و استپ گرده بوده چند روزی افتاده روی دور فروش دمت گرم خیلی بزرگی کردی منو از اوضاع مالی نجات دادی
فاطمه ساعی گفت:
۱۰۲***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۲:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۸
درود خداوند بر شما خوشبختانه در رابطه من با فردی که به هم علاقه مند هستیم و دچار مساله و قطعی شده بود یک اتفاق مثبت و نوید بخش رخ داد بعد از دعا محبت که درخواست داده بودم برای بازگشت همسرم سپاس و آرزوی رستگاری و عاقبت بخیری براتون دارم
توفیقی گفت:
۴۱۵***۰۹۱۴-۵
در ساعت ۱۹:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۵
سلاام بچه ها من هم یه چیزی بگم دعا محبت که برادوس پسرم خواستم راستش دارم تاثیرشو میبینم اخلاقش باهام داره کم کم قشنگ تر میشه هر روز داره تغییراتشو میبینم و بعد از چند ماه که جوابم نداد اونم خودش پا پیشی گذاشت و برگشت
سمیه گفت:
۲۷۸***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۱۲:۰۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۳۰
سلام وقت بخیرچقدر بی نظیریدخیلی بهتر از روز اول شدن اون زن و شوهربا دعا محبت
پریا گفت:
۷۵۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۷
برگشتتتتتتتتتتتت عشقم برگشتتتتتتتتتتتتت وای از خوشحالی دلم میخواد جیغ بزنم چند سال بود بلاکم کرده بود بلاخره به لطف شما برگشت کنارم دستتتون درد نکنه واقعا واقعا واقعا منو خوشحال کردید ممنون
مم گفت:
۹۱۱***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۸:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۰
سلام... الان که دارم این نظرم اینجا مینویسم خیلی دارم سعی میکنم معدب و با ادب برخورد کنم... من تعریفتونننن خیلییی شنیدم... پدرم در اومد که اینجارو پیدا کردم... اولش فکر کردم اینستاگرام دارید... بعدشش فهمیدم که اصلا قبول ندارید اینستاگرامووو اره همشون چرت و پرت میگن معلومه هیچی بارشون نیست ... خواهشا لطفا اون واتساپ کوفتی لعنتی سریع جواب بدید من 2 ساعته پیام دادم... هیچکی هنوز جوابم نداده خوب عجب گیری کردیما لطفا در واتساپ سریعتر جواب بدید دمتونم گرم
شهلا گفت:
۵۹۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۰۶:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۱۰
الهی خیر ببینید اون ادم اشغالی که بهتون گفتم عکس هامو گرفته بود و تهدیدم میکرد هر شب باهاش رابطه جنسی باید میداشتم که نره به همسرم بگه با دعا جدایی که درخواست داده بودم ازتون هم دست از سرم برداشت و هم کلی گره بدبختی براش پیش اومد خدا خیلی خیرتون بده داشت زندگیمو از هم میپاشوند من شوهرم دوستدارم و نمیخواستم جدا بشم از این به بعد نمیزارم کسی حتی نگام بکنه و به زندگیم پایدار خواهم بود ممنون از شما زندگیمو نجات دادید بخدا
نیما گفت:
۱۰۱***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۷:۲۷
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۰۲
من ماه پیش ازتون برای رابطم راهی خواستم و از روشی برام انجام دادید واییییی الان خیلی خوشحالم خییییلی به معنای واقعییییییی خوشحالمو راضی هم طرف مقابلم ارتباطشو با دوستای بدش قطع کرد هم ازتون محبت ولا خواستم که واقعا عالی جواب داره میده روزی باورتون نمیشه روزی بالای ۸ بار طرفم بهم زنگ میزنه کلی محبت قوربون صدقم عجیب زندگیم باور نکردنی شده شاید باورت نشه اما هیچ مقاومتی در مقبل حرفام هیچ حرفی از من که بهش میگم مقاومت نمیکنه قبلا میگفتم زنگ بزن بگو مادرتینا نیان خونمون و همیشه سر رفت و اومد های زیاد خانوادش دعوا داشتیم اما بعد از اجرا دعا محبت تا همین الان که یک ماهم هست گذشته هر وقت میگم بگو خانوادت نیان سریع حرف گوش میکنه اخه خانوادش هر هفته میومدن خونه ما و من اینو دوست نداشتم
زهرا گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۲
در ساعت ۱۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۲۶
سلام.ممنونم.دعا محبت عالی بود.من شمارو به دوستام معرفی کردم.من نا امید بودم حسابی ولی بعد یک هفته عشقم برگشت.سپاااااس
عماد گفت:
۰۹۸***۰۹۱۲-۸
در ساعت ۲۳:۳۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۸
امروز نسترن زنگ زد و کلی معذرت خواهی کرد و گریه کرد ممنون ازتون کاملا پشیمون شده بود از کارش و مثل بچه ادم برگشت سر زندگیش البته منم یکم خودمو گرفتم براش که پرو نشه اولش محلش ندادم ولی قبول کردم برگرده ممنون از کاری که برام زدید که نسترنم برگرده من هم از دعا محبت خداییش راضیم
نیلوفر گفت:
۳۰۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۲:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۶
سلام یادتونه هفته پیش برام گشایش ولا برای رزق روزی انجام دادید ؟ کلی مشتری کاشت ناخن برام اومده خواستم ازتون تشکر کنم و به واتساپتون پیام دادم تا یه شیرینی براتون بزنم به کارتتون دلمو شاد کردید تشکر
ساحل گفت:
۶۰۸***۰۹۳۶-۷
در ساعت ۱۵:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۱
تشکر خیلی ویژه از سایت انتخاب رامینم برگشت ممنون ازتون ساعت هشت صبح زنگم زد و کلی قربون صدقم رفت گقت یهو دلش برام لرزید و نتونست جلو خودشو بگیره زنگم نزنه دعا محبت عالی عالی بود دمتون گرم خیلی خوشحالم خواهرم گفت بهتون بگم برای ازدواج هم انجام بدید که همینجور که عاشقم کردینش باهم ازدواجم کنیم
amir گفت:
۳۷۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۱۹:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۹
همسرم برگشت ممنون ازتون یک دنیا منواقعا هرکاری کردم نتونستم برگردونمش شما کاری کردین خودش زن زد گفت بیا دنبالم خیلی آروم تر شده بود نسبت به قبل ممنونم یک دنیا
راضیه گفت:
۱۹۴***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۶:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۴
من کلی گشتم همه میگن اینستاگرامیا کلاهبردارن امار این سایت انتخاب شما هم در آوردم هم قیمتاش خیلی مناسبه نبست به جاهای دیگه همه هم راضی بودن من الان پیام میدم
مینا گفت:
۵۹۵***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۹
من دعا محبت خواستم و واقعیت زیاد اعتماد نداشتم اما بعد چند ماهی شروع شد همونطوری که گفتند و خیلی الان ذوق زده شودم هول شدم سریع اومدم اینجا ممنونم ازتون چیزی که میخواستم دقیقا شد
خسروی گفت:
۸۹۱***۰۹۳۵-۶
در ساعت ۱۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۸
خدا خیرت بده اشالا دست به خاک بزنی طلا بشه من تا آخر با دو دل بودم و فکر میکردم جواب نمیده ولی الان واقعا به شما و کارتون ایمان آوردم خیلی خیلی خیلی خیلی لطف کردید من ازتون دعا گشایش خواستم و دیروز به طرز عجیبی و که فکرشم نمیکردم یکی از اطرافیانم ۳۰۰ میلیون بهم هدیه داد گفت برو برای خودت یه کسب کاری چیزی شروع کن
معصومه گفت:
۲۹۵***۰۹۱۲-۷
در ساعت ۱۲:۲۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۲۹
من تعریف اینجا خیلی شنیدم دوستم ماهه پیش ازتون گرفته و راضی بود.. این سایت انتخاب رو معرفی کرد منم از این دعا محبت میخوام برای یه کاری الان واتساپ پیام دادم بهتون
احمد لو گفت:
۱۱۱***۰۹۰۲-۲
در ساعت ۱۸:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۱۸
دقیقا بعد از اینکه کاملا رها سازی که گفتید که کردم دوست دخترم بهم زنگ زد و گفت خیلی پشیمونه و فردا ظهر میاد پیشم
داریوش گفت:
۱۴۶***۰۹۳۸-۶
در ساعت ۱۳:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۰۵
دمتون گرم تو این دنیای دروغ حداقل خوشحالم شمارو پیدا کردم حقیقی و راستید شیر مادرتون حلالتون که شیر حلال خوردید و کارتون واقعیه ممنون ازتون من راضی ام از این دعا محبت چند وقت بعد از اینکه به شما گفتم همه چی داره خیلی خوب پیش میره
عابدینی گفت:
۸۰۴***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۰۵:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۷
خواستم ازت تشکر کنم این چند وقت درگیر بودم نشد بیام ازت تشکر کنم فرداشب خواستگاریم هستش قرار دهم ماه پیش رو هم ازدواج کنم که چند ماه پیش خواستم طرفو برگردونی که گفتی دعا محبت بگیرم حال کردم عجیب کارارو درست کرد این دعا محبت
فاطمه گفت:
۰۷۸***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۲۳:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۲
من هیچ امیدی نداشتم که عشقم برگرده بخدا حتی یک درصد احتمال نمیدادم اما با دعا محبت برگشت حتی ازم گله کرد که چرا دیگه بهش زنگ نزدم چرا سراغشو نگرفتم بخدا من قبل شما پیش چند نفر دیگه گرفتم اما هیچی نشد فقط پولمو خوردن حتی دوتاشون بعد واریز بلاکم کردن من قربونتون برم شما تنها کسی هستین که پول براتون مهم نیست نمیدونم با چه زبونی ازتون تشکر کنم دیگه مشتری ثابتتون شدم به هم هم معرفیتون میکنم
هانیه گفت:
۶۸۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۹:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۰۳
من نتیجه گرفتم گرفتم میشه برای دوستمم انجام بدید مثل دقیقا مال من را باورتون نمیشه کلا جذبم به جنس مخالف خیلی بالا رفته همه کلی توجه میکنن بهم تو جمع دوستام که میرم یه جورایی سوگولیشون منم حتی دیروز رفتم پیش دوستام و یه پسر غریبه که دوست یکی از دوستامون بود اومد همین که منو دید جلو همه دوستام از لباسم و ابروهام خیلی تعریف کرد همه تعجب کردن و پرسیدن مگه شما قبلا همدیگرو دیدید که انقدر یک دفعه گرم گرفتید من خیلی راضیم به واتساپ پیام دادم که برای دوستمم همین کار کنید خداخیرتون بده
احمد گفت:
۳۷۵***۰۹۱۷-۸
در ساعت ۱۲:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۱۵
با احترام فراوان خدمت شما خواستارم نتیجه را بیان کنم تا شما هم متعجب شوید از دست آوردی که بنده بدست آورده ام بنده از شما یک دعا محبت درخواست دادم برای حذف رقیب عشقیم که به طرز باورنکردنی و لطف پروردگار به درستی برای بنده انجام شد از شما نهایت احترام و سپاس و اروزی عمری طولانی را از پروردگار خواستارم تشکر فروان از قوی که به بنده محبت کردید
نیکزاد گفت:
۲۶۱***۰۹۳۰-۶
در ساعت ۱۲:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۰۱
سلام روزتون بخیر تندرستی جهت قدر دانی از شما خواستم تشکری کرده باشم به خاطر دعا محبت که به بنده دادن و به درستی کاری که میخواستم انجام شد برای دیروز بنده در هیت مدیره جلسه ای داشتم مبنی بر عقد قرار دادی با کشور امارات که بنده یک مشتری داشتم و میخواستم دیگر اعضا هیت مدیره هم نظر با خواسته من باشند و تصمیم داشتم حمایت من کنند و فقط تایید به حرف های من رفتار کنند از دعا محبت رضایت کامل دارم - ممنون
زینب گفت:
۱۴۲***۰۹۳۵-۵
در ساعت ۲۳:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۱۶
اون مردک عوضی دیگه تهدیدم نکرد داشت زنگیم از هم میپاشید ممنون از شما با لطفی که در حقم کردید الان چند روزه دیگه ن کاری بهم داره ن تهدیدم میکنه کلا ازش خبری نیست ممنون خیلی زندگی ام آروم شده
گل گفت:
۳۸۱***۰۹۳۹-۷
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۰۱
سلام دستتون درد نکنه خواستم بگم بازگشت معشوق که درخواست داده بودم خداروشکر اومد دیدنم و قراره دیگه باهم دعوا نکنیم ممنون از سایت انتخاب انشالله هرچی از خدا میخواید بهتون بده که مشکل مردم حل میکنید مدیونم بهتون زندگیم نجات دادید
کیان گفت:
۹۰۸***۰۹۱۹-۲
در ساعت ۲۱:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۹
خدا بهتون سلامتی بده انشالله امسال واقعا دستم خالی شده بود امسال کلا برای من بد بود اما یک ماه پیش که دعا گشایش درخواستی دادم تا الان یه ماهی ممیشه که رزق روزیم خیلی بهتر شده
هنگامه گفت:
۴۰۴***۰۹۹۳-۵
در ساعت ۰۸:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۰
من سه ماه پیش ازتون دعا گشایش برای بختم باز بشه درخواست داده بودم اخه خیلی به مشکلات عجیبی تو رابطه هام بر میخوردم که بهم گفتید و جاتون خالی دیشب مراسم عقدمون بود الان خواستم برای پول و ثروت و خوش شانسی بهم بگید اما تو واتساپ دیر به دیر جواب میدید ممنون میشم ما که مشتری قدیم شما هستیم زودتر جواب بدید به ماها در واتساپ
آراد گفت:
۰۳۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۸:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۸/۱۳
امروز خیلی خیلی خوشحالم عشقم از اون ادم جدا شده یه دعوا خرکی باهم کردن الانم برگشته پیشم میخوام برم خاستگاریش واقعا خیلی خیلی مممممممنونننننن بابت دعا محبت
فربود گفت:
۲۳۳***۰۹۰۱-۸
در ساعت ۱۳:۵۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۲۱
خواستم تشکر کنم کاری که کردید رزق روزیم و برام مشتری خیلی میاد حتی خداوکیلی وقت نمیکنم تلفن مغازم جواب بدم خداروشکر کارم گرفت و ازتون نهایت تشکر بابت دعا گشایش
خاطره گفت:
۹۰۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۵:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۱۴
بچه هااااا دیشب برام خواستگار اومد بلاخره عشقید شما امروز داشتم فکر میکردم چیشد یه دفعه ورق زنگیم برگشت خداییش سختی زیاد دیدم تو زندگیم که یه دفعه یادم افتاد که ازتون دعا گشایش در بخت خواسته بودم
از بابت دعا محبت شما که انجام دادید قدر دان هستم همسر من چهار ماه بعدش برگشت قدر دان شما هستم. نیما حسنی
هراتی گفت:
۱۰۷***۰۹۹۰-۵
در ساعت ۱۴:۳۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۳
واقعا عالی هستید اون آقاهه که تهدیدمون میکرد رفت از شهر ما من شما به خالمم معرفی کردم البته با اجازتونا خالم میگه دیروز پیام دادن اما هنوز جواب ندادید میشه لطفا جوابشو بدید
ناشناس گفت:
۶۵۱***۰۹۳۰-۱
در ساعت ۲۳:۱۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۰
الان شما که این همه کار ملت راه میندازید الان من ۲ ساعته که پیام تو واتساپ دادم و کارم مهمه که پیام دادم دیگه چقدر باید صبر کنیم مسخره بازیه مگه خوب ؟
شیرین گفت:
۵۴۴***۰۹۳۶-۵
در ساعت ۲۰:۲۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۳/۰۵
سلام یادتون هست پارسال درخواست دعا گشایش برای بخت درخواست دادم که بختم باز شه ؟ هوووووراااااااااا ازدواج کردم همسرم هم خوبه هم درامد اوضاع مالیش خوبه هم خانوادش واقعا دوستم دارن همسرم تک فرزند پسر هست و پدر شوهر و مادر شوهرم منووووو مثل دختر واقعیشون دوست دارن ممنون
عباسی گفت:
۱۹۱***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۰۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۱۶
سلام اقا رزق روزی مغازم بیشتر شده هم به طرز عجیبی کاسبی خداروشکر خوب پیش میره و هم راهنمایی های کسب و کاری که گفتید انجام دادم خیلی بهتر شده ممنون بابت دعا گشایش برا رزق روزیم