دعانویسی طلسمات | شروع گرفتن صفر تا صد دعا و طلسم توسط بهترین استاد و 100% تضمینی , لطفا میزان اهمیت دعانویسی طلسمات را با ۵ ستاره مشخص کنید تا ما سریع تر مطلع شده و موضوعات مرتبط با دعانویسی طلسمات را برای شما فراهم کنیم.
🔄 آخرین بروزرسانی:(پنجشنبه) 01 / مرداد / 1405توسطمحقق علوم کهن 📅 انتشار اولیه: اسفند 16, 1403
پرسه میزنیم و همدیگر رو دوست خواهیم داشت، مثل دریا که باد رو دوست داره و شب که ستارهها رو.» نفس عمیقی کشیدم و با چشمانی درخشان، آستارته به جلو خم شد. «استفان من،» او گفت، «تو خیلی کارت را سخت میکنی.» او طلسم را در آغوش گرفتم و لبهای عزیز، نرم دعانویسی طلسمات و نیمهبازش را بوسیدم. «خب،» به آرامی پرسیدم، «آستارت، قبل از رمال اینکه بیلیارد بازی کنیم، حرف دیگری داری؟» سرش را بالا ذکر آورد و من لبخند قدیمی و دلنشینش را دیدم که از میان اشکهایش نمایان شد. «فقط اینکه بالاخره حق با من بود.» زمزمـه کرد. «من کـه گفتم تو به منظور من زیـاد قوی هستی، استیون.» مردی با چانه دختر سرخپوش گفت: «من دوست ندارم با مردی با چنین چانهای ازدواج کنم.» همراهش، یک جنتلمن جوان با صورت موشمانند و موهایش از وسط فرق باز شده، عینکش را وارد روح چشمش کرد و عمداً به آن
دعانویس : سوی اتاق خیره شد. «گدای لجباز – چی؟» او با لحنی کشیده گفت. جورج لزلی، بیخبر از این انتقادات، پشت میز تکنفرهاش نشسته بود و فقط جادو هر وقت در اتاق باز میشد، سرش را از روی روزنامهاش بلند میکرد تا مهمان جدیدی را بپذیرد. این ششمین باری بود که بازرسیاش موفقیتآمیز به نظر میرسید. لبهایش به لبخندی باز شد و روزنامهاش را زمین گذاشت و آرام از روی صندلیاش بلند شد. دختر سرخپوش، همراهش را به آرامی تکان داد. «بالاخره اومد. به اندازه کافی منتظرش گذاشت.» مرد جوانِ صورتِ موشمانند، با فراغت خاطر طلسم مشغول بررسی دیگری شد. با تحسین گفت: «به خدا قسم، ارزشش را هم داشت!» انتقاد او، اگرچه کمی بیادبانه به نظر میرسید، اما از نظر سلیقه کاملاً درست بود.
دعانویسی طلسمات
دختری که تازه وارد شده بود، کاملاً شایستهی انتظار بود. او که لباسهای زیبایی پوشیده بود، با شرم و حیا و در عین حال، زیبایی جذابی داشت، از اتاق چای به سمت لسلی رفت و با لبخندی کوتاه و عذرخواهی، دستش را دراز کرد. او گفت: «خیلی متاسفم! میدانم که خیلی دیر شده است.» برق لحظهای در چشمان خاکستری لسلی درخشید. گفت: «بیست و یک و نیم دقیقه. نانسی، خیلی کافران هم رکورد نیست.» دعانویسی طلسمات او روی صندلی که او جلو کشید نشست و شروع به درآوردن دستکشهایش کرد. او با نگاهی محبتآمیز و بیپرده به او پاسخ داد: «یک چیز خوب در تعویذ مورد تو وجود دارد، تو هیچوقت از دیر کردن مردم ناراحت نمیشوی، طلسم نه؟» لزلی گفت: «من گاهی اوقات در ساعات کاری استثنا قائل میشوم.» «اوه، کار!» شانههای زیبایش را بالا انداخت.
«فکر توسل میکنم ارواح در کار خیلی افتضاحی، جورج. مطمئنم که به مشرکان طرز وحشتناکی همه آن بیچارههای توی گاراژ را اذیت میکنی.» لسلی سرش را تکان داد. «این روزها این کار را به مورتون میسپارم. وقت من طلسم دلتنگی صرف بدبخت کردن آنها کافر در حین کار میشود.» دختر خندید. گفت: «همین الان میتوانم تو را ببینم. فکر میکنم مثل وقتی که عصبانی هستی، چانهات را جلو میآوری و به آنها غرغر میکنی؟» لزلی اعتراف کرد: «یه منابع فرهنگی، آداب و رسوم نمادین را حفظ میکنند چیزی شبیه به همین، فقط نه خیلی خشن. میبینی، اونا اغلب به اندازه تو آزاردهنده نیستن، نانسی.» با شیطنت به او نگاه کرد و ناگهان دستانش را در هم قلاب کرد.
دعانویسی علوم غریبه «اوه، جورج،» او گفت، «کاملاً فراموش کرده بودم. چهارشنبهی آینده کاری داری؟» لزلی گفت: «چیزی بیشتر از همیشه. انرژی مثبت حدود هشت ساعت کار.» «اوه، پس اشکالی ندارد. امروز عروسی پدر و مادر است و عزیزان پیر میخواهند به نحوی آن را جشن بگیرند. من پیشنهاد دعانویس دادم که برای یک پیک نیک با ماشین به بیچوود برویم – فقط ما شیاطین طلسم نویس سه نفر، و شما را برای بردن ما بفرستم. دعانویسی طلسمات فکر نمیکنی ایده خوبی باشد؟ میدانی آنجا یک کلیسای قدیمی و دوستداشتنی هست که کاردینال ولزی در آنجا ازدواج کرده یا فوت کرده یا کاری دعا انجام داده است، و من و تو میتوانیم بعد از ناهار با هم برویم و نگاهی به آن بیندازیم.
پدر و مادر هر دو به این چیزها علاقهای ندارند و از اینکه من با تو بروم هم بدشان نمیآید. میدانی که پدر از وقتی آن روز آمدی و ماشین جدید را به موکل جن او نشان دعانویسی و طلسم حقیقت دارد دادی، خیلی به تو علاقهمند شده است.» لزلی به صندلیاش تکیه داد و با نوعی وقار و سرگرمی به او نگاه کرد. سپس سرش را تکان داد. گفت: جادو کهن «نانسی، اوضاع نمیتونه اینجوری ادامه پیدا کنه.» چشمان آبی تیرهاش معصومانه باز شدند. «مثل چی نمیتونم فرشتگان ادامه بدم؟» او پرسید. «منظورم این است که من نمیتوانم به این روش مردم تو را فریب دهم.» نانسی اعمال صالح با اخم، خودش را عقب کشید.
«اوه، جورج عزیزم، فکر کافر کردم همه چیز را حل و فصل شیاطین کردهایم.» لزلی لبخند زد. کلیسا «تو حلش کردی، نانسی – من نه. اما در بهترین حالت، فقط یک توافق موقت بود. خب، به نظر من، وقتش رسیده که به آن پایان دهیم.» نانسی در حالی که با ظرافت از خودش یک لیوان شکلات مینوشید، دعانویسی طلسمات اعتراض کرد: «اما عزیزم، ما که نمیتوانیم تمامش کنیم.» لزلی پرسید: «چرا که نه؟ میتوانم پیش پدرت بروم و از او بپرسم سید و حاجی که آیا با داماد شدن من مخالفتی دارد یا نه. اگر دارد، خب، حداقل میدانیم کجا هستیم و بعد میتوانی تصمیم بگیری چه کار شیطان کنی.» نانسی گفت: «حالا داری خیلی بدرفتاری میکنی.
خودت خوب میدانی که پدر نمیگذارد با تو ازدواج کنم. او فکر میکند چون خودت پول درآوردهای و چون یک تجارت اتومبیل داری، که… که…» لزلی با لبخندی مهربان جفت روحی حرفش را تمام دعانویس کرد: «اینکه من جنتلمن احضار نیستم. خب، رمل نانسی، کاری از دستم برنمیاد. شاید حق با اون باشه. منظورم اینه که این موضوع، اصل قضیه رو عوض نمیکنه. اگه قراره با من ازدواج کنی، بالاخره یه روزی باید این دعا برای سلامتی و طول عمر مادر کار رو بکنی، چه با رضایت پدرت پیشینه تاریخی چه بدون شیاطین رضایتش.» نانسی با لحنی ضعیف اعتراض کرد: «عجلهای نیست.» لزلی اعتراف کرد: «کمترین اهمیتی هم ندارد، اما از طرف دیگر، دلیلی برای صبر کردن وجود ندارد.
این کسب و کار درآمد بسیار خوبی برایم دارد و ما فقط داریم زندگی هر دویمان را هدر دعا نویسی میدهیم.» نانسی چایاش را هم زد و با اندوه به او نگاه کرد. «جورج،» گفت، دعانویس مجن «اگر همینطور ادامه بدهی، اشکم جادو شدن را دعا نویسی درمیآوری. چرا نمیتوانیم همینطور که کمی دیگر ماندهایم، بس کنیم؟ حتماً اتفاقی میافتد.» لسلی سرش را تکان داد. «هیچ چیزی در این دنیا پیدا نمیشود مگر اینکه مردم دنبالش بگردند. دعانویسی طلسمات بیا نانسی» – به او لبخند زد – «اگر آنقدر از من خوشت میآید که با من ازدواج میکنی، مطمئناً اشکالی ندارد که از پدرت بپرسم که آیا مخالفتی دارد یا نه.
برای دعانویسی چه باید کرد میدانم که از فرشتگان هر نوع جنجال و ناراحتی بدت میآید، اما هر چیزی باید حدی داشته باشد.» نانسی با ناراحتی روی صندلیاش وول میخورد، و از همیشه زیباتر به نظر میرسید. با ناامیدی گفت: «نمیدانم چه کار کنم. جورج، من به شدت به تو علاقه دارم و دوست دارم با تو ازدواج کنم، واقعاً دوست دارم عزیزم، اما نمیتوانم بروم و با پدر شیطانی و مادرم دعوای احمقانه و بدی راه دعانویس بیندازم. میدانی که آنها به حرف من گوش نمیدهند. هر دوی آنها به طرز وحشتناکی قدیمی و از مد افتاده هستند و فکر میکنند من حتماً با یک دوک یا چیزی شبیه به آن ازدواج خواهم کرد.
اگر به آنها میگفتم که میخواهم با تو ازدواج کنم، عصبانی میشدند. میتوانم بگویم که میخواستم با کالسکهچی فرار کنم. عزیزم، کمی چای دیگر به من نماز خواندن بده.» لسلی که به نظر نمیرسید ذرهای آزرده شده باشد، فنجان دوم را دعانویسی طلسمات برایش ریخت. «خب، نانسی، خیلی واضح به نظر میرسد که باید بین من و عشقت به صلح دعانویسی و طلسمات یکی را کیمیاگری انتخاب کنی.» طلسم با نوعی ناامیدی ساختگی به او نگاه کرد. «اوه، جورج، درست وقتی که به کمکت نیاز دارم، داری منو تنها میذاری؟ فکر نمیکردم اینطوری باشی، وگرنه نباید عاشقت میشدم.» لزلی با خنده اعتراض کرد: «اما تو باید تصمیمت را بگیری، یکی از این دو راه را انتخاب کنی.» نانسی با ناامیدی سرش را تکان داد.
دعا و طلسمات
«جرج، گفتن این حرف چه فایدهای علوم غریبه دارد؟ خودت که میدانی من دعا نمیتوانم تصمیم ممکن است در بهروزرسانیهای آینده، تحلیلهای بیشتری اضافه شود بگیرم؛ هیچوقت طلسم هم نتوانستهام. همیشه یکی باید این کار را برایم انجام دهد. بیا کمی همینطوری ادامه بدهیم. دوست داشتن همدیگر و اینکه کسی از آن خبر ندارد، خیلی لذتبخش است، شاید تو بتوانی جان پدر را نجات بدهی یا چیزی شبیه این.» لزلی با طعنه گفت: «اگر فقط به این بستگی دارد، پس بهتر است چاپ دعوتنامهها را شروع فرشتگان کنیم.» نانسی گفت: «حالا، نباید چانهات را اینطور جلو بدهی و جفر اخمو به نظر برسی. این کار هم برای من و هم برای تو خستهکننده است؛ و تو باید به جای اینکه بدخلق باشی، مهربان و دلسوز باشی.» لزلی گفت: «من واقعاً گشایش ذرهای عصبانی نیستم.
باید به فکر این باشم حرز که از یک گل هم مثل تو عصبانی شوم.» نانسی به طرز شگفت انگیزی سرحال شد. «اوه، این لطف توئه، جورج. من عاشق اینم که مردم همچین چیزهایی بهم بگن، و تو خیلی کم این کار رو میکنی.» سپس مکثی کرد و با چشمانی شیطنتآمیز و التماسآمیز به او نگاه کرد. «و چهارشنبه میآیی و ما رو میرسونی، مگه نه عزیزم؟» اضافه کرد. گوشههای لبهای لزلی تکان طلسم عشق از راه دور خوردند. «نانسی،» گفت، «تو همانقدر که زیبایی، شرور هم هستی.» نانسی گفت: «وای، خدای من، این دومین بار توی دو دقیقهست.»
خاطره گفت:
۸۲۲***۰۹۱۹-۴
در ساعت ۱۲:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۵/۰۳/۰۷
من که روانی شدم بخاطر قطع بودن اینترنت من چند روزه منتظرم واتساپ وصل بشه میخوام دعا محبت بگیرم منم اما همچنان منتظر اینترنتم که امروز نت وصل شده چند دقیقه پیش بهشون واتساپ پیام دادم منتظرم ج بدن دوستم خودش از اینجا هم محبت گرفته بوده هم گشایش پول و رزق هم رفته سر کار و شغل خوب گیرش اومده هم همسرش رفته با گل سراغش که برگردن سر خونشون دعواشون جدی بود که اوکی شدن من اینجا نظر گذاشتم که لطفا واتساپ آنلاین بشن تا پول بزنم براشون چند روز منتظر نت بودم چون
نیما گفت:
۶۰۱***۰۹۰۵-۷
در ساعت ۱۰:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۱۴
این جنگ کوفتی پس کی تموم میشه ؟ الان من چطوری خوب به واتساپ پیام بدم وقتی قطعه همه چی آخه
ترانه گفت:
۵۹۸***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۹:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۸
وای من امروز واقعنی خوشحاللللللللم امروز اخهههههه نامزد مغروره لجبازم برگشت اووونم چه برگشتنی برام گل گرفت اومده بود محل کارم جلو همه گل داد خخخخ خواستم از دعا محبت تون تشکر کنم برا منم ج داده اونم با دسته گل
معصومه گفت:
۸۲۵***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۰۸:۰۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
آره منم. دعا محب انجام. دادم و هفته پیش. دوست پسرم اوکی. شد راضیم ازشون الن اومدم برای دختر خالم گشایش بخت بگیرم که اوکی بشه اینم
نیلوفر گفت:
۲۰۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۲۰:۳۱
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۲۹
آره منم براشون واریز کردم دعا محبت خواستم برای بازگشت معشوق من با همسرم دعوای شدیدی شد بینمون هم محبت واریز کردم برای بازگشت معشوق و هم هدیه ای که گره گشا و رفع سیاهی بود هدیه دادن بهم که بعد از انجام کارایی که گفته بودن بعدش حس سبکی بهم داده شد که ازشون پرسیدم گفتن بخاطر گره گشا و رفع سیاهیه هست که داره یواش یواش سنگینی از روم برمیداره برا دعا محبت هم رفتار همسرم یکم نرم شده و داریم با هم صحبت میکنیم البته خخخخ خخخخخ من دارم حسابی خودم دست بالا میگیرم اینسری براش حالا که داره رفتارش بهتر میشه با خودم گفتم بزار یکم توقعی پیش ببرم اوضاعشو خوبه خوشم اومده
الهام گفت:
۷۳۳***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۰:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۱۳
آره من هم گشایش بخت خواستم هم شرایط پولم خیلی داغون بود که گشایش بخت گفت برای اینکه جفت روحی بیاد تو زندگیم و شنیده بودم جفت روحی خیلی خفنه برای شرایط پولممم هم گشایش در رزق روزی که آره مثل بقیه که نظر دادن به منم هدیه گره گشا و رفع سیاهی داد گفت خیلی بدرد میخوره باعث میشه هم زندگیم ساده بشه خودشون میگفت هموار میشه و مثل آدمای عادی میشه و سنگینی هم میره چند روز که گذشته از کارایی که گفتن بخوام بگم حس حالم خیلی بهتر از قبل شده سرحال ترم در روز سبک ترم توی کارمم دیروز ارتقا شغلی بهم داد ریسمون برای بخت اقبالمم فعلا دو سه با دوستم رفتیم این تور مسافرتی دوستم خیلی اسرار کرد بیا بریم خوش میگزره که آره جمع خوبیه داره اوضعم یواش یواش مثل آدمیزاد میشه و کم کم داره پولو این چیزا سر کلش پیدا میشه
بله من خیلی خیلی خیلی راضیم نامزدم برگشتتتتتتتت من ازشون بازگشت معشوق خواستم که به منم دعا محبت گفتن من اومدم چند بار نظرات خوندم همه گفتن دعا محبت گرفتن برای برگشت معشوق که منم بهشون پیام دادم به منم همین دعا محبت پیشنهاد داد تو واتساپشون اره به منم گره گشا و رفع سیاهی هدیه دادن پرسیدم این چیه فایدش بچدردم میخوره گفت اگر جادویی چیزی روم باشه رفع میکنه کارما این چیزارو گفتن یواش یواش اوکی میکنه من برای بازگشت معشوق تو گوگل میگشتم که از اینجا گرفتم خیلی نظرات خوندم اینجا قابل اعتماد اومد به نظرم من راضیم دانیال نامزدم برگشت اخلاق مزخرفشم بهتر شده خیلی مغرور بود آخه
میرزایی گفت:
۹۷۹***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۳/۲۲
بله بنده گشایش در رزق و روزی گرفتم و اعمال را هم انجام دادم خداشکر راضیم دست بالمون داره باز میشه من بعد از گره گشا و رفع سیاهی که هدیه بود حس سبکی بهم دست داد که خداشکر خداشکر از اون روز تا حالا دارم شب راحت میخوابم
پرگل گفت:
۱۲۰***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۱:۴۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۱۸
آره من چندین سال بود مجرد بودم برای بخت میخواستم که گفتن گشایش در بخت باید بگیرم که پول زدم آره یکی وارد زندگیم شده خیلی خوبه خیلی همون که همیشه میخواستم
رضایی گفت:
۸۸۱***۰۹۱۹-۱
در ساعت ۲۳:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۴/۰۱/۱۲
سلام من میخوام براشون پول واریز کنم میشه خواهشا اگر کسی نتیجه گرفته اینجا بگه که منم واریز کنم با خیال راحت لطفا ممنون
پریسا گفت:
۲۰۸***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۳:۲۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۱۵
آره لیلا منم از همین دعا محبت شون گرفتم برای بازگشت معشوق و راضیم البته ما با دعوا شدیدی باهم قهر بودیم که بعدش اومد حسابی نازم کشید و یه دستبند طلا هم گرفت برام الان اومدم گشایش در رزق و روزی بگیرم ازشون دوست دارم شاغل بشم و سرم گرم بشه
لیلا گفت:
۲۹۲***۰۹۰۵-۶
در ساعت ۰۹:۰۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۰۸
سلام من حدودا ۸ روز قبل دوست پسرم رفت و دنبال راهی بودم واقعا آخه دوستش داشتم و دعوا بینمون هم شوخی شوخی شد دختر داییم شما معرفی کرد گفت برای همسرش قبلا دعا محبت گرفته بوده گفت منم باید بازگشت معشوق درخواست بدم واتساپ پیام دادم گفتید همون دعا محبت بدردم میخوره خلاصه هم یکم تو شوکم هم یکم تازه از خواب بیدار شدم دیدم دوست پیسرم پیام داده که دلم برات تنگ شده بیا همدیگرو ببینیم ممنون ازتون بابت این دعا محبت تون ممنون
محدثه گفت:
۳۱۷***۰۹۱۲-۷
در ساعت ۱۴:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۸
نیلوفرجونم من هم ازشون دعا محبت شونو گرفته بودم برای من آخه اوضاع داغون بود من اصلا اعتقادی به این چیزا نداشتم گفتم دلمو بدم به دریا گفتن محبت باید بگیرم تا اون زن که اومده سراغ شوهرم بزاره برود و شوهرم فقط برای من و دوتا پسرم اهمیت بده و زندگیم کنیم بعد از اینکه دعا محبت شونو منم گرفتم یه مدتی یادم رفت و درگیر زندگی شده بودم تا هفته پیش یه دفعه به خودم اومدم و داشت گذشتمو مرور میکردم یادم اومد از این روشه دعا گرفته بودم خداروشکر شوهرم دیگه از آن زنه دست برداشت و آن زن هم گذاشت رفت خواستم از سایتشون تشکر کنم که پیامتو دیدم گفتم نظرم بزارم برات
نیلوفر گفت:
۸۵۱***۰۹۱۰-۱
در ساعت ۲۱:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۱۲
تشکککککککککککککککر از بابت دعا محبت دوست پسرم برگشت و اومد برای خواستگاریم یدونه دیگم برای رزق و درآمدمو پولام بیشتر بشن میخوام دیشب ساعت سه بهتون پیام دادم لطفا جواب بدید.
یعقوبی گفت:
۳۶۳***۰۹۱۹-۶
در ساعت ۱۰:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۱۰/۱۸
لطفا اون واتساپ جواب بدید !!!!!!!!!!!!! نمیخواید جواب بدید ؟ کی دیگه میخوااااااااااااید جواب بدید ؟؟؟؟؟؟؟ من قبلا بهتون واتساپ پم زدم گفتید برم تحقیق کنم حالا تحقیق کردم و پیام دادم دوررررررررررررررررز گذشته استتتتتتتت !!!!!!!! خواهشا واتساپ ج بدید به من من دعا محبت میخواستم توررررررررررو خدا شما دیگه اذیتم نکنید نامزدم گذاشته رفته کافیمه انقدر سختی خواهش میکنم واتسسسسسسسسسسسساپ جواب بدید-- منتظرتونم
شبنم گفت:
۱۸۰***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۱:۱۳
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۲۹
چندین روی هست که تصمیم دارم بیام نظرم بگم برای بقیه هی سرم شلوغ بود من ازتون دوتا درخواست داشتم یکی برای بختم باز بشه آخه سی سالمه ازدواج هنوز نکردم و یکیم برای درآمدم خیلی داغون شده بودم اوایلش درآمدم یکم یکم شروع کرد به قشنگ و بیشتر شدن مشتری بیشتر بهم زنگ میزد و خیلی جااااااالب ترش اینکه مشتریای قدیمم که بهشون لباس فروخته بودم بهم زنگگ میزدن سفارش میدادن دوباره که واقعا تعجب کرده بودم تا اینکه گذشت درگیر لباس فروختنم بودم تا اینکه با یه مشتری بیشتر اشنا شدم دیدم پشت هم سفارش میده کنجکاو شدم اخه گفتم شما مغازه چیزی دارید گفت بیا همدیگرو ببینیم رفتم دیدمشون با پسرشون اومده بودن و صحبت صحبت تا اینکه الان من با پسرشون تو رابطه جدی جدی ام و با خانوادم برای قرار خواستگاری صحبت کردم و اجازه دادند که بیان خیلی خیلی لطف کردید منم خیلی راضیم ازتون ممنونم ممنون
نفیسه گفت:
۶۷۰***۰۹۰۳-۱
در ساعت ۰۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۸
یک دنیا تشکر ---- دوست پسرم کیاوش برگشت متشکرم
رویا گفت:
۴۵۹***۰۹۳۵-۸
در ساعت ۱۵:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۹/۱۲
سلام من برای دخترم الهه از شما برایش دعا گشایش بخت گرفتم بعدش سرگرم موضوعاتی شدیم و یادم رفت تا اینکه سه شب پیش دخترم با یک آقا پسر بسیار خانواده دار و اوضاع مالی خداروشکر بسیار خوب عقد شد و خیال من خیلی راحت شد ممنون که من از بار مسولیت دخترم نجات دادید خیلی خیلی ممنونتونم
رضایی گفت:
۲۷۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۶:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۶/۰۶
سلام ازتون تازگیا دعا گشایش برای رزق و روزی گرفتم راستیتش اولش زیاد باور نداشتم فقط چون پسر عموم شمارو معرفی کرده بود گفتم یه امتحانی کنم به طرز دیونه واری الان اوضاعم خوبه خداروشکر توی شرکت نفت که چندین بار برای مصاحبه رفته بودم و نا امید شده بودم بلاخره استخدام شدم راضیم خدا ازتون راضی باشه الهی
دربخش گفت:
۸۰۲***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۳۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۸/۱۶
سلام من از واتساپتون دعا محبت گرفته بودم چهار روز پیش متوجه شدم که رقیب عشقیم از شاهینم جدا شده و به رو خودم نیاوردم تا اینکه دیشب خودش زنگ زد شاهین بهم و به بهونه ی اینکه آخر هفته کجام باهم قرار گذاشتیم رفتیم کافه اخلاق انشم خیلی خوب شد خواستم از سایتتون و از دعا محبت کلی تشکر کنم ممنونم واقعنی ازتون
سعید گفت:
۱۳۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۷/۱۱
منم دعا محبت گرفتم زنم بعد از چهار ماه خورده ای از خونه مادرش برگشت خونه راضیم من هم خدا انشالله حفظتون کنه برای همه
املاک پاسارگاد گفت:
۶۷۱***۰۹۱۲-۵
در ساعت ۲۳:۴۰
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۲۸
گشایش ولاا گرفته خواسته بودم از شمادر مدتی قبل و زنگ خور های مغازه بیشتر شده و پیج اینستاگرامی هم که ساختیم و استپ گرده بوده چند روزی افتاده روی دور فروش دمت گرم خیلی بزرگی کردی منو از اوضاع مالی نجات دادی
فاطمه ساعی گفت:
۱۰۲***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۲۲:۴۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۸
درود خداوند بر شما خوشبختانه در رابطه من با فردی که به هم علاقه مند هستیم و دچار مساله و قطعی شده بود یک اتفاق مثبت و نوید بخش رخ داد بعد از دعا محبت که درخواست داده بودم برای بازگشت همسرم سپاس و آرزوی رستگاری و عاقبت بخیری براتون دارم
توفیقی گفت:
۴۱۵***۰۹۱۴-۵
در ساعت ۱۹:۵۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۵/۰۵
سلاام بچه ها من هم یه چیزی بگم دعا محبت که برادوس پسرم خواستم راستش دارم تاثیرشو میبینم اخلاقش باهام داره کم کم قشنگ تر میشه هر روز داره تغییراتشو میبینم و بعد از چند ماه که جوابم نداد اونم خودش پا پیشی گذاشت و برگشت
سمیه گفت:
۲۷۸***۰۹۳۶-۸
در ساعت ۱۲:۰۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۳۰
سلام وقت بخیرچقدر بی نظیریدخیلی بهتر از روز اول شدن اون زن و شوهربا دعا محبت
پریا گفت:
۷۵۷***۰۹۱۲-۶
در ساعت ۲۳:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۷
برگشتتتتتتتتتتتت عشقم برگشتتتتتتتتتتتتت وای از خوشحالی دلم میخواد جیغ بزنم چند سال بود بلاکم کرده بود بلاخره به لطف شما برگشت کنارم دستتتون درد نکنه واقعا واقعا واقعا منو خوشحال کردید ممنون
مم گفت:
۹۱۱***۰۹۱۷-۲
در ساعت ۱۸:۱۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۲۰
سلام... الان که دارم این نظرم اینجا مینویسم خیلی دارم سعی میکنم معدب و با ادب برخورد کنم... من تعریفتونننن خیلییی شنیدم... پدرم در اومد که اینجارو پیدا کردم... اولش فکر کردم اینستاگرام دارید... بعدشش فهمیدم که اصلا قبول ندارید اینستاگرامووو اره همشون چرت و پرت میگن معلومه هیچی بارشون نیست ... خواهشا لطفا اون واتساپ کوفتی لعنتی سریع جواب بدید من 2 ساعته پیام دادم... هیچکی هنوز جوابم نداده خوب عجب گیری کردیما لطفا در واتساپ سریعتر جواب بدید دمتونم گرم
شهلا گفت:
۵۹۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۰۶:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۱۰
الهی خیر ببینید اون ادم اشغالی که بهتون گفتم عکس هامو گرفته بود و تهدیدم میکرد هر شب باهاش رابطه جنسی باید میداشتم که نره به همسرم بگه با دعا جدایی که درخواست داده بودم ازتون هم دست از سرم برداشت و هم کلی گره بدبختی براش پیش اومد خدا خیلی خیرتون بده داشت زندگیمو از هم میپاشوند من شوهرم دوستدارم و نمیخواستم جدا بشم از این به بعد نمیزارم کسی حتی نگام بکنه و به زندگیم پایدار خواهم بود ممنون از شما زندگیمو نجات دادید بخدا
نیما گفت:
۱۰۱***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۱۷:۲۷
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۴/۰۲
من ماه پیش ازتون برای رابطم راهی خواستم و از روشی برام انجام دادید واییییی الان خیلی خوشحالم خییییلی به معنای واقعییییییی خوشحالمو راضی هم طرف مقابلم ارتباطشو با دوستای بدش قطع کرد هم ازتون محبت ولا خواستم که واقعا عالی جواب داره میده روزی باورتون نمیشه روزی بالای ۸ بار طرفم بهم زنگ میزنه کلی محبت قوربون صدقم عجیب زندگیم باور نکردنی شده شاید باورت نشه اما هیچ مقاومتی در مقبل حرفام هیچ حرفی از من که بهش میگم مقاومت نمیکنه قبلا میگفتم زنگ بزن بگو مادرتینا نیان خونمون و همیشه سر رفت و اومد های زیاد خانوادش دعوا داشتیم اما بعد از اجرا دعا محبت تا همین الان که یک ماهم هست گذشته هر وقت میگم بگو خانوادت نیان سریع حرف گوش میکنه اخه خانوادش هر هفته میومدن خونه ما و من اینو دوست نداشتم
زهرا گفت:
۷۲۲***۰۹۱۱-۲
در ساعت ۱۰:۴۱
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۲۶
سلام.ممنونم.دعا محبت عالی بود.من شمارو به دوستام معرفی کردم.من نا امید بودم حسابی ولی بعد یک هفته عشقم برگشت.سپاااااس
عماد گفت:
۰۹۸***۰۹۱۲-۸
در ساعت ۲۳:۳۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۸
امروز نسترن زنگ زد و کلی معذرت خواهی کرد و گریه کرد ممنون ازتون کاملا پشیمون شده بود از کارش و مثل بچه ادم برگشت سر زندگیش البته منم یکم خودمو گرفتم براش که پرو نشه اولش محلش ندادم ولی قبول کردم برگرده ممنون از کاری که برام زدید که نسترنم برگرده من هم از دعا محبت خداییش راضیم
نیلوفر گفت:
۳۰۳***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۲:۱۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۶
سلام یادتونه هفته پیش برام گشایش ولا برای رزق روزی انجام دادید ؟ کلی مشتری کاشت ناخن برام اومده خواستم ازتون تشکر کنم و به واتساپتون پیام دادم تا یه شیرینی براتون بزنم به کارتتون دلمو شاد کردید تشکر
ساحل گفت:
۶۰۸***۰۹۳۶-۷
در ساعت ۱۵:۲۹
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۱۱
تشکر خیلی ویژه از سایت انتخاب رامینم برگشت ممنون ازتون ساعت هشت صبح زنگم زد و کلی قربون صدقم رفت گقت یهو دلش برام لرزید و نتونست جلو خودشو بگیره زنگم نزنه دعا محبت عالی عالی بود دمتون گرم خیلی خوشحالم خواهرم گفت بهتون بگم برای ازدواج هم انجام بدید که همینجور که عاشقم کردینش باهم ازدواجم کنیم
amir گفت:
۳۷۲***۰۹۱۹-۵
در ساعت ۱۹:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۹
همسرم برگشت ممنون ازتون یک دنیا منواقعا هرکاری کردم نتونستم برگردونمش شما کاری کردین خودش زن زد گفت بیا دنبالم خیلی آروم تر شده بود نسبت به قبل ممنونم یک دنیا
راضیه گفت:
۱۹۴***۰۹۱۲-۳
در ساعت ۱۶:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۳/۰۴
من کلی گشتم همه میگن اینستاگرامیا کلاهبردارن امار این سایت انتخاب شما هم در آوردم هم قیمتاش خیلی مناسبه نبست به جاهای دیگه همه هم راضی بودن من الان پیام میدم
مینا گفت:
۵۹۵***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۲۱:۰۲
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۹
من دعا محبت خواستم و واقعیت زیاد اعتماد نداشتم اما بعد چند ماهی شروع شد همونطوری که گفتند و خیلی الان ذوق زده شودم هول شدم سریع اومدم اینجا ممنونم ازتون چیزی که میخواستم دقیقا شد
خسروی گفت:
۸۹۱***۰۹۳۵-۶
در ساعت ۱۹:۴۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۲/۰۸
خدا خیرت بده اشالا دست به خاک بزنی طلا بشه من تا آخر با دو دل بودم و فکر میکردم جواب نمیده ولی الان واقعا به شما و کارتون ایمان آوردم خیلی خیلی خیلی خیلی لطف کردید من ازتون دعا گشایش خواستم و دیروز به طرز عجیبی و که فکرشم نمیکردم یکی از اطرافیانم ۳۰۰ میلیون بهم هدیه داد گفت برو برای خودت یه کسب کاری چیزی شروع کن
معصومه گفت:
۲۹۵***۰۹۱۲-۷
در ساعت ۱۲:۲۶
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۲۹
من تعریف اینجا خیلی شنیدم دوستم ماهه پیش ازتون گرفته و راضی بود.. این سایت انتخاب رو معرفی کرد منم از این دعا محبت میخوام برای یه کاری الان واتساپ پیام دادم بهتون
احمد لو گفت:
۱۱۱***۰۹۰۲-۲
در ساعت ۱۸:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۱۸
دقیقا بعد از اینکه کاملا رها سازی که گفتید که کردم دوست دخترم بهم زنگ زد و گفت خیلی پشیمونه و فردا ظهر میاد پیشم
داریوش گفت:
۱۴۶***۰۹۳۸-۶
در ساعت ۱۳:۵۸
در تاریخ ۱۴۰۳/۰۱/۰۵
دمتون گرم تو این دنیای دروغ حداقل خوشحالم شمارو پیدا کردم حقیقی و راستید شیر مادرتون حلالتون که شیر حلال خوردید و کارتون واقعیه ممنون ازتون من راضی ام از این دعا محبت چند وقت بعد از اینکه به شما گفتم همه چی داره خیلی خوب پیش میره
عابدینی گفت:
۸۰۴***۰۹۱۲-۹
در ساعت ۰۵:۳۳
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۷
خواستم ازت تشکر کنم این چند وقت درگیر بودم نشد بیام ازت تشکر کنم فرداشب خواستگاریم هستش قرار دهم ماه پیش رو هم ازدواج کنم که چند ماه پیش خواستم طرفو برگردونی که گفتی دعا محبت بگیرم حال کردم عجیب کارارو درست کرد این دعا محبت
فاطمه گفت:
۰۷۸***۰۹۳۵-۷
در ساعت ۲۳:۴۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۲۲
من هیچ امیدی نداشتم که عشقم برگرده بخدا حتی یک درصد احتمال نمیدادم اما با دعا محبت برگشت حتی ازم گله کرد که چرا دیگه بهش زنگ نزدم چرا سراغشو نگرفتم بخدا من قبل شما پیش چند نفر دیگه گرفتم اما هیچی نشد فقط پولمو خوردن حتی دوتاشون بعد واریز بلاکم کردن من قربونتون برم شما تنها کسی هستین که پول براتون مهم نیست نمیدونم با چه زبونی ازتون تشکر کنم دیگه مشتری ثابتتون شدم به هم هم معرفیتون میکنم
هانیه گفت:
۶۸۴***۰۹۱۲-۲
در ساعت ۱۹:۰۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۲/۰۳
من نتیجه گرفتم گرفتم میشه برای دوستمم انجام بدید مثل دقیقا مال من را باورتون نمیشه کلا جذبم به جنس مخالف خیلی بالا رفته همه کلی توجه میکنن بهم تو جمع دوستام که میرم یه جورایی سوگولیشون منم حتی دیروز رفتم پیش دوستام و یه پسر غریبه که دوست یکی از دوستامون بود اومد همین که منو دید جلو همه دوستام از لباسم و ابروهام خیلی تعریف کرد همه تعجب کردن و پرسیدن مگه شما قبلا همدیگرو دیدید که انقدر یک دفعه گرم گرفتید من خیلی راضیم به واتساپ پیام دادم که برای دوستمم همین کار کنید خداخیرتون بده
احمد گفت:
۳۷۵***۰۹۱۷-۸
در ساعت ۱۲:۵۶
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۱۵
با احترام فراوان خدمت شما خواستارم نتیجه را بیان کنم تا شما هم متعجب شوید از دست آوردی که بنده بدست آورده ام بنده از شما یک دعا محبت درخواست دادم برای حذف رقیب عشقیم که به طرز باورنکردنی و لطف پروردگار به درستی برای بنده انجام شد از شما نهایت احترام و سپاس و اروزی عمری طولانی را از پروردگار خواستارم تشکر فروان از قوی که به بنده محبت کردید
نیکزاد گفت:
۲۶۱***۰۹۳۰-۶
در ساعت ۱۲:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۰۱
سلام روزتون بخیر تندرستی جهت قدر دانی از شما خواستم تشکری کرده باشم به خاطر دعا محبت که به بنده دادن و به درستی کاری که میخواستم انجام شد برای دیروز بنده در هیت مدیره جلسه ای داشتم مبنی بر عقد قرار دادی با کشور امارات که بنده یک مشتری داشتم و میخواستم دیگر اعضا هیت مدیره هم نظر با خواسته من باشند و تصمیم داشتم حمایت من کنند و فقط تایید به حرف های من رفتار کنند از دعا محبت رضایت کامل دارم - ممنون
زینب گفت:
۱۴۲***۰۹۳۵-۵
در ساعت ۲۳:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۱۶
اون مردک عوضی دیگه تهدیدم نکرد داشت زنگیم از هم میپاشید ممنون از شما با لطفی که در حقم کردید الان چند روزه دیگه ن کاری بهم داره ن تهدیدم میکنه کلا ازش خبری نیست ممنون خیلی زندگی ام آروم شده
گل گفت:
۳۸۱***۰۹۳۹-۷
در ساعت ۱۴:۳۸
در تاریخ ۱۴۰۲/۱۰/۰۱
سلام دستتون درد نکنه خواستم بگم بازگشت معشوق که درخواست داده بودم خداروشکر اومد دیدنم و قراره دیگه باهم دعوا نکنیم ممنون از سایت انتخاب انشالله هرچی از خدا میخواید بهتون بده که مشکل مردم حل میکنید مدیونم بهتون زندگیم نجات دادید
کیان گفت:
۹۰۸***۰۹۱۹-۲
در ساعت ۲۱:۱۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۹
خدا بهتون سلامتی بده انشالله امسال واقعا دستم خالی شده بود امسال کلا برای من بد بود اما یک ماه پیش که دعا گشایش درخواستی دادم تا الان یه ماهی ممیشه که رزق روزیم خیلی بهتر شده
هنگامه گفت:
۴۰۴***۰۹۹۳-۵
در ساعت ۰۸:۵۴
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۹/۱۰
من سه ماه پیش ازتون دعا گشایش برای بختم باز بشه درخواست داده بودم اخه خیلی به مشکلات عجیبی تو رابطه هام بر میخوردم که بهم گفتید و جاتون خالی دیشب مراسم عقدمون بود الان خواستم برای پول و ثروت و خوش شانسی بهم بگید اما تو واتساپ دیر به دیر جواب میدید ممنون میشم ما که مشتری قدیم شما هستیم زودتر جواب بدید به ماها در واتساپ
آراد گفت:
۰۳۹***۰۹۱۲-۴
در ساعت ۱۸:۲۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۸/۱۳
امروز خیلی خیلی خوشحالم عشقم از اون ادم جدا شده یه دعوا خرکی باهم کردن الانم برگشته پیشم میخوام برم خاستگاریش واقعا خیلی خیلی مممممممنونننننن بابت دعا محبت
فربود گفت:
۲۳۳***۰۹۰۱-۸
در ساعت ۱۳:۵۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۲۱
خواستم تشکر کنم کاری که کردید رزق روزیم و برام مشتری خیلی میاد حتی خداوکیلی وقت نمیکنم تلفن مغازم جواب بدم خداروشکر کارم گرفت و ازتون نهایت تشکر بابت دعا گشایش
خاطره گفت:
۹۰۷***۰۹۱۹-۳
در ساعت ۱۵:۳۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۷/۱۴
بچه هااااا دیشب برام خواستگار اومد بلاخره عشقید شما امروز داشتم فکر میکردم چیشد یه دفعه ورق زنگیم برگشت خداییش سختی زیاد دیدم تو زندگیم که یه دفعه یادم افتاد که ازتون دعا گشایش در بخت خواسته بودم
از بابت دعا محبت شما که انجام دادید قدر دان هستم همسر من چهار ماه بعدش برگشت قدر دان شما هستم. نیما حسنی
هراتی گفت:
۱۰۷***۰۹۹۰-۵
در ساعت ۱۴:۳۹
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۳
واقعا عالی هستید اون آقاهه که تهدیدمون میکرد رفت از شهر ما من شما به خالمم معرفی کردم البته با اجازتونا خالم میگه دیروز پیام دادن اما هنوز جواب ندادید میشه لطفا جوابشو بدید
ناشناس گفت:
۶۵۱***۰۹۳۰-۱
در ساعت ۲۳:۱۰
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۴/۲۰
الان شما که این همه کار ملت راه میندازید الان من ۲ ساعته که پیام تو واتساپ دادم و کارم مهمه که پیام دادم دیگه چقدر باید صبر کنیم مسخره بازیه مگه خوب ؟
شیرین گفت:
۵۴۴***۰۹۳۶-۵
در ساعت ۲۰:۲۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۳/۰۵
سلام یادتون هست پارسال درخواست دعا گشایش برای بخت درخواست دادم که بختم باز شه ؟ هوووووراااااااااا ازدواج کردم همسرم هم خوبه هم درامد اوضاع مالیش خوبه هم خانوادش واقعا دوستم دارن همسرم تک فرزند پسر هست و پدر شوهر و مادر شوهرم منووووو مثل دختر واقعیشون دوست دارن ممنون
عباسی گفت:
۱۹۱***۰۹۱۹-۹
در ساعت ۱۲:۰۱
در تاریخ ۱۴۰۲/۰۲/۱۶
سلام اقا رزق روزی مغازم بیشتر شده هم به طرز عجیبی کاسبی خداروشکر خوب پیش میره و هم راهنمایی های کسب و کاری که گفتید انجام دادم خیلی بهتر شده ممنون بابت دعا گشایش برا رزق روزیم