بهترین دعا

  • دعای رفع چشم زخم روی تخمه مرغ

    عشق یک برادر دوست داشته باشم. خیلی زود هر دو به خوابی شیرین فرو رفتیم. صبح که از اتاق خوابمان پایین آمدیم، همه از قبل حسابی مشغول بودند. قهوه آماده بود دعای رفع چشم زخم روی تخمه مرغ و بعد از نوشیدنش می‌خواستیم برویم، اما رئیس مدرسه اصرار کرد که حداقل یک روز استراحت کنیم. ما هم قبول کردیم – نمی‌دانم به خاطر خودم بود یا نه، اما حقیقت این است که الان هیچ میلی به رفتن نداشتم. حالا انگار در خانه خودمان بودیم. وقتی با هم بودیم، هر کدام سعی می‌کردیم کاری سرگرم‌کننده انجام دهیم، تا زندگی را تا…

    بیشتر بخوانید »
  • دعای چشم زخم روی تخمه مرغ جاعت جیعت

    دنیا در آغوش ما بود و به شدت به ما نیاز داشت. با هم به مدرسه رفته بودیم و مثل دوستان وفادار، حداقل کنار هم روی نیمکت مدرسه نشسته بودیم. اگر رنجی نصیب یکی طلسم از ما می‌شد، با هم رنج می‌بردیم، با هم شادی جادو می‌کردیم، اگر شادی نصیب هر یک از ما می‌شد. با هم دعای چشم زخم روی تخمه مرغ جاعت جیعت درس خوانده و پیشرفت کرده بودیم، با هم زندگی کرده بودیم، با هم خورده بودیم، نوشیده بودیم و با هم خوابیده بودیم. حتی در تعطیلات مدرسه هم همیشه با هم بودیم، دعا نویسی چون آپارتمان‌هایمان…

    بیشتر بخوانید »
  • دعا برای چشم زخم روی تخمه مرغ

    خیلی خوب می‌دانید، چون در خانه هم همینطور است کلیسا به نظر ما گفت. هیچ نصیحتی جز اطاعت وجود نداشت و ما با کمک دعا برای چشم زخم روی تخمه مرغ پکا شروع به پوشیدن لباس‌هایمان کردیم. سرهایمان را بیرون آوردیم و دوباره به آن بار بلند تکیه دادیم و شروع به راه رفتن کردیم. آنقدر تاریک بود که حتی اگر چوبی در چشمت فرو می‌کردی، نمی‌توانستی چیزی ببینی و باران شدیدی می‌بارید. پکا، خدمتکار، پشت بار راه می‌رفت و آوازهای خودش را می‌خواند. دوباره به خواب رفتیم و آواز پکا کافر و صدای چرخیدن و تق‌تق گاری فقط خوابمان…

    بیشتر بخوانید »
  • دعا برای رفع حسادت و چشم زخم

    کردند که باید به مدرسه برویم، به آن شهر دوردست، جایی که دیگر هیچ یک از رقبای سابق خود را ملاقات نخواهیم کرد. ذهنمان پر از حیرت دعا برای رفع حسادت و چشم زخم بود، زیرا به تغییر زندگی که اکنون پیش روی ما بود فکر می‌کردیم. اکنون والدین عزیزمان، همه دوستانمان و زندگی بی‌خیال، بی‌خیال سید و حاجی و دنیوی خود را ترک می‌کردیم و در مسیری ناشناخته قدم می‌گذاشتیم تا تحت فرمان افراد غریبه باشیم. نوعی پیشگویی غریزی به ما می‌گفت که مراقبت دلسوزانه والدینمان اکنون به پایان رسیده است و از این پس، گریه‌ها و شکایات دعا…

    بیشتر بخوانید »
  • دعا برای زخم چشم

    قول مقدس خود را شکستید؛ اما وای بر شما، شما قلب انسان را شکسته‌اید. شما خارج از این سخنانی هستید که خداوند به قوم خود گفته است: من شما را دعا برای زخم چشم با ایمان به عقد خود درمی‌آورم و بنابراین بهتر اجنه غیر مسلمان است که اکنون باشد؛ اما با این وجود نمی‌توانم شما را فراموش کنم. و حقیقتاً پیمان ازدواج نشان می‌دهد که در آن روح‌های واقعی با همسر آسمانی خود هستند؛ ایمان و اعتماد باید پایه و اساس آنجا و همچنین در نماز خواندن ازدواج باشد. جایی که این موارد وجود ندارد، بی‌اعتمادی شروع به لرزیدن…

    بیشتر بخوانید »
  • دعا برای زیبا شدن چشم جنین

    نمی‌توانستم در مسابقه باشم، اما آنجا را ترک کردم و مستقیماً به خانه رفتم. مدتی که آنجا بودم، خبر رسید که گرگ به خانه حنا دعا برای زیبا شدن چشم جنین رفته است. قلبم از قبل به اندازه دعا کافی پر بود، اما حالا چنان تکان خورده بود که تمام استخوان‌های بدنم می‌لرزید. نمی‌توانستم این درد را برای مدت طولانی تحمل کنم، اما خیلی زود متوجه شدم که می‌توانم امورم را به دستان خدا و قدرت اخلاقی حنا بسپارم و این به طرز غیرقابل توصیفی قلبم را تسکین داد. صبح روز بعد، وقتی فهمیدم گرگ رفته است، به خانه حنا…

    بیشتر بخوانید »
  • دعا برای زیبا شدن جنین در بارداری

    بقیه همین کار رو نکردن؟ شما اون بیمار رو درمان کردین و حالش رو خوب کردین، بدون اینکه بابت زحماتتون پولی بگیرین، اما حالا من می‌خوام جبران کنم… اگه این کار رو نکنم، یه رذل ناسپاس دعا برای زیبا شدن جنین در بارداری خواهم بود.» این را گفت و ناگهان حرکتی کرد و کیف پولش را قاپید. ارواح گفتم: «جوتاویا! اگر آنقدر بدجنس بودم که آن خدمت کوچک را به خاطر اشتیاق به جایزه انجام می‌دادم، اغلب برای پذیرفتن جایزه‌ای که پیشنهاد دادید جادو در مراسم حاضر می‌شدم.» «پس چطور می‌توانم از شما قدردانی کنم؟» «شما شیاطین می‌توانید این کار…

    بیشتر بخوانید »
  • دعا برای باهوش شدن جنین

    با یک جهش قدرتمند، دوباره خودش را پاره دعا کرد. چنگال‌های حریف با چنان قدرتی او را گاز گرفتند که به عقب پرید، پایش لیز خورد و با از دست دادن دعا برای باهوش شدن جنین تعادلش، مانند سنگی سنگین روی پشتش افتاد. وحشت وحشتناکی تمام نیروی کار را فرا گرفت. مرد چنان بی‌جان آنجا افتاده بود که حتی یک استخوان بدنش هم نمی‌لرزید. نیکی مثل برگ زخمی می‌لرزید، اما با این وجود اولین کسی بود که به مرد مجروح کمک کرد. وقتی او را به موقعیت دیگری بردند، متوجه شدند که مرد زخم بزرگی در پشت سرش دارد که…

    بیشتر بخوانید »
  • دعا برای زیبا شدن جنین

    و دعایی خواند، که به محض پایان یافتن آن، هجومی سرکش به سمت آلاچیق آغاز شد. هر یک از آنها دست‌های خود را به سمت آن مکان دراز کردند دعا برای زیبا شدن جنین و به سرعت با کافر صدای هیس دوباره ظاهر شدند. مار لول‌زن و گزنده‌ای را دید که بلافاصله آن را بین دندان‌هایش گذاشت و دوباره شروع به قدم زدن در میدان باز کرد. به مرور زمان، هر کدام از چهل علوم غریبه مرد، مار خود را داشتند و صحنه به شدت وحشتناک شد. در کنار هر رقصنده، ملازمی راه می‌رفت که سر مار را با چوبدستی…

    بیشتر بخوانید »
  • دعا برای راحت شدن زایمان طبیعی

    پس از تقریباً سه ساعت انتظار، با نگاهی به هیاهوی زیر پایمان که احتمالاً رو به افزایش بود، متوجه جنب و جوشی غیرعادی شدیم؛ و به زودی از یکی از اتاق‌های انتظار، صفی از کشیشان با پرچم‌های بزرگ دعا برای راحت شدن زایمان طبیعی به رنگ‌های مختلف و تعداد زیادی پسربچه‌ی رداپوش که مجمرهای نقره‌ای عود را تکان می‌دادند، به راه افتادند، در حالی که در مرکز این جمع، پاتریارک کلیسا با لباسی[113] جامه‌هایی از آداب و رسوم معنوی در سنت‌های فولکلور ظاهر می‌شوند ابریشم ضخیم و ساتن که با نخ‌های طلا و نقره، آنطور که شایسته‌ی مقام پدر اعلی…

    بیشتر بخوانید »