دعانویس هوراند
دعانویس هوراند یا شاید یک ستون بیگناه ؟ریل هاریل با اینکه نیمی از عمرم را در حال پرسه زدن گذراندهام، در میان مکانهای فراوانی که هر از گاهی با علاقه از آنها یاد میکنم، هیچ مکان دیگری به اندازه دو هفته اقامتم در ساپورو، چنین دعا نویسی تأثیر جادو شتابزده و در عین حال نوستالژیکی […]
دعانویس شهر ابریشم
دعانویس شهر ابریشم که این همیشه بهترین راه برای جلب اعتماد یک زن است. بعد از اینکه یوشیو وارد خانه شد، اوتوری به او گفت که میخواهد هر چه زودتر خانه را ترک کند. او گفت عبادت کردن که این خوب است، اما هر جا که برود، همیشه نوعی مشکل با دیگران وجود خواهد داشت. […]
دعانویس کشاورز
دعانویس کشاورز خود پرسید که کجا باید برود.دیدنش سختهمینیکو بستهتابرشماده تشکیل دهنده زنی در آکاساکا-تی در ذکر سانو-شیتا هست که من از او خوشم میآید، اما کلی بدهی بابت خدمات و غذا و نوشیدنیاش جمع کردهام و هر بار که میروم از من طلبکار میشوند، اذیتم میکند. در یوسئیکن در آتاراشیباشی، پیشخدمت زن داشت چرت […]
دعانویس ورزقان
کسی دور و برم نبود، زمزمه کرد: «جنساکو.» «چی میخوای؟ » با نگاهی رنجیده به من گفت: « هنوز حالت خوب نیست، نه ؟ » « پس فقط ساکت باش.» «اما تو اهل سنتای شیمودا هستی و انگار یک افسر پلیس تو را گرفته ، پس میخواهی …» « چی؟ » « این دیگه چه […]
دعانویس یامچی
دعانویس یامچی که از اقوام دورمان بود . ظاهراً او به عنوان سرایدار پلیس کار میکرد و شبها گاهی اوقات در حال خواندن کتابی قدیمی به نام “قانون پلیس فعلی” دیده میشد. این مرد دست فرشتگان راست خانم خانه بود ارواح و تمام کارهای شیاطین خانه را انجام میداد و دخترشان ماساکو کمی کمک میکرد. […]
دعانویس خواجه
دعانویس خواجه بود. وقتی نام مادر کودک را پرسید، نام او با نام مادر خودش یکسان بود، بنابراین کودک را بر پشت خود بلند کرد و در حالی که گریه میکرد، او را به خانه آورد. زیارتگاهی که این دو روح در آن ملاقات کردند، شاید جهنم بوده باشد، اما لحظه غم و اندوه معصومانه […]
دعانویس آبشاحمد
دعانویس آبشاحمد از من خواسته شد که سخنرانی کنم و وقتی داشتم نسخه خطی را مینوشتم، آنقدر طولانی شد که نتوانستم آن را در شیاطین متون کهن مجلهای منتشر کنم، بنابراین با اکراه تصمیم گرفتم آن را به صورت کتاب منتشر کنم. به یاد دارم که از فرشتگان زمانی که دکتر میاکه یوجیرو کتاب «مشاهدات […]
دعانویس جوانقلعه
دعانویس جوانقلعه ما تقلید کردهاند و آن را ایدهآلیسم یا ترقیخواهی مینامند ، اما این فریبندهترین خیر، پستترین شکل ریاکاری و فاسدترین نمونه شخصیت اخلاقی است. صرف نظر از اینکه آنها استادان قدیمی باشند یا نوادگان تازهکار، همه شما خیر و شری را تعریف میکنید که نمیتواند وجود داشته باشد، صرفاً تنبلی و بیتفاوتی خود […]
دعانویس اسکو
دعانویس اسکو معنوی، دستاوردی نه کمتر از دستاورد یک شاعر، مطرح کرد. شیطانی – با این حال، او طلسم مطلقاً این واقعیت را نمیپذیرد که کسانی که باید امروز فیلسوف شوند، تسلیم علم بر مبنای مطالعات صورت گرفته در حوزه متافیزیک سنتی شدهاند و در دین آن آزمایشگاه و این سالن سخنرانی ایراد میگیرند. چهارم، […]
دعانویس خسروشاه
دعانویس خسروشاه یک فرد عادی. به گفته مترلینگ، عشق دهها هزار سال قبل توسط سرنوشت از پیش تعیین شده دعانویس است، اما سرنوشت نیز زودگذر است، بنابراین دهها میلیون سال فقط یک لحظه است . با این حال، همانطور که او گفت، این یک واقعیت است که “یک روح، روح دیگری را میبوسد” در این […]
