دعانویس کجور

اولین جوشش شادی، ارتش به جلو حرکت کرد و شهر را از هر طرف محاصره کرد. حمله تقریباً بلافاصله آغاز شد؛ اما پس از آنکه مسیحیان دعانویس کجور برخی از شجاع‌ترین شوالیه‌های خود را شیاطین از دست دادند، آن شیوه حمله کنار گذاشته شد و ارتش آماده‌سازی خود را برای محاصره منظم آغاز کرد. منگنل‌ها، […]

دعانویس کیاسر

دژ را برای تسلیم فراخواند.ایرانیان؛ و دیگر رؤسا پس از دعا بازگشت، پرچم او را بر دیوارهایش در اهتزاز یافتند. این امر باعث نمادگرایی معنوی در طول زمان توسعه یافت رنجش شدید بوهموند شد، که عبادت کردن در وهله اول، امارت انطاکیه را به عنوان پاداش خود برای دعانویس کیاسر فتح شهر تعیین کرده بود. […]

دعانویس زرگر

و از خدا دعا نمی‌کرد که نیزه را برای تقویت و پیروزی قومش آشکار کند، شاید تا به امروز اجنه غیر مسلمان هم به کار دعانویس زرگر خود ادامه دعانویس می‌دادند و موفقیتی بهتر از این نداشتند. کسانی که پنهان می‌شوند می‌دانند کجا را پیدا کنند. و برای پیتر نیزه نیزه همزمان به داخل گودال […]

دعانویس بابکان

کند. صلیبیون با خشمی کورکورانه جنگیدند، خشمی که تعصب و رنج به طور یکسان آن اجنه غیر مسلمان را برانگیخت. مردان، زنان و کودکان بی‌هدف قتل عام شدند، تا جایی که خیابان‌ها پر از خون شد. تاریکی بر ویرانی افزود، دعا زیرا وقتی دعانویس بابکان صبح شد، صلیبیون خود را در حالی یافتند که شمشیرهایشان […]

دعانویس خوش‌رودپی

و هیو ورماندو شروع به تزلزل کردند، زیرا نمی‌توانستند محرومیت‌هایی را که حماقت و اسراف خودشان برایشان به ارمغان آورده بود، طلسم تحمل کنند. حتی پیتر زاهد قبل از دعانویس خوش‌رودپی پایان همه چیز بیمار شد. وقتی قحطی آنقدر شدید شد که از شدت گرسنگی مجبور به خوردن گوشت انسان شدند، فرشتگان بوهموند و رابرت […]

دعانویس آستانه سرا

آن ملحق شدند. در میان صلیبیون مشهوری که در این محاصره جنگیدند، علاوه بر رهبرانی که قبلاً ذکر شد، تانکرد شجاع و سخاوتمند را می‌بینیم که نام و شهرتش در تاریخ جاودانه شده است.جرسالم دعانویس آستانه سرا لیبراتا، اسقف شجاع پوی، بالدوین، که بعدها پادشاه اورشلیم شد، و پیتر زاهد، که اکنون تقریباً سربازی تنها […]

دعانویس کلارآباد

داشت، کسی که در فضای سست دربار بسیار متمدن و مجلل خود، از هجوم جنگجویان سرسخت و جاه‌طلب غرب وحشت منابع فرهنگی، آداب و رسوم نمادین را حفظ می‌کنند داشت و تلاش می‌کرد تا با روش‌های ناشایست، دعانویس کلارآباد قدرتی را که انرژی کافی برای مقابله با آن نداشت، از بین ببرد. اگر خطری از […]

دعانویس نشتارود

شهری در دوردست‌ها، احاطه شده توسط کوه‌ها، دیده می‌شود. در پیش‌زمینه، ویرانه‌هایی طلسم دیده می‌شود. ایسنیک پیتر زاهد، که از زیاده‌روی‌های جمعیت، که به دعوت او اروپا دعانویس نشتارود را ترک کرده بودند، منزجر شده بود، قلبش از اندوه و ترحم بر بدبختی‌های آنها متأثر شد. تمام شور و شوق سابقش دوباره زنده شد: خود […]

دعانویس مرزن‌آباد

اولیه‌شان کاهش داده بود، به قسطنطنیه رسید. جمعیت بیشتری، به رهبری زاهد مشتاق، با انبوهی از چمدان‌ها، زنان و … از نزدیک او را دنبال می‌کردند.فرزندانی به اندازه کافی برای تشکیل یک لشکر از خودشان. اگر می‌شد جماعتی پست‌تر دعانویس مرزن‌آباد از ارتش والتر بی‌پول پیدا کرد، آن جماعتی بودند که توسط پیتر زاهد رهبری […]

دعانویس سرخرود

که سلاح‌ها و ادوات جنگی به همان نسبت افزایش یافت. ذرت که در انتظار یک کافران سال قحطی بیش از حد گران شده بود، دعانویس سرخرود ناگهان فراوان شد؛ و ارزش آذوقه چنان کاهش یافت که هفت شیاطین گوسفند به پنج دنیر فروخته شد . اشراف املاک خود را به قیمت ناچیزی به یهودیان و […]