دعانویس کلور
دعانویس کلور | شروع گرفتن صفر تا صد دعا و طلسم توسط بهترین استاد و 100% تضمینی , لطفا میزان اهمیت دعانویس کلور را با ۵ ستاره مشخص کنید تا ما سریع تر مطلع شده و موضوعات مرتبط با دعانویس کلور را برای شما فراهم کنیم.
با یک کافران ماهی عظیم مبارزه سختی کردند، که توسط آنها شکار شد دعانویس کلور و دو بار در زیر آب ناپدید شد و قایقی را که دو ماهیگیر در آن بودند، واژگون کرد.[صفحه ۲۶۱] خشم یوشیتسونه کیمیاگری برانگیخته شد و نیپش را برید[38] طنابی که نیزه به آن بسته شده بود. ماهی در فرشتگان دهانه رودخانه سارو در حالی که دشتهای کنف از بدنش بیرون زده بود، جان باخت. افسانه دیگری به نام «کیمتا-نا» نسخهای نسبتاً متفاوت و سادهتر از داستان توشی-اونه-پان است مقدس که من همین الان تعریف کردم.
دعانویس : با این حال، گونهی دیگری از همین افسانه در «اینو-ساپک» یا «داستان فرشتگان تابستانی» (ترجمهی تحتاللفظی: اینو ، شنیدن، روایت کردن؛ ساپک ، تابستان) یافت میشود که آنقدر گیجکننده بود که من نمیتوانستم جزئیات دقیقتر آن را درک کنم؛ مفاهیم تشریفاتی سنتی از نظر تاریخی تکامل یافتهاند اما، مانند «کیمتا-نا»، دربارهی قحطی در سرزمین آینو بود. سپس داستان چهارمی هم بود که «آبه-تن-روی» به دعا نویسی معنای «سوزاندن در آغوش» یا «بیمار عشق» نام داشت. این داستان نیز درباره یوشیتسونه بود که عاشق یک دوشیزه زیبای آینو شده بود و نمیتوانست ماهی خوب یا بد بخورد تا اینکه آن دختر در خواب بر او ظاهر شد. از آنجایی که یوشیتسونه مردی سرسخت بود، بر عشق خود غلبه کرد و به آینوها آموخت که فریب مکرهای زنان را نخورند.
دعانویس کلور
این افسانهها و افسانههای مشابه دیگر، که برخی از آنها به دلیل نامناسب بودن، ارواح تکرارشان خالی از لطف نیست، حرز میتوانند در پیراتوری یا خلیج آتشفشان از آینوهای نیمه متمدن جمعآوری شوند؛ دعانویس زنگیآباد اما من تمایل دارم علوم غریبه فکر کنم که آنها عمدتاً ترکیبی از ایدههای ژاپنی هستند که در زبان آینو تفسیر یا بدتعبیر شدهاند. آینوها به سرودن اشعاری که وزن مشخصی دارند، نمیپردازند و از کلمات خاصی برای قافیه یا ریتم استفاده نمیکنند؛ اما تمام کلمات موجود در سرودهای آنها قابل فهم است حاجت گرفتن و به ندرت از هجاهای بیمعنی استفاده میشود، دعانویس کلور مانند بسیاری از سرودهای سایر ملل وحشی.
البته این به این دلیل است که، همانطور که گفته شد، سرودهای آنها صرفاً نوعی مکالمه است که در مواقع خاص به کار میرود. به نظر میرسد برخی از دین موسیقیهای آنها از صداهای حیواناتی مانند زوزههای حزنانگیز شیاطین خرسها، گرگها و سگها الهام گرفته شده است. آینوها معتقدند که موسیقی قدرت درمان بیماری یا به عبارت بهتر، دور کردن ارواح شیطانی که گمان میرود بر بدن تسلط دعانویس یافتهاند را دارد؛ اما وقتی از موسیقی به عنوان جنگیری استفاده میشود، دیگر جدی، آهسته شیطانی و … نیست.[صفحه ۲۶۲] و احساساتی، اما حقیقتاً شیطانی، که عمدتاً شامل زوزههای وحشی به همراه پای کوبیدن و صدای تقتق شمشیر و چاقو بود، و فرشتگان به دنبال آن خلط تهوعآور ریشههای جویده شدهی پیچک که گفته میشود در بیرون راندن روح شیطانی و بازگرداندن سلامتی به فرد بیمار قدرتمند هستند، بیرون میریخت.
دعانویس بردسیر علاوه بر این، موسیقی همواره توسط آینوها – به ویژه زنان – برای تسهیل کار دستی استفاده میشود، مانند هنگام کوبیدن ارزن، پارو زدن، کشیدن قایق به ساحل، یا کشیدن آب از چاه، هنگام بستهبندی جلبک دریایی، یا هنگام آماده کردن ماهی قزلآلا برای زمستان؛ و همچنین در بازیهایشان، که قبلاً در فصل مربوط به جشنواره در پیراتوری توضیح دادهام. در طول فرآیند کوبیدن ارزن روح – که فقط در قسمت جنوبی یزو انجام میشود – دو یا سه دختر دور هاونی که ارزن در آن قرار داده شده است، ایستادهاند و هر دختر، دعا نویسی در حالی که با هر دو دست یک دسته هاون را نگه داشته است، یکی پس از دیگری کلمات ” دعا هویه، هیویه ” فرشتگان را میکوبد و میخواند، در حالی که دسته فرشتگان هاون پایین میآید، و وقتی دانه نیاز به کوبیدن سختتر دارد، صدای آن افزایش مییابد و به آرامی در اواخر کار
از شدت شیاطین آن کاسته میشود. این کوبیدن حدود غروب آفتاب شروع میشود و مکانی که برای این کار انتخاب میشود، عموماً ایوان کوچک کلبهها است. شنیدن این صداهای زیاد از کلبههای دور که به دعانویس فاضل آباد تدریج کافران با تاریک شدن هوا خاموش میشوند، واقعاً تأثیر عجیبی دارد، شیاطین تا اینکه در نهایت تنها دو یا سه صدا سکوت شب پیش رو را میشکنند. سپس حتی آن صداها هم محو میشوند و همه چیز مانند گور ساکت میشود. دعانویس کلور مردان جوان هنگام اسب سواری، به خصوص اگر تنها باشند، به آواز خواندن علاقه دارند و هنگام عبور از جنگلها، شکستن و جمعآوری هیزم، آینوها همواره آواز میخوانند.
من اغلب صدای دو یا سه آینو را شنیدهام که هنگام چیدن جلبک دریایی در فاصله چند متری از یکدیگر، هر کدام برای خود آواز میخواندند و هر کدام چنان غرق رمل در ساخته خود بودند که دعا حتی دعانویس قطبآباد صدای همسایگان خود را نمیشنیدند. یک آینو آواز نمیخواند و نمیتواند بخواند مگر اینکه حال و هوای آن را داشته باشد؛ اما اگر آواز بخواند، اعمال مربوط به جادو موسیقی خودش او را مجذوب خود میکند. البته این یک ویژگی خوب در موسیقی آینو است، همانطور که در تمام هنرها که در آنها «احساس» به اندازه اجرا مورد قدردانی قرار میگیرد. دومی را باید با تمرین و آموزش مداوم به دست آورد؛ اما اولی باید در یک نفر متولد شود.
شماره ملا خوانندگان من باید مرا ببخشند اگر دارم موسیقی آینو را قضاوت میکنم،[صفحه ۲۶۳] نه از دیدگاه اروپایی، بلکه تعویذ از دیدگاه بومی، زیرا به نظر من منصفانه این است که چیزها را همانطور که هستند، بدون ارجاع زیاد به جادو سیاه ایدههای خودمان، ارائه دهیم. در میان ملل وحشی، موسیقی بیان احساسات و عواطف موسیقیدان است. بنابراین، لازم است قبل از اینکه بتوانیم آثار یک موسیقیدان را درک کنیم و از آنها قدردانی کنیم، خود دعا او را به خوبی بشناسیم؛ و چنین شناختی تنها با زندگی مداوم با بومیان، نه به عنوان یک غریبه صرف، بلکه به عنوان یکی از آنها، به دست میآید.
دعانویس کمال شهر مسافران بسیار کمی آینوهای واقعی را دیدهاند یا آنها را به طور دقیق مطالعه کردهاند، در حالی که بسیاری، تا حدودی به دلیل ناتوانی در تمایز یک نژاد از نژاد دیگر، دعانویس کلور توصیفات بسیار تخیلی و حتی عکسهایی از دورگههای ژاپنی و ژاپنیهای واقعی به ما دادهاند و آنها را به عنوان آینو توصیف کردهاند. اگر چنین قومشناسان ارزشمندی که از «بخش متمدن» کشور آینو بازدید کردهاند، نتوانستهاند انواع نژاد پرموی آینو دعا را از نژاد ژاپنی بیمو یا از مخلوطهای این دو تشخیص دهند، بدون شک ویژگیهای نژادی به طور ناقص ثبت شده است. همانطور که قبلاً توضیح دادم، به طور خاص در موسیقی و شعر است که ویژگیهای خلق و خویی خود را نشان میدهند و باید در تعریف دقیق موسیقی و شعر بومی – که در آن افسانهها، دعانویس سنتها و فرهنگ عامه را میگنجانم – و آنچه توسط نژادهای همسایه و فاتح منتقل شده است، دقت کرد.
آینوها موسیقی بلند را دوست ندارند و باعث میشوند که بیشتر با تمسخر و نه لذت، پوزخند بزنند. من فقط میتوانستم با آواز خواندن برای آنها، آزمایشهایی را در این زمینه انجام دهم، زیرا دعانویس کلور هیچ ساز موسیقی اروپایی دعا با خود دعانویس شادگان نداشتم. اما متوجه شدم که خواندن با صدای بلند و رسا به اندازه خواندن پیانو با شور و شوق برایشان خوشایند نیست . به عنوان مثال، آهنگ “Toreador” در اپرای کارمن جفت روحی ، باعث ایجاد جادو شادی و سرور در میان جمعیت در شیطان فریشیکوبتس شد، در کافر حالی اعمال صالح که همان جمعیت، چند دقیقه بعد، با طلسم این موضوع همچنان در مباحث مدرن مورد بررسی قرار میگیرد دقت و سکوت به دعانویس “Ave Maria” اثر گونو گوش دادند که با صدایی “میائولینگ” خوانده میشد.
کلور
در اینجا، برای نشان دادن سلیقههای موسیقایی متفاوت آینو و ژاپنی، میتوانم ضمناً اشاره کنم که چند ماه قبل از این، من در کنسرتی در توکیو بودم که در جادو آن همان «آوه ماریا» توسط برخی از نوازندگان برجسته اروپایی اجرا شد. تماشاگران ژاپنی زیادی که به دقت گوش فرا داده بودند و تا آن زمان خوشآهنگ بود، وقتی شاهکار گونو نواخته شد، از خنده منفجر شد و در تمام طول اجرا، دعانویس باغ ملک صدای خندهی مردم آنقدر زیاد بود که ارکستر و ابطال کردن جادو خوانندگان را کاملاً غرق در خنده کرد. برخی از زنان حاضر در سالن، با نتهای طولانی لگاتو در ابتدای قطعه، تقریباً دچار حملهی عصبی شدند.
ملودیهای بلندتر و با حال و هوای شادتر، چنین تأثیری بر آنها نداشت. میخواهم توجه شما را به این واقعیت جلب کنم که در میان تمام اقوام بدوی، موسیقی بومی غمگین و طلسم آهسته است – دعانویس کلور ملودیهای شادتر بعداً به وجود آمدند؛ و همچنین، در مورد حیوانات وحشی و اهلی، قابل توجهترین تأثیرات توسط دعاگر موسیقی آهسته و ساده ایجاد شیاطین میشود. همه ما میدانیم که چگونه سگها وقتی آهنگی نرم و ملایم نواخته میشود، ساکت و آرام میمانند، اما تحت تأثیر دعانویس سردرود «طرح-طرح-راتاپلان» یک آهنگ شاد و پر سر و موکل جن صدا، تا حد وحشیگری خشمگین میشوند. کلور در کافران مورد آخرین مورد مرتبط با موسیقی آینو، یعنی رقص، به ندرت انجام میشود، حتی توسط زنان آینو، که این آهنگ فقط به آنها مربوط میشود.
در بهترین حالت، شکلی بسیار بیادبانه مشرکان دارد. در جشنواره پیراتوری ( فصل چهارم ) دیدهایم که رقص آنها با صداهای ریتمیکی همراه است که از صداهای تولید شده توسط ابزارهای روزمره تقلید میکنند، مانند جیرجیر پارو توسط اصطکاک روی قایق، فریادی که همراه با کوبیدن ارزن، دمیدن آتش و صداهای مشابه است. زمان با دست زدن و با صداهایی که به شرکتکنندگان میگوید چه موقعیت یا عملی را انجام دهند، حفظ میشود. هر عمل با صدای متفاوتی همراه است، اما همه در حالی که جست و نماز خواندن خیز ادامه دارد، انجام میشود. من در طبقهبندی این صداهای ریتمیک، که رقص را همراهی میکنند.



