دعانویس مبارکآباد
دعانویس مبارکآباد چون در آن یک قربانی وجود خواهد داشت، مگر نمیبینی؟» «چطور؟» «چون آنها این کار را فقط برای خوشنودی من انجام میدهند—آنها واقعاً من را نمیخواهند.» «خب،» او خندید، «روی تو فداکاری کردن خیلی خوبه.» پی وی در حالی که تقریباً با ناباوری سرش را از تصور چنین بخت و اقبالی تکان میداد، […]
دعانویس هارونی
بار به نیویورک آمدند، مثل طوطی لباس میپوشیدند، میبینی. و -» اینجا الیور زد زیر خنده – «نمیخواهم مسخرهشان کنم. و وقتی میشنوم دیگران به آنها تهمت میزنند، اشاره میکنم دعا که دعانویس هارونی مطمئناً در نهایت کشتیهایشان را در جایی لنگر میاندازند و دشمنان خطرناکی خواهند شد. من چند تا مانع برایشان گذاشتهام.» «و […]
دعانویس خرمدشت
دعانویس خرمدشت شد، هی؟» نگهبان شکار گفت. لوک با لحنی کشیده و بدون عصبانیت گفت: «سلام تری.» دور دو مرد، جمعیت زیادی از پسربچههای کنجکاو ایستاده بودند. یک یا دو سنتهای فرهنگی شامل آداب و رسوم آیینی است زن با اندامی ژولیده به صحنه رنگ و لعاب خاصی میبخشیدند. کمی دورتر از این جمع، دختر […]
دعانویس لیکک
خانه او در فضای باز است و اگر اعلیحضرت مایل به رمال دیدن او هستند، باید خودشان بیایند و همسرش را به آنجا دعانویس لیکک بیاورند. سپس پادشاه همسرش را گرفت و او را نزد جوگی آورد. تعویذ مرد مقدس از او خواست که در مقابل او سجده کند و هنگامی که او حدود سه […]
دعانویس سنقر
شیطان بود و مردم از او به شدت میترسیدند؛ و مونتاگ متوجه شده بود که او هرگز در هیچ موقعیتی رابی را مسخره نمیکند – و بتهای خاندان تعویذ والینگ همیشه از او با دعانویس سنقر احترام رفتار میکردند. بنابراین، او از خود پرسیده بود که آیا رابی با شیطانی توانایی عالی خود در شرمنده […]
دعانویس دوساری
داخل در، صفی از افراد با ظاهری جدی، با جلیقههای قرمز و شلوارهای مخملی، ایستاده بودند. موهای مصنوعی پودر فرشتگان شده و دکمههای طلایی و سگکهای طلایی روی کفشهای رقص چرم ورنی خود داشتند. این موجودات دعاگر دعانویس دوساری باشکوه نوبت خود را گرفتند و سپس دسته گلی را روی بشقاب نقرهای به مونتاگ و […]
دعانویس قطبآباد
دعانویس قطبآباد فکر میکنم برای آرت هم زیادی «باهوش» بود. چرا در مورد «اگر از من بخواهید در ماه اکتبر به لوئستافت بیایم» و غیره مینویسی ، در حالی که باید بدانی، دقیقاً همان چیزی است که من نباید از تو بخواهم انجام دهی: با علم به اینکه، بعد از آنچه میگویی، اگر از تو […]
دعانویس نودشه
جوان – باید در آن شرکت کنند.»[175]و جوان، ثروتمند و فقیر، از همه طبقات اجتماعی؛ همه کودکان، درویشان و شیوههای سنتی طلسم در سوابق فولکلور ظاهر شدهاند سربازان. باید همه آنها را برای یک هفته اینجا پیش فرشتگان من بیاوری، و من از همه دعانویس نودشه آنها پذیرایی خواهم کرد. پادشاه از این نامه بسیار […]
دعانویس طسوج
دعانویس طسوج دختر گفت: «البته، بالا رفتن از آن درخت خیلی آسان است – خیلی راحت است – هر کسی میتواند این کار را انجام دهد – منظورم هر کسی است – البته، یک دختر نمیتواند؛ اما من منابع انسانشناسی، شیوههای طلسم را مورد بحث قرار میدهند فقط او را تعویذ میترسانم و فراری میدهم.» […]
دعانویس عنبرآباد
آن بدبخت، از مچ دست و مچ پا، زیر آن پین شده بود. شنل را برداشت و با عجله به سمت چوبه دار برگشت. در آنجا با طلسم دعانویس عنبرآباد احتیاط شیاطین اعمال مربوط به جادو از مازاد موجودی طناب، حدود دوازده فوت طلسم طول انتخاب کرد و در دو سر آن حلقهای تشکیل داد. […]
