بهترین دعا

  • دعا برای گشایش کار پسرم

    و خودشان را به گردش درآوردند و سرانجام شروع به رقصیدن کردند: زیرا آنجا موسیقی بی‌کلام طلسم شهر را داشتند. یکی کاسه شکر و ظرف شیشه‌ای شادی را به دیگری دعا برای گشایش کار پسرم داد: مهمانان کمتر و کمتر می‌شنیدند و می‌دیدند، و روستاییان بیشتر و بیشتر می‌دیدند و می‌شنیدند، و نزدیک شب، مانند گوه‌ای به درون درِ باز نفوذ می‌کردند، نه دو[صفحه ۳۸۲]جوانان حتی در وسط حیاط کلیسا جرأت می‌کردند، تخته‌ای را روی تیرکی سوار کنند و شروع به الاکلنگ بازی کنند. – بیرون از خانه، بخار درخشان خورشیدِ درگذشته جادو سیاه زمین را احاطه کرده بود، ستاره…

    بیشتر بخوانید »
  • دعا برای حرف شنوی فرزند از پدر ومادر

    داده شده است که قبل از عروسی‌اش، همزمان چنین بال‌ها و چنین گل‌هایی (برای پرواز) داشته باشند؛ تصور می‌کنم به تعداد کمی از افراد این حق داده شده است که در همان روز، طلسم مانند فیکسلین، آرد و مرغ بخرند؛ – بوقلمون عروسی را با غذاهای جلاد پر کنند؛ – هر شب به طویله بروند و دعا برای حرف شنوی فرزند از پدر ومادر ببینند آیا خوک عروسی که ولی‌شان به عنوان هدیه ازدواج به او داده است، هنوز سرپا است و غذا می‌خورد یا نه؛ – برای همسر آینده‌اش، رف‌های کتان و طاقچه‌های اتوی لباس را در خانه بررسی…

    بیشتر بخوانید »
  • دعای عزیز شدن نزد شخصی خاص

    پیش رفت که مرتکب حماقت بزرگتری شد. زیرا همانطور که خواب دیدن کافر که می‌میرید، طبق قاعده‌ی تفسیری «غلط» ، چیزی جز عمر طولانی و رفاه نیست، فیکسلاین نیز به راحتی استنباط کرد که دعای عزیز شدن نزد شخصی خاص خیال مرگ او…[صفحه ۳۷۵]دقیقاً چنین رویای فرخنده‌ای؛ بلکه دقیقاً همانطور که دقیقاً در دعانویس این یکشنبه‌ی کانتاتا بود که بخت، گنجینه‌ی خود را بر او آشکار کرد و بی‌درنگ از آن، عروس، پیشکشی و دسته‌ای سکه‌ی طلا نازل کرد. خرافات نیز می‌تواند طلسم بال‌های خود را بدوزد، چه بخت به آن لطف کند چه نکند. یک وزیر امور خارجه، یک…

    بیشتر بخوانید »
  • دعا برای عاشق كردن مرد

    تن داشتند، در آنجا حضور داشتند. در طول مراسم، معاون رئیس، هانس فون فوشلین، چندین بار با نگاه‌های پرسشگرانه و رضایت‌بخش به خدمتکار شادک نگاه جادو سیاه کرد، که طلسم دعا برای عاشق کردن مرد حتی یک بار هم به او نگاه نکرد: هانس سرش را به نشانه‌ی تشکر تکان می‌داد تا بعد از آکتوس، آن مرد به او خدمت کند. وقتی بالاخره جوجه‌های دعا نویسی شش‌تایی خروس روی تپه‌ی کود خود بانگ زدند، یعنی سخنرانی فرشتگان کردند، خروس مدرسه‌ای، که اکنون پرچم بلندتری بر فراز آن تکان می‌خورد، خودش به صحنه آمد؛ و از بازرسان مدرسه، معاون رئیس، قیمومیت…

    بیشتر بخوانید »
  • دعای برای عاشق شدن مرد

    معدنچیان برگ، برگی را که روی آن معدن می‌کند، به عنوان یک باغ، به عنوان یک ربع پنجم جهان (که بسیار نزدیک و غنی است) می‌بیند؛ منافذ برگ را به روایت‌های تاریخی نمادگرایی آیینی را مورد بحث قرار می‌دهند عنوان دره‌های متعدد تمپه، اسکلت برگ را به عنوان یک دعای برای عاشق شدن مرد شیاطین درخت آزادی، یک درخت نان و یک درخت زندگی، و قطرات شبنم را به عنوان اقیانوس می‌بیند. ما پروانه‌های روز، پروانه‌های عصر و پروانه‌های شب بیچاره، همه در دعانویس یک اشتباه گرفتار می‌شویم، فقط دعانویس روی برگ‌های مختلف؛ و هر کسی شیطان (مانند من) به…

    بیشتر بخوانید »
  • انگشتر طلسم خوش شانسی

    اما واقعاً به ساعات بیشتری از آنچه می‌توانم از ماه مه، که در حال حاضر در آن زندگی و می‌نویسم، بدزدم، نیاز دارم؛ شیاطین و نیرویی بیش از گشت و گذار در این هوای خوب، برای انگشتر طلسم خوش شانسی نقاشی‌های منظره از همان ماه برایم باقی مانده است، قبل از اینکه بتوانم با امیدی موجه، سعی کنم تخمینی ریاضی از طول و ضخامت و احضار ارتعاشات و رمل روابط هماهنگ سیم‌های مختلف با یکدیگر، که با هم دعا ترکیب شده‌اند تا برای قلب او موسیقی افلاک را در این روز از تثلیث تشکیل دهند، ترسیم کنم، اگرچه چنین چیزی…

    بیشتر بخوانید »
  • برنده شدن در قرعه کشی با طلسم

    عمارت عروسی ضمیمه شده به آن به دست آورد: زیرا آنها به وضوح می‌بینند که بلافاصله پس ارواح از آن یکی از بهترین صندوق‌های پستی که تا به حال از چنین مخزنی بیرون برنده شدن در قرعه کشی با طلسم آمده، نوشته خواهد شد. دادخواست فیکسلین به طور ویژه خوب و قابل توجه بود: چهار دلیل برای ترجیح به ریتمایستر ارائه می‌داد: ۱. «او اهل همان بخش بود: والدین و اجدادش قبلاً خدمت هوکلوم را انجام داده بودند؛ بنابراین او دعا کرد» و غیره. ۲. «بدهی‌های رسمی مستند کافران شده در اینجا به مبلغ ۱۳۵ فلورین، ۴۱ کرویتزر و یک…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم خوش شانسی در قرعه کشی

    و مجلس، یا بهتر است بگوییم صورتحساب‌های عوارض جاده‌ای را که موظف به پرداخت آنها بود، قبل از باز شدن دروازه‌های عوارض در محل خدمت کشیشی طلسم خوش شانسی در قرعه کشی و علوم غریبه کشیشی، جستجو و مرتب کرد: زیرا مجری وصیت‌نامه شادک باید تمام آن را، همانطور که از عنوانش پیداست، «تا یک پنی و یک فارتینگ» به او بازپرداخت می‌کرد. شخص دیگری می‌توانست این مالیات پس از مالیات دعا نویسی را بسیار آسان‌تر خلاصه کند؛ صرفاً با طلسم نگاه کردن به آنچه او دعا بدهکار بود؛ زیرا این صورتحساب‌های بدهی و آن ابجد صورتحساب‌های عوارض، مانند بخش‌های…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم خوش شانسی و ثروت

    بازش کنار زده بود. با سرعت برق، او را به سمت بیشه اقاقیا برد؛ خون از قبل از ململ کلیسا جاری بود؛ رنگش از او پریده‌تر شد، زیرا هر قطره طلسم خوش شانسی و ثروت خون از قلبش می‌چکید. بازوی آبی-سفیدش برهنه شد؛ بانداژ بسته شد؛ او تکه‌ای طلا از جیبش بیرون کشید؛ آن را، همانطور که با شریان‌های باز انجام می‌شود، به فواره‌ی جوشان کوبید و با این شمش طلایی و بانداژ روی آن، دری را که زندگی رنجورش با عجله از آن بیرون می‌آمد، گشود. وقتی تمام شد، به او نگاه کرد؛ رنگ‌پریده، بی‌رمق، اما چشمانش دو چشمه…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم برای موفقیت در کارها

    قرار داشت. به همین دلیل، کشیش بدون وقفه به شیشه‌های پنجره نگاه کرد، زیرا روی آنها (تاریکی اتاق به عنوان فویل طلسم برای موفقیت در کارها آینه عمل می‌کرد) در میان شیاطین چهره‌های دیگری که فیکسلاین دوست داشت، چهره‌ای که او بیش از همه دوست داشت، و جرأت می‌کرد فقط در انعکاس به آن نگاه کند، چهره تینت نقاشی شده بود. هر دقیقه یک جشن فدراسیون بود و هر ثانیه یک سبت آماده‌سازی برای آن. ماه از شبنم دعا نویسی عصرگاهی می‌درخشید و پونتاک از چشمانشان، ارواح و ساقه‌های لوبیا سایه کوتاه‌تری می‌انداختند. – قطرات نقره‌ای درخشان ستارگان بیشتر و…

    بیشتر بخوانید »