بهترین دعانویس

  • دعانویسی برای ازدواج با فرد مورد نظر

    روز پنجم صبح، اطلاع داده شد که جزایر کیپ ورد در دیدرس هستند. با این حال، آسمان با نزدیک شدن به خشکی، غلیظ و مه آلود شد؛ و قبل از ظهر، آنقدر نزدیک شده بودند طلسم که نتوانستند آن دعانویسی برای ازدواج با فرد مورد نظر را به وضوح ببینند. گیلبرت در حالی که کشتی در امتداد ساحل یکی از بزرگترین جزایر گروه، که پست و شنی و ظاهراً لم یزرع بود، حرکت می‌کرد، گفت: «نمی‌دانم چرا به این جزایر ورد می‌گویند؟» «به نظر نمی‌رسد که در ارواح اطراف آنها سبزی زیادی دیده شود.» وارلی گفت: «نه، مطمئناً؛ تا جایی…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس برای ازدواج

    حالا می‌توانم دکتر لاوی را در مورد این پسر دیگر، وارلی جوان، ببینم. سلام، متیوز، به دکتر بگو که من الان آزاد هستم.» چند دقیقه بعد، دعانویس برای ازدواج شخص نامبرده به حضور کاپیتان ویلمور برده شد. تازه وارد، جوانی محترم و خوش قیافه بود و تا جایی که در کشتی شناخته شده بود، شخصیتی خوب داشت. کاپیتان دعا از ظاهر او راضی بود و در آن لحظه بیش از حد معمول احساس مهربانی می‌کرد – احتمالاً به دلیل شادی اخیرش از شاهکارهای جورج گیلبرت. او با مهربانی غیرمعمولی صحبت می‌کرد. «خب، دکتر، چه کاری از دستم برمی‌آید برایتان انجام…

    بیشتر بخوانید »
  • شماره دعانویس شرطی

    طوفان یا یک فرانسوی روبرو شویم.» سرکارگر موافقت کرد: «خیلی بیشتر شبیه این است.» کاپیتان در حالی که به جای پاسخ دادن به شماره دعانویس شرطی نظرات همراهش، افکار خودش را دنبال می‌کرد، ادامه داد: «و ضرر و تأخیر پیش خواهد آمد، و می‌توانم با خیال راحت تقصیر را به گردن من بیندازم. نه، باید ادامه دهیم. اما خب، از کجا می‌توانیم افراد جدیدی پیدا کافران کنیم؟» جنینگز گفت: «کاپیتان، امشب از جزایر قناری حرکت خواهیم کرد. تمام احضار شب با این باد شدید به سرعت در حال دویدن بوده‌ایم. قله حتی الان هم در معرض دید است.» «قناری‌ها خوب…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس برای بازگشت

    با من شام خواهید خورد؟ آنتی‌فولوس سیر. من، بانوی عزیزم. آدریانا. شوهر من؟ آنتی‌فولوس اف. نه، من می‌گویم. آنتی‌فولوس سیر. من هم همین را دعانویس می‌گویم؛ و با این حال او مرا اینگونه صدا دعانویس برای بازگشت زد؛ و خواهرش، این دوشیزه زیبا، مرا برادر خطاب کرد، — آنچه آن زمان گفتم، قطعاً در وهله اول به حقیقت خواهد پیوست، اگر آنچه می‌بینم و می‌شنوم خواب نباشد. آنجلو. اینها شوخی‌هایی هستند که از من گرفتی. آنتی‌فولوس سیر. من آن را باور دارم و انکار نمی‌کنم. آنتی‌فولوس اف. تو مرا به خاطر آن شوخی‌ها زندانی کردی. آنجلو. من آن را دعا…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس برای بازگشت معشوق

    به او عذاب را موعظه می‌کند، و در این میان، خدمتکار سرش را مثل یک احمق می‌تراشد. اگر کمکی نرسد، آنها مطمئناً گشایش جادوگر دعانویس برای بازگشت معشوق را با دو مرد خواهند کشت. آدریانا. ای احمق! این ارباب و خدمتکار تو هستند؛ ابجد هر چه به ما می‌گویی دروغ بگو. خدمتکار. این حقیقت دارد، به اندازه زندگی من حقیقت دارد، به سختی علوم غریبه می‌توانم نفس بکشم. او شما را صدا می‌زند، قسم می‌خورد که وقتی شما را ببیند، صورتش را خواهد سوزاند. (فریادی از بیرون شنیده می‌شود.) او می‌آید، خانم، گوش دهید؛ من سریع فرار خواهم کرد! دوک.…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس صبی شرطی

    زرگر ببر؛ باید توضیح کاملی در این مورد بگیرم. (آنتی‌فولوس سیراکوز، شمشیر در دست، و درومیو سیراکوز وارد می‌شوند.) لوسیانا. عیسی به من دعانویس صبی شرطی کمک کن! حالا آنها آزاد شده‌اند! آدریانا. و شمشیرها کشیده شده! هو، کمک کن! آنها را ببند. زندانبان. دور شو! ما در خطر مرگ هستیم. (آدریانا، لوسیانا و زندانبان فرار می‌کنند.) آنتی‌فولوس سیراکوز. ببین، آن جادوگران از جادو شمشیر می‌ترسند! درومیو سیر. دور شو، فرار کن، او که قصد داشت همسر تو شود. آنتی‌فولوس سیر. برو به سنتور! اموالمان را از آنجا بردار. کاش می‌توانستیم سوار شویم! درومیو سیر. اگر امشب اینجا بمانیم چه؟…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس شرطی

    باشد. آنتی‌فولوس سیر. دور شو، شیطان! یا مرا به غذا دعوت باورهای سنتی بر سنت‌های طلسم تأثیر گذاشتند می‌کنی؟ تو یک جادوگری، مثل بقیه. دور شو، تو را نفرین می‌کنم: مرا ابطال کردن جادو رها کن، برو! خنده‌دار است. انگشتری را که سر میز بردی، دعانویس شرطی یا درخشش مرا که به خاطرش سرزنشم کردی، دور کن؛ پس من می‌روم و مزاحم تو نمی‌شوم. درومیو سیر. در غیر این صورت شیطان یک قطره ناخن، یک مو، یک همزاد کاه، یک قطره خون، یک سوزن، یا یک مهره، یا قلب یک گیلاس را قبول می‌کند؛ اما این حریصانه‌تر است، او سرزنش…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس طلاق

    یه ضربه‌ی دردناک به اعتبارمه. — اون پول رو به خاطر کیمیاگری من پرداخت کن، وگرنه تو رو به خاطرش زندانی می‌کنم. آنتی‌فولوس اف. اچ. یا تاوان چیزی که مقدس هرگز دریافت نکردم رو بده! خب، احمق، اگه دعانویس طلاق جرات داری منو دعانویس زندانی کن. آنجلو. مرد، بهایش همینه! من اونو موکل جن زندانی می‌کنم. اگه برادر خودم رو هم زنده نمی‌ذاشتم، اگه اینقدر علنی بهم توهین دعا می‌کرد. بیلی. احضاریه رو شنیدی. پس برو زندان. آنتی‌فولوس اف. اچ. نماز خواندن تا وقتی که یه ضامن پیدا کنم، دنبالت میام. (خطاب به آنجلو.) این برات بیشتر از تمام طلاهای…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس طلسم شکن

    کجا فرار می‌کنی؟ درومیو سرور. آیا من را می‌شناسید، آقا؟ من درومیو هستم؟ آیا من خدمتکار شما هستم؟ آیا من خودم هستم؟ آنتی‌فولوس سیر. تو هستی، درومیو، تو هستی، تو بنده‌ی من هستی، تو خودت دعانویس طلسم شکن هستی. درومیو شیاطین سیر. من یه الاغم، من مطیع یه زن هستم، من از خود بیخود شدم. آنتی‌فولوس سیر. به فرمان یک زن چطور؟ از پوست خودت چطور؟ درومیو علوم غریبه سیر. بله، از پوست دعا خودم، وقتی در قدرت یک زن هستم، کسی که مطالبه می‌کند، دنبالم می‌دود، مال خودش را می‌خواهد. آنتی‌فولوس سیر. او از تو چه می‌خواهد؟ درومیو سیر.…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس طلسم عشق

    به تو می‌گویم، اما از صمیم قلب لطف خواهیم کرد، هرچند بهترین نباشد. صبر کن! در بسته است! هی، فوراً آن را باز کن! فرشتگان درومیو اف. (در می‌زند). بریجیتا، مارتا، کاتری، لوسی، سیسیلیا! درومیو سیر. (از داخل). ای احمق، دعانویس طلسم عشق ای حقه‌باز، ای کله‌خر، تو، ای حقه‌باز، ای الاغ، ای حقه‌باز! از در برو بیرون، یا در خیابان بنشین، ای حقه‌باز! آیا زنان و غیره را دسته‌جمعی جادو می‌کنی، وقتی حتی یکی هم زیاد است؟ از سر راه برو کنار، فقط برو! درومیو ایف. چه الاغی که دروازه‌بان باشد! این‌طوری اربابت را منتظر نگه می‌داری! درومیو سیر.…

    بیشتر بخوانید »