بهترین طلسم

  • طلسم ازدواج با دختر مورد علاقه

    برخی دیگر بسیار ناامید بودند. این ناامیدی زمانی بیشتر شد که چند روز پس متون کهن از عزیمتشان، کاپیتان گیلبی و آقای گرگ، در بازگشت از یک سفر تیراندازی، گزارش طلسم ازدواج با دختر مورد علاقه دادند که وحشی‌های مسلحی را در همسایگی کلبه‌ها دیده‌اند که پرسه می‌زدند، و ظاهراً هیچ نیت دوستانه‌ای نسبت به ما نداشتند. بلافاصله تصمیم گرفته شد که ساختمان را با نرده محافظت کنند. خانم‌ها هرگز نباید بدون اسکورت مسلح از آن عبور کنند و دو نفر از علوم غریبه مردان همیشه با تفنگ‌های پر در داخل حصار نگهبانی دهند. اما این اقدامات احتیاطی فایده چندانی…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم ازدواج دفنی

    آویزان بود، مانند چراغ‌هایی که معمولاً در کشتی‌ها استفاده می‌شوند و با روغن تغذیه می‌شدند، که نور بسیار کافی را در سراسر آپارتمان پخش می‌کرد. پشت صندلی سلطنتی جادو و در دو طلسم ازدواج دفنی طرف اتاق، چندین باسوتو (نوعی مشرکان شتر) نشسته بودند که لباس‌هایی از پوست کودو یا لچه (نوعی شتر) پوشیده بودند و آسگای‌های سبکی در دست داشتند. خود ملکه زنی بود ظاهراً بین چهل تا همزاد پنجاه سال؛ شباهت زیادی به دخترش داشت، اما چهره‌اش روشن‌تر بود، موها و چشمانش نیز قهوه‌ای روشن‌تر بودند. او به طرز زیبایی، حتی با لباس‌های فاخر، نوعی تونیک بلند جادو…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم ازدواج در قبرستان

    دویدن کرد، اما هنوز چند قدمی بیشتر نرفته بود که پایش به مانعی گیر کرد و با صورت به جلو پرتاب شد. در همان طلسم ازدواج در قبرستان لحظه صدای وزوز بلندی آمد و به طلسم دنبال آن صدای برخورد بلندی آمد و جسم سنگینی در فاصله‌ی یک متری‌اش به زمین طلسم خورد. تقریباً بلافاصله بعد از آن صدای دی والدن را شنید. «یک فرار دیگر، استاد نیک. نمی‌دانم منظورتان از فرار، چند فرار دیگر است تا دوباره به دوستانتان بپیوندید. اگر به اندازه یک گربه جان داشتید، با این سرعت همه را از دست می‌دادید.» نیک از جایش بلند…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم ازدواج دائمی

    خیره به اطرافش نگاه کرد، گویی به دنبال آسان‌ترین قربانی شماره ملا است و با دیدن اینکه ماده‌ای که در دماغه مستقر شده بود، از همه به او نزدیک‌تر طلسم ازدواج دائمی است، با فک‌های بزرگش که تا آخرین حد طلسم باز شده بودند و ردیف‌های مرگبار دندان‌هایش نمایان شدند، مستقیماً به سمت او حمله کرد. با مشاهده نزدیک شدن او، ماده شیرجه زد و در فاصله چند یاردی دوباره ظاهر شد و به سرعت انرژی مثبت به سمت جزیره که نزدیکترین نقطه خشکی بود شنا کرد. اما حیوان مراقب او بود و به محض اینکه سرش از آب بیرون…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم ازدواج دختر

    از علف‌های خزه‌دار بود که با گل‌هایی از انواع اعمال مبتنی بر نیت در فرهنگ‌های مختلف دیده می‌شود رنگ‌ها و نادرترین عطرها در هم آمیخته بودند. شمعدانی‌های وحشی، یاسمن‌ها، عطرها، سوسن‌های قرمز و آبی و بنفش، مانند فرشی باشکوه در طلسم ازدواج دختر زیر پا گسترده دعانویس شده بودند. درختان گلابی، انار و آلوچه وحشی، انجیر، به و موز در بالای سر، با شاخ و برگ سرو، صمغ، بید و صدها گونه دیگر در هم آمیخته بودند. کوبو می‌توانست بگوید که در جزیره، که به کیمیاگری نظرشان مانند یک باغ جادویی بود، غذای زیادی تعویذ برای تهیه وجود داشت. آنها…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم یهودی برای رضایت ازدواج

    که آشکارا در راه پیوستن به رودخانه‌ای بزرگ بودند، زمین را با فرشی از سبزی پوشانده بودند. کوبو، وقتی کافر کمی قبل از طلوع ماه در عصر روز دوم مکث کردند، گفت: «رودخانه وال همین طلسم یهودی برای رضایت ازدواج نزدیکی‌هاست. پسرهای سفیدپوست سریع نسخ خطی سفر می‌کنند – مثل مردها سفر می‌کنند. بچواناها نمی‌توانند به آنها برسند.» نیک گفت: «در هر صورت، این حرف خوبی است. آدم تا امتحان نکند، نمی‌داند چه کاری از دستش برمی‌آید. باورم نمی‌شد بتوانم دعا چنین مسافتی را در سه روز بروم، چون واقعاً در کمتر از دو روز رفته‌ام – نه، نه برای…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم ازدواج روی مس

    سفید از آنها باقی می‌ماند. کوبو به آنها اطلاع داد که این نوع مرگ برای مبلغ مذهبی انتخاب شده است. برخی از اعضای شورا مرگ با طلسم ازدواج روی مس سم یا ضربه یک گرز سنگین را پیشنهاد کرده بودند؛ اما مائومو، دعا به آنها فهماند که مائومو جفت روحی – که خودش هم از او حمایت می‌کرد – اصرار داشت که ارواح خبیثه آرام نخواهند شد، مگر اینکه دشمن سفید با مرگی بسیار دردناک بمیرد. در دعا نویسی مورد بقیه، احتمالاً با سر نیزه‌ای که در شیره فرفیون یا زهر جادو سیاه کرم سمی فرو برده شده بود، سوراخ…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم روانی ازدواج

    می‌دانم که قربانی‌هایی وجود دارد که او تقدیم می‌کند، در حالی که اجازه نمی‌دهد کلیسا کسی جز یاران سفیدپوستش حضور داشته باشد. از او بپرسید، و او نمی‌تواند این را انکار کند؟» چوما دوباره رو به دِ والدن کرد و گفت: «این چطوره؟ می‌شنوی باران‌ساز چی طلسم روانی ازدواج می‌گه. راست می‌گه؟» دِ والدن پاسخ داد: «درست است که ما شیاطین آیین‌هایی داریم که در روایت‌های تاریخی نمادگرایی آیینی را مورد بحث قرار می‌دهند آنها جز مؤمنان کسی حق حضور ندارد.» «آیا اینها را به خدایان خود تقدیم می‌کنید تا ابطال کردن جادو طاعون از دام‌های بچواناها دور شود؟» مائومو…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم رضایت ازدواج

    پرستش نخواهند کرد. چرا چوما او را منع نمی‌کند؟ چرا او را مجازات نمی‌کند؟ آیا چوما اهمیتی نمی‌دهد که گاوهای ما بمیرند؟ گاوهای خود چوما نیز خواهند مرد.» رئیس بچوانا وقتی به جایی که گاو نر دراز کشیده بود رسید، توقف کرد طلسم رضایت ازدواج و حالا با چهره‌ای از حیرت و نگرانی آشکار بالای سر آن ایستاده بود. علائم این بیماری که چند سال پیش تقریباً باعث قحطی در روستا شده بود، با تعداد گاوهای شاخداری که از بین برده بودند، تعابیر مختلف طلسم در روایات معنوی وجود دارد قابل مقایسه نبود. هیچ درمان نسخ خطی شناخته‌شده‌ای برای این…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم برای رضایت ازدواج

    پی آنها رفتند و تیرهای خود را از دور پرتاب کردند یا آنها را به آسیب‌پذیرترین قسمت‌های حیوانات، بسته به فرصت‌های پیش آمده، فرو کردند. طلسم برای رضایت ازدواج فرشتگان آنها به دو یا سه دسته طلسم تقسیم شده بودند که هر کدام یکی جادو سیاه از بزرگترین فیل‌های نر را به عنوان نقطه حمله انتخاب کردند. برخی از این فیل‌ها از قبل چنان به شدت زخمی شده بودند که به سختی می‌توانستند به دعاگر پرواز خود ادامه دهند. تماشای این منظره عجیب بود. گاوهای نر بزرگ، که با نیزه‌های فراوان سوراخ سوراخ شده بودند و خون از زخم‌های بی‌شمارشان…

    بیشتر بخوانید »