بهترین طلسم
-
طلسم ازدواج سریع از راه دور
مقامات، مرا خیلی بیشتر از اشمیت ناراحت کرد؛ اشمیت در سن بسیار بالا چشمانش را بست و کاملاً مطمئن بود که دعای زندگیاش به زودی مستجاب خواهد شد.» وارلی پرسید: «و طلسم ازدواج سریع از راه دور همینطور هم بود، مگه نه؟» «بله. در سال ۱۷۹۲ ما مجوزی را که مدتها آرزویش را داشتیم، دریافت کردیم. من یکی از کسانی بودم که مارسولد و همکارانش را به آفریقای جنوبی همراهی کردم. روزی را که از کلوف باویان، محل زحمات جورج اشمیت که تقریباً پنجاه سال پیش تخریب شده بود، انرژی مثبت بازدید کردیم، به خوبی به یاد دارم. بقایای مدرسهای…
بیشتر بخوانید » -
طلسم ازدواج سریع
دهد را امتحان کند؟» لاوی پس از مکثی گفت: «بله، فکر میکنم داشتیم. من نمیتوانم کاری برایش انجام دهم؛ و اگرچه درست است که سم به کندی عمل میکند، اما اگر اثراتش کنترل نشود، کشنده است. من میروم و با آن مرد صحبت میکنم.» او به سمت غریبه رفت مشرکان طلسم ازدواج سریع و با چند کلمه شتابزده وضعیت بیمارش را شرح داد. تازه وارد سرش را به نشانه تایید تکان داد. او گفت: «سم فرفیون؛ اما مطمئنم که به موقع میرسیم. وسیلهای برای گرم کردن آب دارید؟» «اینجا توی گشایش قابلمه آهنی یه کم آب دارم که تقریباً داره…
بیشتر بخوانید » -
طلسم ازدواج سریع با معشوق
گیج میرود، گوشهایم سوت میکشد و پاهایم خیلی میلرزند. بهتر است دراز کیمیاگری بکشم. به جرأت میتوانم بگویم که الان منفجر میشود.» همینطور که حرف میزد، به جای اینکه دراز بکشد، روی ساحل فرو رفت. طلسم ازدواج سریع با معشوق دکتر گفت: «انگشتانت را در گلویت فرو کن و اگر ذکر نتوانستی دعا نویسی دوباره دعا آب را جادو سیاه بیرون بیاور. متأسفانه، من هیچ داروی استفراغآوری در کولهپشتیهایم ندارم. هوتنتاتها تمام داروها را خالی کردند، در دعا نویسی حالی که وسایل ما را در اختیار داشتند.» فرانک از دستورات او اطاعت کرد، اما تأثیر بسیار کمی داشت. او خیلی…
بیشتر بخوانید » -
طلسم نمک برای محبت
نیک هم همینطور، من مسئول آن خواهم بود.» گیلبرت گفت: «البته که سپاسگزارم. و به جرات میتوانم بگویم اجنه غیر مسلمان که من خیلی مستعد شوخی کردن هستم. خب، به هر حال، همین الان از این بحث طلسم نمک برای محبت صرف نظر میکنیم. و به همین ترتیب، دکتر هم از راه میرسد. حالا، فکر میکنم، خواهیم شنید که آیا این مکان برای توقف شبانه ما مناسب است یا نه. خب، دکتر، آیا آن حقهباز واقعاً رفته است؟» «بله، من مطمئنم که او همینطور است. اولش شک داشتم که آیا اوماتوکو واقعاً به سوسک اعتقاد دارد یا نه. او آنقدر…
بیشتر بخوانید » -
طلسم ازدواج در یک هفته
و میخواستند بروند – اومبو تیر را به زه کمان بسته بود و میخواست آن را خم کند – که ناگهان فریاد بلندی از تعجب و طلسم ازدواج در یک هفته نگرانی از سوی تماشاگران نزدیک به زندانی بلند شد و تقریباً توسط تمام لاوی دین و دو پسر حاضر تکرار شد و آنها با عجله به اطرافشان نگاه کردند، تقریباً انتظار داشتند گروهی از انگلیسیهای مسلح را ببینند که جادو کهن در آن لحظه بحرانی برای نجات آنها آمده بودند. اما چشمان هوتنتاتها به سمتی که انتظار داشتند معطوف نشده بود، بلکه به سمت هوایی چند فوت بالاتر از…
بیشتر بخوانید » -
طلسم برای بازگشت همسر
و اگر لشو نبود، نظر او میتوانست بر اومبو غالب شود. دومی با حیلهگری اصرار داشت که سفیدپوستان هرگز آسیبی را که به آنها وارد شده بود، نخواهند بخشید؛ و اگرچه ممکن است سوگند پیشنهادی را بپذیرند، اما به محض اینکه در امان باشند، آن طلسم برای بازگشت همسر را نادیده خواهند گرفت. او گفت که هیچ امیدی به لطف انگلیسیها و هیچ ترسی از دشمنی آنها وجود ندارد. حتی اگر دوباره مالک مستعمره کیپ شوند، چیزی در مورد این مسافران انگلیسی نخواهند دانست. در مورد باج، آنها هرگز چیزی بهتر از چهار اسلحه، ساعت و لباس زندانیان به دست…
بیشتر بخوانید » -
دعا برای اجاره دادن خانه
دارند، بدون اینکه فکر کنند ما کجا هستیم، و بعد باید بفهمند که به کدام سمت رفتهایم. بدون شک، علیرغم تمام اقدامات احتیاطی ما، آنها این را دعا برای اجاره دادن خانه خواهند فهمید، اما مدتی طول خواهد کشید. و امید من این است که اکنون آنها را کاملاً گیج کنیم.» ارنست پرسید: «منظورت چیست؟» «منظورم این است که همه ما باید کفشهایمان را دربیاوریم و اینجا وارد نهر شویم. میتوانیم در امتداد آن قدم بزنیم و فقط روی سنگها راه برویم تا به آن بوتهزار طولانی برسیم. سپس پیشنهاد میکنم که به سمت شرق بپیچیم و قبل از اینکه…
بیشتر بخوانید » -
طلسم راضی شدن به ازدواج
و ترجیعبند وحشی و تا حدودی غمانگیز صداها، با هم ترکیب شدند تا صحنهای را بسازند که به همان اندازه عجیب و قابل توجه بود. سرانجام، طلسم راضی شدن به ازدواج رئیس قبیله دستش را بالا آورد؛ دخترها، نفس نفس زنان و خسته، خود را روی زمین انداختند تا نفس تازه کنند؛ و کمی بعد، اومبو به کلبهاش پناه برد و دیگران نیز از او پیشینه تاریخی پیروی کردند. صبح روز بعد، مسافران ما به محض اینکه در ادبیات تاریخی به نمادگرایی طلسم اشاره شده است از خواب بیدار شدند و لباس پوشیدند، متوجه شدند که غوغایی بزرگ در روستا…
بیشتر بخوانید » -
طلسم رزق و روزی مغازه
کلبهای در فاصله کمی تکیه داده بود. او اکنون از تمام زیورآلات خود محروم شده بود و در نتیجه، طلسم چهرهای بسیار با ابهتتر به نظر میرسید. او مردی قد احضار بلند طلسم رزق و روزی مغازه و خوشهیکل بود، هرچند تا حدودی بیش از حد چاق بود؛ و عضلات بزرگ بازوها و پاهایش میتوانستند به عنوان مدل برای یک مجسمهساز استفاده شوند. جادو روی ردیفی از تشکها، حدود ده یارد دورتر از محل نبرد، همسرانش، که تعدادشان به دوازده نفر میرسید، نشسته بودند و همگی به طلسم افتخار پیروزیای که ارباب فرشتگان و صاحبشان در شرف رمال کسب آن…
بیشتر بخوانید » -
طلسم رزق و روزی فراوان
قبطی تقریباً شبیه زبان هوتنتوت است، ریشهها و برخی از کلمات در شیاطین هر دو یکسان است. آنها جادو سیاه چندین رسم مشترک دارند؛ به عنوان مثال، آنها گوشت خوک نمیخورند و نوعی سوسک را میپرستند، که به گمان من هیچ ملت دیگری این کار را نمیکند. در نهایت، بوشمنها، که گمان میرود شاخهای پستتر از همان طلسم رزق و روزی فراوان نژاد باشند، دیوارها و تخته سنگهای مسطح را با نقاشیهای دیواری تزئین میکنند، که مسافران شباهت آنها را با نقاشیهای مصر باستان تشخیص دادهاند.» «خب، دعا نویسی مطمئناً این عجیب است. من دوست دارم آن نقاشیها را ببینم.…
بیشتر بخوانید »