دعانویس ایرانشهر
و حرفه واقعی خود را فاش کرد. او در زندان بازداشت شد متون کهن و نامهای به امپراتور لئوپولد ارسال شد تا بداند با او چه باید کرد. ستاره بخت او رو به افول بود. نامه در لحظهای بدشانس به لئوپولد رسید. سفیر پاپ با اعلیحضرت ملاقات کرد؛ و او به محض کیمیاگری دعانویس ایرانشهر […]
دعانویس زابل
اشارات مبهمی کرد مبنی بر اینکه این امر به دلیل تجلی معجزهآسای دعانویس قدرتی برتر رخ داده است. او وانمود کرد که با ارواح نیکوکار صحبت میکند؛ شیاطین اسرار خدا و طبیعت بر او آشکار مقدس شده است؛ و اینکه سنگ فیلسوف را به دست دعانویس زابل آورده است. او مانند شیطانی سلف خود، یاکوب […]
دعانویس زاهدان
افشانی میکند و سرب را با تمام خواص طلا غنی میکند. دود را به شعله، شعله را به نور و نور را به شکوه تبدیل میکند.» او همچنین افزود: «یک پرتو از آن، درد و نگرانی دعانویس زاهدان و کافران مالیخولیا را از شخصی که بر او میافتد، دور میکند. به طور خلاصه، او میگوید: […]
دعانویس ابهر
خود را به سنگ فیلسوف، آب حیات، و الکاهست جهانی اعلام کرد؛ و معتقد بود که فقط دو اصل در همه چیز وجود دارد – که عبارتند از: تراکم، فضیلت شمالی یا شمالی؛ و رقیقسازی، فضیلت جنوبی یا جنوبی. او گفت تعدادی دعانویس ابهر از شیاطین بر بدن انسان حکومت میکنند کافران که آنها را […]
دعانویس ماکلوان
خود،یا همسر پاکدامنی او، در حالی که این رزکراسیها در خارج از کشور بودند. در بحبوحه هیاهو، پلاکارد دومی با مضمون زیر منتشر شد: «اگر کسی صرفاً از روی کنجکاوی بخواهد برادران صلیب گل سرخ را ببیند، هرگز با ما ارتباط برقرار نخواهد کرد. اما دعانویس ماکلوان اگر ارادهی او واقعاً او را وادار کند […]
دعانویس ضیابر
وحشی و خیالپرداز بودند، اما بدون فایده هم نبودند؛ اگر فقط به این دلیل بود که خرافات اروپا را از اشکال تاریک و نفرتانگیزی که راهبان آن را پر کرده جادو بودند، پاک میکردند و به جای آنها، نژادی از موجودات ملایم، برازنده و نیکوکار را جایگزین میکردند. گفته میشود دعانویس ضیابر که نام آنها […]
دعانویس برهسر
از وقت و دارایی خود را در فعالیتهای بیفایده کیمیاگری تلف کرده بود. او از سرنوشت سخت متاسف و از بیباکی ستون تحسین میکرد؛ و مصمم شد در صورت امکان به او در فرار دعانویس برهسر از چنگال ستمگرش کمک کند. او از منتخب اجازه خواست تا کیمیاگر را ببیند و با کمی سختی اجازه […]
دعانویس دیلمان
است، به طور غیرمنتظرهای برگشت و وارد اتاقی شد که آرتور کوچک بیهوده تلاش میکرد چیزی را در کریستال تشخیص دهد. دی، با وارد کردن این شرایط در دعانویس دیلمان دفتر خاطرات خود، این بازگشت ناگهانی را به یک «بخت معجزهآسا» و یک «تقدیر الهی» نسبت میدهد؛ و در ادامه مینویسد که کلی بلافاصله ارواحی […]
دعانویس اتاقور
عملیات را در مقیاس بزرگتری از سر بگیرند. اما امیدهای فرشتگان لاسکی به این راحتیها از بین نرفت. او که در تصور، صاحب دعانویس اتاقور میلیونها دلار ثروت بود، نمیتوانست از ترس هزینههای فعلی ناامید شود. او روز به روز و ماه به ماه به کار خود ادامه داد تا اینکه سرانجام مجبور شد بخشی […]
دعانویس احمدسرگوراب
تفاوت وجود داشت که در حالی که دی بیشتر یک طرفدار سرسخت بود تا یک شیاد، کلی بیشتر یک شیاد بود تا یک طرفدار سرسخت. در اوایل زندگی، او سردفتر اسناد رسمی بود دعانویس احمدسرگوراب و به دلیل جعل اسناد، هر دو گوش خود را از دست داد. این نقص عضو، که برای هر مردی […]