بهترین دعانویس
-
دعانویس زابل
اشارات مبهمی کرد مبنی بر اینکه این امر به دلیل تجلی معجزهآسای دعانویس قدرتی برتر رخ داده است. او وانمود کرد که با ارواح نیکوکار صحبت میکند؛ شیاطین اسرار خدا و طبیعت بر او آشکار مقدس شده است؛ و اینکه سنگ فیلسوف را به دست دعانویس زابل آورده است. او مانند شیطانی سلف خود، یاکوب بوهمن، مسائل مذهبی را با اصطلاحات فلسفی خود در هم آمیخت و اقداماتی را برای اعلام کافران خود به عنوان توسل بنیانگذار فرقهای جدید انجام داد. این کار، در خود رم و در همان کاخ پاپ، اقدامی خطرناک بود؛ و بوری درست به موقع از…
بیشتر بخوانید » -
دعانویس زاهدان
افشانی میکند و سرب را با تمام خواص طلا غنی میکند. دود را به شعله، شعله را به نور و نور را به شکوه تبدیل میکند.» او همچنین افزود: «یک پرتو از آن، درد و نگرانی دعانویس زاهدان و کافران مالیخولیا را از شخصی که بر او میافتد، دور میکند. به طور خلاصه، او میگوید: «حضور آن به طور طبیعی هر مکانی را به نوعی بهشت تبدیل میکند.» بعد از اینکه مدتی با این لحن نامفهوم ادامه داد، متوجه شدم که فرشتگان ایدههای طبیعی و اخلاقی را در یک جادوگر کلام با هم قاطی کرده است و راز بزرگ او…
بیشتر بخوانید » -
دعانویس ابهر
خود را به سنگ فیلسوف، آب حیات، و الکاهست جهانی اعلام کرد؛ و معتقد بود که فقط دو اصل در همه چیز وجود دارد – که عبارتند از: تراکم، فضیلت شمالی یا شمالی؛ و رقیقسازی، فضیلت جنوبی یا جنوبی. او گفت تعدادی دعانویس ابهر از شیاطین بر بدن انسان حکومت میکنند کافران که آنها را در جای خود فرشتگان به صورت لوزی قرار میدهد. هر بیماری دیو خاص خود را دارد که آن را ایجاد میکند، و این دیو فقط با کمک دیوی که جایگاهش مستقیماً در مقابل دیو او در شکل لوزی است، قابل مبارزه است. در بخش دیگری…
بیشتر بخوانید » -
دعانویس ماکلوان
خود،یا همسر پاکدامنی او، در حالی که این رزکراسیها در خارج از کشور بودند. در بحبوحه هیاهو، پلاکارد دومی با مضمون زیر منتشر شد: «اگر کسی صرفاً از روی کنجکاوی بخواهد برادران صلیب گل سرخ را ببیند، هرگز با ما ارتباط برقرار نخواهد کرد. اما دعانویس ماکلوان اگر ارادهی او واقعاً او را وادار کند که نامش را در فهرست برادری ما ثبت کند، ما فرشتگان که میتوانیم افکار همه انسانها را قضاوت کنیم، او را به حقیقت وعدههای خود متقاعد خواهیم قدیس کرد. به همین دلیل، محل اقامت انرژی مثبت خود را به جهانیان اعلام نمیکنیم. تنها فکر، همراه…
بیشتر بخوانید » -
دعانویس ضیابر
وحشی و خیالپرداز بودند، اما بدون فایده هم نبودند؛ اگر فقط به این دلیل بود که خرافات اروپا را از اشکال تاریک و نفرتانگیزی که راهبان آن را پر کرده جادو بودند، پاک میکردند و به جای آنها، نژادی از موجودات ملایم، برازنده و نیکوکار را جایگزین میکردند. گفته میشود دعانویس ضیابر که نام آنها از کریستین روزنکروتز یا «رز-کرایس»، فیلسوف آلمانی، گرفته علوم غریبه شده است که در اواخر قرن چهاردهم به سرزمین مقدس سفر کرد. در حالی که در مکانی به نام دامکار به شدت بیمار بود، چند عرب دانشمند به ملاقاتش آمدند و دعا او را برادر…
بیشتر بخوانید » -
دعانویس برهسر
از وقت و دارایی خود را در فعالیتهای بیفایده کیمیاگری تلف کرده بود. او از سرنوشت سخت متاسف و از بیباکی ستون تحسین میکرد؛ و مصمم شد در صورت امکان به او در فرار دعانویس برهسر از چنگال ستمگرش کمک کند. او از منتخب اجازه خواست تا کیمیاگر را ببیند و با کمی سختی اجازه را گرفت. او را در وضعیت بسیار فلاکتباری یافت، در سیاهچالی مخوف از نور روز محبوس شده بود و هیچ تخت یا رمال غذایی بهتر از آنچه برای بدترین جنایتکاران در نظر گرفته دعانویس شده بود، نداشت. ستون با اشتیاق به پیشنهاد فرار گوش داد…
بیشتر بخوانید » -
دعانویس دیلمان
است، به طور غیرمنتظرهای برگشت و وارد اتاقی شد که آرتور کوچک بیهوده تلاش میکرد چیزی را در کریستال تشخیص دهد. دی، با وارد کردن این شرایط در دعانویس دیلمان دفتر خاطرات خود، این بازگشت ناگهانی را به یک «بخت معجزهآسا» و یک «تقدیر الهی» نسبت میدهد؛ و در ادامه مینویسد که کلی بلافاصله ارواحی را دید که طلسم برای آرتور کوچک نامرئی مانده بودند. یکی از این ارواح دستور قبلی را تکرار کرد که باید همسرانشان را با هم داشته باشند. کلی سر تعظیم فرود آورد و تسلیم شد؛ و دی، با کمال فروتنی، با طلسم نویس این ترتیب…
بیشتر بخوانید » -
دعانویس اتاقور
عملیات را در مقیاس بزرگتری از سر بگیرند. اما امیدهای فرشتگان لاسکی به این راحتیها از بین نرفت. او که در تصور، صاحب دعانویس اتاقور میلیونها دلار ثروت بود، نمیتوانست از ترس هزینههای فعلی ناامید شود. او روز به روز و ماه به ماه به کار خود ادامه داد تا اینکه سرانجام مجبور شد بخشی از املاک به شیطان شدت گرو تعویذ گذاشته خود را بفروشد تا برای روح کورههای گرسنه دی و کلی و شکمهای گرسنه همسران و خانوادههایشان غذا پیدا کند. تا زمانی که ویرانی به صورتش گشایش خیره نشد، از رویای شیفتگی خود بیدار نشد، حتی در…
بیشتر بخوانید » -
دعانویس احمدسرگوراب
تفاوت وجود داشت که در حالی که دی بیشتر یک طرفدار سرسخت بود تا یک شیاد، کلی بیشتر یک شیاد بود تا یک طرفدار سرسخت. در اوایل زندگی، او سردفتر اسناد رسمی بود دعانویس احمدسرگوراب و به دلیل جعل اسناد، هر دو گوش خود را از دست داد. این نقص عضو، که برای هر مردی به اندازه کافی تحقیرآمیز بود، برای یک فیلسوف مخرب بود. بنابراین، کلی، برای اینکه خردش در نظر جهانیان آسیب نبیند، یک کلاه کاسکت سیاه میپوشید که کاملاً به سرش میچسبید و روی هر دو گونهاش قرار میگرفت، نه تنها فقدان او را پنهان میکرد، بلکه…
بیشتر بخوانید » -
دعانویس رانکوه
را به اتم تبدیل میکنند. خسته شده بودم.تقریباً به دلیل این آزار و اذیت مداوم، در آستانه مرگ بودم؛ اما در کارم و پیشرفت آزمایشم، که بسیار به آن توجه داشتم و روز به روز با شجاعت ادامه مییافت، آرامش یافتم. دعانویس رانکوه تقریباً در همین زمان، طاعون وحشتناکی در پاریس شیوع یافت که تمام مراودات بین انسان و انسان را مختل کرد و مرا تا جایی که میتوانستم به حال نمادگرایی معنوی در طول زمان توسعه یافت خودم رها کرد. شیطانی خیلی زود با رضایت خاطر توانستم پیشرفت و فرشتگان توالی سه رنگی را که به گفته فیلسوفان، همیشه…
بیشتر بخوانید »