بهترین دعانویس
دعانویس چوکام
که به مدت یک ماه در حال کلسیناسیون بود، در آن ریختیم. این مخلوط را با زیرکی در ظرفی به دعانویس چوکام شکل شاخ ریختیم و ظرف دیگری دعا را به عنوان ظرف تقطیر قرار دادیم؛ و کل دستگاه را روی کوره خود قرار دادیم تا انجماد ایجاد شود.» این آزمایش یک سال طول کشید؛ اما برای اینکه بیکار رمال نمانیم، خودمان را با بسیاری از عملیات کماهمیتتر سرگرم کردیم. از این عملیاتها به اندازه کار بزرگمان سود بردیم. «تمام سال ۱۵۳۷ بدون هیچ نتیجهای گذشت.»هر چه را که تغییر میدادیم؛ در واقع میتوانستیم تا روز شیطانی قیامت برای انجماد…
بیشتر بخوانید »دعانویس رودبنه
به او قول پاداش بزرگی داد، اگر به وسیله او شفا یابد. پاراسلسوس دو متون کهن قرص کوچک به او داد که مرد آن را خورد و به سرعت بهبود یافت. وقتی حالش موکل جن دعانویس رودبنه کاملاً خوب شد، پاراسلسوس برای دریافت دستمزدش فرستاد. اما شهروند نظر خوبی در مورد ارزش درمانی که به سرعت انجام شده بود، نداشت. او اصلاً تصور نمیکرد که برای دو قرص، مشتی طلا بپردازد، اگرچه دعا آنها جان او را نجات داده بودند، و از پرداخت بیش از دستمزد معمول برای یک ویزیت خودداری کرد. پاراسلسوس علیه او اقامه دعوی کرد و شکست…
بیشتر بخوانید »دعانویس لیسار
با لحنی جدی پرسید چرا احضار شده است؟ دانشجوی لرزان گفت: «من تو را احضار نکردم.» غریبه با عصبانیت گفت: «تو احضار کردی! و شیاطین را نباید دعانویس لیسار بیهوده احضار کرد.» دانشجو نتوانست پاسخی بدهد؛ و دیو، از اینکه یکی از افراد ناآشنا او را صرفاً از روی گستاخی احضار کرده بود، خشمگین شد، گلویش را گرفت و خفهاش کرد. چند روز بعد، وقتی آگریپا بازگشت، خانهاش را پر از شیاطین یافت. برخی از آنها روی دودکشها نشسته بودند جادو و پاهایشان را در هوا تکان میدادند؛ در حالی که برخی دیگر در لبهی دیوار، جهنده بازی میکردند. اتاق…
بیشتر بخوانید »دعانویس حویق
خود را صرف خرید داروها و فلزات میکرد. او همچنین شاعر جادو بود، اما شایستگیاش کمتر از تظاهر بود. کریسوپیا (Chrysopeia) خود را که در آن وانمود میکرد هنر طلاسازی را آموزش میدهد، به پاپ لئو دهم تقدیم کرد، به این امید که پاپ به خاطر این تعریف و تمجید، پاداش سخاوتمندانهای به او بدهد. اما پاپ دعانویس حویق در قضاوت شعر خیلی خوب بود که از شعر متوسط و پست او راضی نباشد و فیلسوف خیلی خوبی بود که آموزههای عجیب و غریبی را که در آن القا میشد، تأیید کند. بنابراین، او از تقدیم آن به هیچ وجه…
بیشتر بخوانید »دعانویس واجارگاه
اما همه این تلاشها برای پنهان کردن اعمال متعدد اختلاس او بیفایده بود؛ و او آداب و رسوم تاریخی شیوههای طلسم را حفظ کردهاند در سال ۱۴۵۲ دستگیر و به چندین اتهام محاکمه شد. تنها در یکی از اتهامات، که بدخواهی دشمنانش برای نابودی او مطرح کرده بود، دعانویس واجارگاه تبرئه شد؛ و آن این بود که در مرگ حامی مهربانش، آگنس سورل، با سم، مشارکت داشته است. در اتهامات دیگر، او گناهکار دعاگر شناخته شد و به تبعید از پادشاهی و پرداخت جریمه هنگفت چهارصد هزار کرون محکوم شد. ثابت شد دعا که او مهر پادشاه را جعل کرده…
بیشتر بخوانید »دعانویس گوراب زرمیخ
مناسب را صبر نکرده بودند. بارون همچنین گفته بود که مارشال دِ ریس به سختی دعانویس میتوانست از او انتظار لطفی داشته باشد، در زمانی که حتماً میدانست که برای کفاره گناهانش در حال تفکر برای زیارت سرزمین مقدس بوده است. مرد ایتالیایی بدون شک علوم دعانویس گوراب زرمیخ غریبه این فرشتگان را از روی برخی از اظهارات جادو سیاه بیاحتیاط حامی خود حدس زده بود، زیرا دِ ریس صادقانه اعتراف کرده بود که مواقعی وجود داشته که از دنیا و تمام زرق و برق و بطالتهایش خسته شده و به فکر وقف خود به خدمت خدا افتاده است. به…
بیشتر بخوانید »دعانویس شلمان
نشده بود که از آنجا خارج شوند؛ اما هیچ کس جرأت نداشت آشکارا مردی قدرتمند مانند مارشال دو رای را متهم کند. هر وقت موضوع کودکان گمشده در حضور او مطرح میشد، از راز دعانویس شلمان سرنوشت آنها بیشترین حیرت را ابراز میکرد و از کسانی که ممکن بود در ربودن آنها گناهکار باشند، خشمگین میشد. با این حال، دنیا کاملاً فریب نخورده بود؛ نام او برای کودکان خردسال به اندازه غول بلعنده در افسانهها ترسناک شده بود و به آنها آموخته میشد که کیلومترها دور بزنند، نه اینکه از زیر برجهای شامپتوکه عبور کنند. در طول چند رمال سال،…
بیشتر بخوانید »دعانویس چوبر
خود آموخت. به دلیل این عشق به تحصیل، در خانه آنقدر مورد بدرفتاری قرار گرفت که تصمیم گرفت آن را ترک کند. با مطالبه ارثی که پدرش برایش گذاشته بود، دعانویس چوبر به ترِوِز رفت؛ و با نام طلسم تریتمیوس، برگرفته از نام روستای زادگاهش، تریتیم، چند ماهی را در آنجا تحت آموزش استادان برجسته گذراند، که توسط آنها برای دانشگاه آماده شد. در بیست سالگی، به ذهنش فرشتگان خطور کرد که دوست دارد یک بار دیگر مادرش را ببیند؛ و برای این منظور پیاده طلسم از دانشگاه دوردست حرکت کرد. هنگام دعانویس ورود به نزدیکی اسپانهایم، در اواخر عصر…
بیشتر بخوانید »دعانویس شاندرمن
گاهی اوقات برای آزمایشهای دیگر آن را نوشید. با این حال، این مشتاق عجیب کاملاً ناامید نشد و شکست او در یک آزمایش، مقدس او را مشتاقتر کرد تا موکل جن آزمایش دیگری را امتحان کند. او اکنون دعانویس شاندرمن به پنجاه سالگی نزدیک میشد و هنوز چیزی از دنیا ندیده بود. بنابراین تصمیم گرفت به آلمان، ایتالیا، فرانسه و اسپانیا سفر کند. هر جا که توقف میکرد، تحقیق میکرد که متون کهن آیا کیمیاگری در آن حوالی وجود دارد یا خیر. او همواره آنها پیشینه تاریخی را جستجو میکرد؛ و اگر فقیر بودند، از رفاه برخوردار میشد و اگر…
بیشتر بخوانید »دعانویس کومله
از مادهای تیره رنگ و سنگین پیدا کردهاند. بر اساس این شایعه، یکی از معتقدان به تمام داستانهای شگفتانگیز نیکلاس فلامل، خانه را خرید و تقریباً با زیر و رو کردن دیوارها و جستجوی طلای پنهان، دعانویس کومله آن را به خاک و خون کشید. با جادو این حال، او در ازای زحماتش چیزی به دست نیاورد و برای بازسازی خانههای مشرکان ویران شدهاش، هزینه سنگینی را متحمل شد. جورج ریپلی. در حالی که کیمیاگری بدین ترتیب در قاره اروپا پرورش مییافت، در جزایر بریتانیا نیز مورد غفلت قرار دعانویس نگرفت. از زمان راجر بیکن، این علم تخیل بسیاری از…
بیشتر بخوانید »