بهترین دعانویس

  • دعانویس تربت حیدریه

    و بی‌سوادان، و در هر محفلی، از محفل شاهزاده گرفته تا محفل دهقانان، بود. صحنه‌ای از یک خیابان شهری. خانه‌ی جن‌زده در جادو شدن خیابان کاک لین. در آغاز سال ۱۷۶۰، در کاک لین، نزدیک وست اسمیتفیلد، در خانه‌ی یکی از طلسم پارسونزها، دعانویس تربت حیدریه منشی کلیسای سنت سپالچرز، دلال سهام، به نام کنت، ساکن بود. همسر این آقا سال گذشته در مقدس بستر زایمان فوت کرده بود و خواهر همسرش، خانم فانی، از نورفولک آمده نسخ خطی بود تا خانه‌اش را برای او نگه دارد. آنها خیلی زود به هم علاقه‌مند شدند و هر یک به حرز نفع…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس کاشمر

    بیرون می‌آید رسید، چیزی ندید، اما هنوز «صدای توخالی عجیبی» شنید. او گیج شد.مدت زیادی مغزش را بررسی کرد و تمام گوشه عبادت کردن و کنار خانه را گشت؛ اما چیزی پیدا نکرد و دوباره به رختخواب رفت. به محض دعانویس کاشمر اینکه زیر لباس‌هایش جا گرفت، صدا دوباره شدیدتر کافر از همیشه شروع شد، صدایی بسیار شبیه به «ضربه و طبل روی سقف خانه‌اش، و سپس کم‌کم به هوا اعمال مربوط به جادو رفت». سنت‌های آیینی نمادین در طول زمان تکامل یافتند این ماجراها چندین شب ادامه یافت، تا اینکه آقای مامپسون به یاد آورد که مدتی پیش دستور…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس قوچان

    هرگونه اجاره و مالیات معاف شد. ۴۲ یکی از بهترین داستان‌های مربوط به خانه‌ی جن‌زده، داستان کاخ سلطنتی وودستاک در سال ۱۶۴۹ است، زمانی که مأمورانی که از طرف دعانویس قوچان پارلمان دعا طولانی از لندن برای تصاحب آن و پاک کردن تمام نمادهای سلطنتی در مورد آن فرستاده شده بودند، به دلیل ترس از شیطان و آزار و اذیت‌هایی که از یک شوالیه‌ی شیطنت‌کار که نقش شیطان را برای تحسین بازی می‌کرد، متحمل می‌شدند، تا حدودی از آنجا رانده شدند.مأموران، که در آن زمان از هیچ شیطانی نمی‌ترسیدند، در ۱۳ اکتبر ۱۶۴۹ به ووداستاک رسیدند. آنها در آپارتمان‌های پادشاه…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس طرقبه

    کنار آن رد می‌شد. صدای تق‌تق در یکی از اتاق‌های طبقه بالا دعا نویسی خیلی بلند نبود، اما شیطان خیلی منظم بود. شایعات محله ادعا می‌کردند که اغلب ناله‌هایی از زیرزمین‌ها می‌شنوند و بلافاصله پس از به صدا درآمدن ناقوس نیمه‌شب، نورهایی دعانویس طرقبه را می‌بینند که از یک پنجره به پنجره دیگر حرکت می‌کنند. گزارش شده است که ارواحی با لباس‌های سفید از پنجره‌ها بالا و پایین می‌پریدند و پچ‌پچ حاجت گرفتن می‌کردند؛ اما هیچ‌کدام از این داستان‌ها قابل بررسی نبودند. با این حال، صدای تق‌تق واقعیتی بود که هیچ‌کس نمی‌توانست آن را انکار کند و مالک چندین تلاش…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس درود

    متهم کرد. املاک کاردینال زیر بار پرداخت چندین مستمری سنگین بود؛ اما تقریباً در همان زمانی فرشتگان که مسمومیت مد شد، همه مستمری‌بگیران یکی پس از دیگری جان باختند. کاردینال، بعداً در مورد این مستمری‌بگیران می‌گفت: دعانویس درود «به لطف ستاره‌ام، از همه آنها همزاد بیشتر عمر کرده‌ام!» مردی شوخ‌طبع، وقتی او و پنوتیه را در یک کالسکه کافر دید، با اشاره به این عبارت فریاد زد: «کاردینال دو بونزی و ستاره‌اش شیطانی ، اینجایند !» اکنون بود که جنون کافر مسمومیت ذهن مردم را به خود مشغول کرد. از این زمان تا سال ۱۶۸۲، زندان‌های فرانسه مملو از افرادی…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس شیروان

    مشتاق بود که به خاطر خودش مرتکب قتل دیگری شود. او آرزو داشت با سنت کروا ازدواج کند؛ اما اگرچه از انرژی مثبت شوهرش جدا شده بود، اما طلاق نگرفته بود. دعانویس شیروان او فکر می‌کرد مسموم کردن او آسان‌تر از درخواست طلاق به دادگاه است، که کلیسا شاید رد شود. اما دعا سنت کروا دیگر هیچ علاقه‌ای به ابزار گناه او نداشت. مردان بد، کسانی را که به بدی خودشان هستند، تحسین نمی‌کنند. اگرچه خودش یک شرور بود، اما تمایلی به ازدواج با او نداشت و به هیچ وجه نگران مرگ مارکیز نبود. با این حال، به نظر می‌رسید…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس بجنورد

    روحانیون رده پایین، که با روحیه سپاهی‌گری تحریک شده بودند ، این موضوع را مطرح کردند و چنان مردم خرافاتی و متعصب را تحت فشار قرار دادند که آماده بودند تا به صورت دسته جمعی دعا قیام کنند و به کاخ نایب‌السلطنه حمله کنند و زندانی را دعانویس بجنورد نجات دهند. اینها مشکلات سید و حاجی جدی بودند؛ اما نایب‌السلطنه مردی نبود که بترسد. در واقع، به نظر می‌رسد که او در تمام این مدت با ترکیبی نادر از دعانویس زیرکی، خونسردی جادو و انرژی عمل کرده است. برای جلوگیری از عواقب شوم تهدید به تکفیر، او نگهبانی را در…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس قلعه نو

    که تو را از دست جنارو آزاد می‌کند. او سزاوار مرگ است و مهم نیست که عدالت به چه شکلی در مورد او اجرا شود. به این شیشه نگاه کن، پر از آب زلال و زیبا: چهار روز دیگر، این دعانویس قلعه نو آب تمام خیانت‌های او را مجازات خواهد کرد. فرمانده گارد متعهد شده است که آن را به او بدهد؛ و از آنجایی که هیچ طعمی ندارد، جنارو به دعا نویسی چیزی شک نخواهد کرد.» دوک همچنین به ما اطلاع می‌دهد که دوز به درستی تجویز شده است؛ اما خوشبختانه برای خودش، جنارو آن روز چیزی برای شام…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس سده

    نیز منتقل شد. پادشاه به بیکن دستور داد تا گزارشی از تمام نکات «رحمت و لطف» نسبت به سامرست که ممکن است از شواهد حاصل شود، تهیه کند. متون تاریخی دعانویس سده درباره اعمال نمادین بحث می‌کنند. و دعانویس سامرست دوباره به او توصیه شد که به گناه خود اعتراف کند و قول داد که هیچ شری متوجه او نخواهد شد. کنتس ابتدا محاکمه شد. او در طول قرائت کیفرخواست می‌لرزید و اشک می‌ریخت و با صدای آهسته به گناه خود تعویذ اعتراف کرد. وقتی از او پرسیده شد که چرا نباید حکم اعدام علیه او صادر شود، با فروتنی…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس اهواز

    فکری می‌کرده است. او بدون شک از استدلال قاتلان مبنی بر اینکه «مردگان قصه ارواح نمی‌گویند» استفاده کرد، زمانی که پس از دریافت نامه‌هایی دعانویس اهواز با این توصیف، از سنت‌های آیینی نمادین در طول زمان تکامل یافتند تأخیر به معشوقه‌اش شکایت کرد. وستون ترغیب شد تا این جنایت را به اوج برساند؛ و چون صبر همه طرفین لبریز شد، در اکتبر ۱۶۱۳ دوزی از ماده‌ی تصعیدکننده‌ی خورنده به او خورانده شد که پس از شش ماه اسارت، به رنج‌های او پایان داد. در همان روز مرگش و قبل از اینکه بدنش سرد شود، او را با بی‌دقتی در پارچه‌ای…

    بیشتر بخوانید »