بهترین دعانویس

  • دعانویس مجرب در یزد

    گرگینه بودن یا انسان‌نما بودن و پرسه زدن شبانه با آن شکل در روستا برای بلعیدن طلسم کودکان خردسال، متهم شد. کیفرخواست علیه او، همانطور که توسط هنری کامو، پزشک قانون و مشاور پادشاه خوانده شد، به این شرح بود که او، ژیل گارنیه، مذهب دختر کوچکی دوازده دعانویس مجرب در یزد ساله را گرفته و او را به تاکستانی کشانده و در آنجا، طلسم بخشی از آن را با دندان و بخشی را با دستانش، شبیه پنجه‌های گرگ، کشته است. از آنجا، جسد خونین او را با دندان‌هایش روی زمین به جنگل لا سر کشانده شیاطین و در یک…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس مجرب در همدان

    جای کسانی که خورده شده بودند، برانگیخته بود، کسی جز یکی از آنها در خدمت خودشان نبود – شیطان آزار و اذیت. اما چنین شد. هر چه بیشتر متون دعانویس مجرب در همدان کهن می‌سوزاندند، چیزهای بیشتری برای سوختن ذکر پیدا می‌کردند، تا اینکه این دعا به دعایی رایج اجنه غیر مسلمان در میان زنان طبقات پایین جامعه تبدیل شد که هرگز زنده نمانند و پیر نشوند. کافی بود که پیر، فقیر و نیمه دیوانه باشند تا مرگشان در تیر یا چوبه دار تضمین شود. دروازه ورودی شهر. دروازه کنستانس. در سال ۱۴۸۷ طوفان علوم غریبه شدیدی در سوئیس رخ…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس سیستان و بلوچستان

    تمام اسرار جهنمی سبت جادوگران شدند. وانمود می‌شد که وقتی یک تازه‌کار را به فرقه خود می‌پذیرفتند، او را مجبور می‌کردند که از رستگاری دعاگر خود دست بکشد و عیسی مسیح را نفرین کند؛ سپس او را وادار به تسلیم در برابر دعانویس سیستان و بلوچستان بسیاری از مراسم نامقدس پیشینه تاریخی و نفرت‌انگیز می‌کردند و او را مجبور می‌کردند که گونه، ناف و باسن مافوق را ببوسد و سه بار بر جادو سیاه روی صلیب تف کند. اینکه همه اعضا از ارتباط با زنان منع شده بودند، اما می‌توانستند بدون هیچ مانعی خود را به انواع فسق و فجور…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس مجرب در سمنان

    مقدمات ضیافت فراهم شد، جایی که انواع چیزهای نفرت‌انگیز سرو می‌شد و شیاطین و جادوگران با ولع آنها را می‌خوردند. اگرچه گاهی اوقات با گوشت‌های مرغوب طلسم و شراب‌های گران‌قیمت از بشقاب‌های طلایی و جام‌های کریستال پذیرایی می‌شدند؛ اما هرگز چنین لطفی به آنها دعانویس مجرب در سمنان نمی‌شد، مگر اینکه از آخرین دوره‌ی ملاقات، تعداد زیادی اعمال شیطانی انجام داده بودند. بعد از جشن، دوباره شروع به رقصیدن کردند؛ اما آن‌هایی که دیگر رغبتی به این ورزش نداشتند، خودشان را با … سرگرم می‌کردند.مسخره کردن آیین مقدس غسل تعمید. برای این منظور، وزغ‌ها عبادت کردن دوباره فراخوانده شدند و…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس سمنان

    این نویسندگان – که سه نفر از آنها مأمور محاکمه جادوگران بودند و از اعترافات مجرمان فرضی و شواهد ارائه شده علیه آنها نوشتند – و از اثر جدیدتر آقای ژول گارینه، خلاصه زیر دعانویس سمنان از این آیین با دعا زحمات فراوان استخراج شده است. دانشجویی که مایل به دانستن بیشتر است به آثار مورد بحث ارجاع داده کیمیاگری می‌شود. او در هر برگ به اندازه‌ای مطلب پیدا خواهد کرد که خونش از شرم و وحشت منجمد شود: اما پاکی این صفحات با هیچ چیز تحقیرآمیز و نفرت‌انگیزی مانند شرح کامل آنها لکه‌دار نخواهد شد. شیطانی آنچه در اینجا…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس مجرب در زنجان

    چهره‌ای محبوب را از اجاقش می‌ربود – اینها نه بلای الهی، بلکه کار یکی از عجوزه‌های همسایه بود که بدبختی یا جنونش باعث می‌شد نادانان انگشت خود را بلند کنند دعانویس مجرب در زنجان دعا نویسی و او را به عنوان جادوگر به او نشان دهند. این کلمه بر زبان همه جاری بود. فرانسه، ایتالیا، آلمان، انگلستان، اسکاتلند و شمال دور، پی در پی به این موضوع می‌پرداختند و کافر برای سال‌های طولانی دادگاه‌های خود را با محاکمه‌های فراوان جادوگری تجهیز می‌کردند، به طوری که از جرایم دیگر به ندرت یا هرگز صحبتی نمی‌شد. هزاران انرژی مثبت هزار نفر از…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس زنجان

    گذراند و تلاش کرد تا ارتش کوچک خود را تقویت کند. در بهار، او به سمت فلسطین حرکت کرد و به سلامت به عکا رسید. مسیحیان، طبق معمول، به دلیل حسادت‌ها و خصومت‌های متقابل از هم گسیخته دعانویس زنجان بودند. دو روح گروه بزرگ نظامی به همان اندازه که همیشه خصمانه و غیرقابل حل بودند، با یکدیگر و با تمام جهان در تضاد بودند. ورود ادوارد باعث شد که آنها اختلافات بی‌ارزش خود را کنار بگذارند و در آخرین تلاش برای رهایی کشور جدیدشان، قلباً متحد شوند. به زودی نیرویی متشکل از شش هزار جنگجوی طلسم کارآمد برای پیوستن به…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس مجرب در خوزستان

    که اعتراف کنند ساراسن‌ها عقب‌نشینی کرده‌اند و عقب‌نشینی نکرده‌اند. اما رهبران آنها به شدت متقاعد شده بودند که آن میدان مرگبار، بی‌نظمی ارتش مسیحی را تکمیل کرده دعانویس مجرب در خوزستان و تمام امیدهای فتح آینده به پایان رسیده است. صلیبیون که تحت تأثیر این حقیقت قرار گرفته بودند، درخواست صلح کردند. سلطان بر تخلیه فوری دمیاط اصرار ورزید و دعاگر خود لویی را به عنوان گروگان برای اجرای شرط تحویل داد. ارتش او فوراً امتناع ورزید و مذاکرات قطع شد. اکنون تصمیم گرفته شد که عقب‌نشینی صورت گیرد؛ اما ساراسن‌های چابک، گاهی در جلو و گاهی در عقب، این…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس خوزستان

    درگیری به همان اندازه که ناامیدی از یک طرف و وحشیگری بی‌حد و حصر از طرف دیگر می‌توانست، کشنده باشد، مرگبار بود. این درگیری با سرنوشت‌های مختلف کافران به مدت دو روز ادامه یافت، زمانی که سلطان امیسا دعانویس خوزستان به استحکامات خود گریخت و والتر برین به دست دشمن افتاد. شوالیه شجاع از بازوهایش به صلیبی در دیدرس دیوارهای یافا آویزان شد و رهبر کوراسمینی‌ها اعلام جادوگر کرد که او باید تا زمان تسلیم شهر در آن موقعیت باقی بماند. والتر صدای ضعیف خود را بلند کرد، نه برای توصیه تسلیم، بلکه برای دستور به سربازانش که تا آخرین…

    بیشتر بخوانید »
  • دعانویس مجرب در خراسان شمالی

    سرزمین مقدس آغاز کرده بود و کامهِل که به جاه‌طلبی برادرش، کوهردین، حسادت می‌کرد، حاضر بود این شرط را بپذیرد، به شرطی که فردریک او را در دعانویس مجرب در خراسان شمالی تصرف سرزمین مهم‌تر مصر تضمین کند. اما پیش از رسیدن صلیبیون به فلسطین، کامهِل با مرگ طلسم برادرش از همه ترس‌ها رهایی یافت. با این وجود، او فکر نمی‌کرد که ارزشش را داشته باشد که با صلیبیون بر سر گوشه‌ی بایر زمین که قبلاً فتح شده بود، رقابت کند. با خون مسیحیان و مسلمانان آغشته شده بود و پیشنهاد آتش‌بس سه ساله را داد، و علاوه بر این،…

    بیشتر بخوانید »