بهترین طلسم

  • طلسم ستاره

    مطالبی که در نسخه اصلی «رولینگ استونز » استفاده شده است ؛ گزیده‌هایی از روایت‌های سنتی شامل نمادگرایی معنوی هستند ستون «پس‌اسکریپت‌ها» دعانویس که برای هوستون پست نوشته شده است ؛ و چند نامه. «پس‌اسکریپت‌های» او. هنری، همانطور که از نامش پیداست، شامل مطالبی است که از ستون «ویل پورتر» در هوستون پست گرفته شده قدیس است. «چهار میلیون» بر اساس زندگی نیویورکی است و «چراغ تراشیده» ، «صدای شهر» و «تجارت فرشتگان دقیق» صرفاً «داستان‌های بیشتری از چهار میلیون» هستند. « قلب غرب » منحصراً از داستان‌های وسترن تشکیل شده است. «کلم‌ها و پادشاهان» ، ترکیبی از چندین داستان…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم گوهر شب چراغ

    آب را می‌گرفت و مبالغ روی قبضش را اضافه می‌کرد، اما حرف‌های پدرش را شنید. همینطور که مادرش بیرون می‌رفت، پرسید: «مامان، بابا خیلی مریضه طلسم گوهر شب چراغ که بتونه کار کنه؟» خانم فلینت گفت: «بله عزیزم؛ او تب بالایی دارد و می‌ترسم حالش خیلی بد باشد.» بعد از رفتن مادرش، ویلی کلاهش را سرش گذاشت و از درِ جلویی خانه دعاگر بیرون رفت. با خودش گفت: «می‌خواهم کاری برای کمک به عبادت کردن پدر خوب و مهربانم که بیمار است انجام دهم.» او به خیابان اصلی رفت و به ساختمان‌های بلندی که پدر بیچاره‌اش داشت نگاه کرد. رهگذران…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم صبی روی پوست آهو

    شاهدان را احضار کنی و در حضور آنها با شوهرت روبرو شوی.» توسل خانم گفت: «همین. من فکر می‌کنم یک پلیس هست که در خیابانی که مغازه در آن است، طلسم مستقر است و با خانواده ما آشناست. وظایف دعا نویسی او طلسم صبی روی پوست آهو باعث می‌شود که بعد از تاریکی هوا در نزدیکی مغازه باشد. چرا او را نمی‌بینید، کل ماجرا را برایش توضیح نمی‌دهید و وقتی به اندازه کافی شنیدم، اجازه نمی‌دهید شما و او به عنوان شاهد حاضر شوید؟» کارآگاه گفت: «من جادو کهن با او صحبت می‌کنم و او را متقاعد می‌کنم مطالعات انسان‌شناسی،…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم دندان

    سوتی از زیر یونیفرمش بیرون کشید و با صدایی گوشخراش بیرون رفت. تقریباً گشایش بلافاصله یک تاکسی از خیابان عبور کرد. دربان در را باز کرد؛ و همین که طلسم دندان از پله‌ها پایین آمدیم تا سوار مذهب شویم، پسر بچه‌ای کوچک با دسته‌ای روزنامه زیر بغل، به سرعت جلو آمد و یکی از روزنامه‌ها را جلوی من بیرون انداخت. «آقا، شما اینجا هستید؛ برنده‌ی دو و نیم. مرگ یک میلیونر مشهور، آقا.» دربان با غرور گفت: «برو کنار، پسر.» با این حال، قبل از اینکه او حرفی بزند، یک سکه از جیبم بیرون فرشته آوردم و با یک روزنامه…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم رفع

    دوستانه آن را گرفت. گفت: «ممنون، آقا، و موفق باشید.» بروس گفت: «این تاکسی تعویذ منه.» همینطور که به خیابان ریجنت می‌پیچیدیم. «بسیار خب،» جواب دادم، «ما سر این طلسم موضوع دعوا گشایش نمی‌کنیم. به محض اینکه میمون سبزت آن شش میلیون را به من رساند، می‌توانی به طلسم رفع من پول بدهی.» در طلسم این زمان ما درست سنت‌های فرهنگی شامل آداب و رسوم آیینی است روبروی ورودی هتل پیکدیلی بودیم. همینطور که رد می‌شدیم، در اجنه غیر مسلمان باز شد و زنی خوش‌قیافه، با شنل بلند سمور، پا به پیاده‌رو گذاشت. دعا در خیابان روبرو، خدمتکاری با لباس…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم ترک اعتیاد

    وجود داشت. او مثل یک فرشته در مورد نام خودش دروغ شیاطین نماز خواندن گفت، و ساعتش را به پرستار داد و با طلسم ترک اعتیاد او طوری صحبت کرد که انگار با یک ملکه صحبت می‌کند. من باور ندارم که هرگز او را به خاطر مرگش ببخشم، چون من معجزه‌ای برایش انجام دادم. خب، او امروز صبح مرد، و – دعا بگذارید یک کبریت بگیرم – اوه، بله، این یک چیز کوچک در جیبم است که او به من داد تا با او دفن کنم. او به من فرشته گفت که یک شب با این دختر به کنسرت می‌رود،…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم نویسی

    بالا رفت و وارد اتاقی در آن سوی صحنه شد. آپارتمانی معمولی بود که ظاهراً سه کاربرد داشت: اتاق نشیمن، اتاق لباس و استودیوی نقاشی صحنه. یک سبد بزرگ تئاتری با طلسم نویسی برچسب کلارکسون روی آن در وسط زمین قرار داشت و چند تکه بوم نقاشی خالی به دیوارها تکیه داده شده بود که منتظر دست هنرمند بودند. نگهبان در حالی که انگشت شستش را به سمت آخرین وسایل جفر تکان می‌داد، گفت: «اونها خودشونن، باسکومب. می‌خوایم یه اتاق روی اونا رنگ کنی. قراره اتاق یه محقق تو کالج آکسفورد باشه. فکر می‌کنی می‌تونی این کار رو دعا نویسی…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم هندی

    کرده بود. آخرین آرزویش این بود که جهان را فتح کند و کوه نور را به دست سنت‌های فرهنگی، شیوه‌های طلسم را حفظ کرده‌اند آورد. وقتی این آرزو برآورده شد، آن را زیر سنگ بزرگ خورشید طلسم در محل تلاقی آب‌ها دفن کرد. پس از آن طلسم هندی روح کشته شد.’» «خودم: و شیخ عباس، نقطه تلاقی طلسم آب‌ها کجاست؟» شیخ: ‘من نمی‌توانم بگویم. هر چه می‌دانم از پدرم شنیده‌ام، که او هم شیطانی قبل از او از پدرش شنیده بود.’ «وقتی صبح روز بعد از خواب بیدار شدم، شیخ عباس مرده بود. او را دفن کردم و در مورد…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم نویس

    باید به سرعت و به طور رضایت‌بخشی به کار گرفته شود. از آنجایی که مردی عمل‌گرا سنت‌های تجلی در سوابق تاریخی ظاهر می‌شوند بود، منتظر افکارش نماند. لب‌هایش را تر کرد، از خیابان گذشت و با همان وقار سنجیده از دو سه پله سنگی که به طلسم نویس اجنه غیر مسلمان هتل منتهی می‌شد بالا رفت. پیشخدمتی تنومند و چاق که درست داخل ایستاده بود، آمدن او را دید و درِ سالن پذیرایی مبله و راحت را باز کرد و در همان حال با تعظیمی تملق‌آمیز، سر تعظیم فرود آورد. آقای باسکومب وارد شد و با حالتی از رضایت جادو…

    بیشتر بخوانید »
  • طلسم بازگشت معشوق

    سیر. ها! داری جلوی چشمم مسخره‌ام می‌کنی. با اینکه انکارش کردم؟ بفرمایید، آقای شرور! (به او ضربه می‌زند.) درومیو اف. به خاطر خدا، دستت را نگه دار، وگرنه باید به پاهایم پناه ببرم. (بیرون می‌رود.) آنتی‌فولوس سیر. به هر حال، به هر حیله‌ای طلسم بازگشت معشوق که شده، پولم را از آن رذل گرفته‌اند. می‌گویند اینجا کلاهبرداری هست: جادوگران حیله‌گر، چشم‌گردان‌ها، جادوگران سیاه که ذهن را دیوانه می‌کنند. جادوگرانی که روح و جسم را از شکل می‌اندازند، رذل‌های حیله‌گر، موش‌های کور ریاکار، و دیگر نوچه‌های گناه. اگر چنین است، من به زودی از اینجا می‌روم. حالا پشت سر درومیو به…

    بیشتر بخوانید »